پیام فارس - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمدصادق جوادیحصار: جامعه ایرانی با عبور از حوادث سال ۱۴۰۱ به بلوغی رسیده که تکرار خطاهای گذشته را برنمیتابد تداوم رویکردهای سلبی در حجاب، نشاندهنده فقدان آیندهنگری است
مهدی بیکاوغلی| 4 سال از حادثه تلخ رخ داده برای مهسا امینی گذشت. حادثهای که به سرعت برق و باد افکار عمومی ایرانیان را درنوردید، احساسات بسیاری از ایرانیان را جریحهدار ساخت و به یک نماد درخصوص ضرورت توجه به حقوق شهروندی و به رسمیت شناختن سبک زندگی مردم بدل شد. در چهارمین سالگرد این رخداد تلخ اما، فضای سیاسی و اجتماعی ایران همچنان متاثر از آن حادثه و پیامدهای اجتماعی آن است. هنوز نام مهسا و تصویر او بر سر در نمایههای بسیاری از ایرانیان قرار دارد و درباره آن بحث میشود. بگذریم که هنوز در صدا و سیما افرادی هستند که با الفاظ توهینآمیز و حساسیتبرانگیز درخصوص مهسا امینی و رخدادهای تلخ شهریور 1401 سخن میگویند. مردم این روزها از خود میپرسند آیا آنچه به نام «ارشاد» و در قالب برخوردهای سلبی و تحکمآمیز انجام میشد، با خردجمعی، عرف اجتماعی و فطرت خداجوی مردم این سرزمین سازگار بود؟ چهار سال بعد از رخداد تلخ مهسا پاسخ این پرسش را نه در هیاهوی روزهای تلخ ۱۴۰۱، بلکه در حافظه جمعی ملتی میتوان جستوجو کرد که از آن تجربه، درسی سخت اما گرانبها آموخت. اینکه باید از خطاهای گذشته درس آموخت و اشتباهات قبلی را تکرار نکرد. جامعه ای که آزموده را دوباره میآزماید در زنجیره تکرار گرفتار شده و پیش نمیرود.
محمدصادق جوادیحصار، فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگویی تفصیلی با «اعتماد» این حادثه را نه یک رویداد عادی، بلکه یک نقطه عطف تاریخی در جامعهشناسی سیاسی ایران میداند. او با تأکید بر اینکه «ایامالله» نه فقط به پیروزیهای سیاسی، بلکه به لحظات عبرتآموز و بیدارکننده نیز اطلاق میشود، تصریح میکند که پس از 25 شهریور ۱۴۰۱، جامعه ایرانی به دانشی و خردی دست یافته که مواجهه سلبی و تحکمآمیز با مقولات فرهنگی و اجتماعی را برنمیتابد. جوادیحصار با انتقاد شدید از زمزمههای تازه برخی جریانهای سیاسی برای احیای سیاستهای سختگیرانه در بحث حجاب، این اقدامات را خطایی راهبردی و نشاندهنده فقدان درک شرایط حساس کشور در حوزههای داخلی و بیرونی ارزیابی کرد.
«بصیرت» بهمثابه ضرورت حکمرانی
جوادیحصار در ابتدای گفتوگو با «اعتماد» ضمن اشاره به مفاهیم دینی و اخلاقی در حکمرانی، موضوع «بصیرت» و «حکمت» را به عنوان راهکارهای برونرفت از بحرانهای اجتماعی مطرح کرد. او میگوید: «ایامالله روزهایی هستند که انسان را به عبرت فرامیخوانند. بصیرت به معنای قوه تمیز خیر از شر و دستیابی به دانایی است. نتیجه این بصیرت، حکمت است؛ همان دانش عمیقی که به انسان کمک میکند تا مصلحت پیرامون خود را تشخیص بدهد. قرآن کریم میفرماید: ومنْ یُوت الْحِکْمه فقدْ أُوتِی خیْرًا کثِیرًا به هرکس حکمت داده شود، خیر کثیری به او ارزانی شده است. هر اتفاق تاریخی در جوامع بشری میتواند منشأ اثر باشد؛ چه مثبت و چه منفی. این رخدادها باید ما را به یاد خدا بیندازد که تأکید بر دانایی، عدل، مراعات و مساوات دارد. غفلت از این نعمتهای الهی و بیتوجهی به ضرورت وجود بصیرت، جوامع را دچار دگرگونیهای ناخواسته میکند.» این فعال سیاسی با یادآوری شب حادثه در سال 1401 و اعلام خبر درگذشت مهسا امینی، به نقش رسانهها و افکار عمومی در آن مقطع اشاره کرده و میگوید: «آن شب در مصاحبهای با بیبیسی تأکید کردم که این حادثه به دلیل عدم انطباق با دانش و خردجمعی رخ داده است. در همان زمان اعلام کردم مساله مواجهه با حجاب در کشورمان به قبل و بعد از حادثه مهسا امینی تقسیم میشود. معتقدم در جمهوری اسلامی، اتفاقاتی از جنس رخدادهای پیشین دیگر تکرار نخواهد شد؛ چرا که جامعه ما به این دانایی رسیده است که آن نوع مواجهه، رفتاری خردمندانه نبوده و باید از تکرار آن جلوگیری کرد.» او ادامه میدهد: «جامعه ایرانی فطرتا خداجوست و دیگر تن به تکرار آن رخدادها نمیدهد. اساسا انتخاب دکتر مسعود پزشکیان نیز در راستای همین بلوغ اجتماعی شکل گرفت؛ انتخاب فردی که با رویکرد اجرایی خود، به دنبال جلوگیری از تکرار حوادث ناگوار است. آن لحظاتی که ما را از غفلت بیدار میکند و به سمت حقیقت سوق میدهد، لحظاتی گوارا و الهی است.»
جوادیحصار در ادامه به رویکرد دولت چهاردهم در مسائل اجتماعی پرداخته و میگوید: «اساسا رای مردم به دولت پزشکیان در راستای این درک تاریخی رخ داد. مردم به شخصیتی رای دادند که به دنبال جلوگیری از تکرار خطاهای قبلی در حوزه مسائل اجتماعی بود. به همین دلیل یکی از نخستین تصمیمات پزشکیان و دولتش تصمیمسازی در خصوص عدم اجرای قانون حجاب و عفاف با استفاده از ظرفیت شعام بود. به نظر میرسد دولت آقای پزشکیان از آن ماجرا درس گرفته و عبرتهای لازم را اندوخته است. ترویج خردمندی در رفتار اجتماعی و تصمیماتی که منجر به تغییر در شیوه برخورد با گشت ارشاد شد، نشانه درک عمیق این ضرورت است. ارشاد به معنای خیرخواهی، مسالهای انسانی است؛ اما آنچه در ارشاد دینی جایگاهی ندارد، «تحکم و خشونت» است. تحکم در خردورزی و خیرخواهی جایی ندارد و خوشبختانه دولت چهاردهم این مهم را درک کرده است. دولتی که تلاش میکند هنجارهای اجتماعی و رفتاری را با استفاده از فرهنگسازی و بهرهگیری از ظرفیتهای مردم اجرایی سازد.» این فعال سیاسی اصلاحطلب یادآور میشود: «هر کجا که ما به این دانش و معرفت بیتوجهی کردیم، دچار آفت شدیم و هشدار میدهم که اگر از مسیر خردمندی خارج شویم، همچنان در معرض آسیبهای جدی خواهیم بود.»
انتقاد از زمزمههای بازگشت به سیاستهای سلبی
در بخش دیگری از این گفتوگو، جوادیحصار به موضعگیریهای اخیر برخی چهرههای سیاسی، ازجمله برخی نمایندگان درخصوص بازگشت به رویکردهای سلبی در موضوع حجاب، واکنش نشان داد. او با ابراز تأسف از این اظهارات میگوید: «این رفتارها نمونه بارز تکرار خطا و عدم درک شرایط موجود است؛ سخنانی که فقدان آیندهنگری گویندگانش را فریاد میزند. کشور ما امروز آبستن حوادث مختلف در ابعاد بیرونی و درونی است و اصلا در شرایطی نیستیم که بخواهیم درباره رفتارهای اجتماعی، تحکم به خرج بدهیم و دیگران را با زور به اجرای قانون مجاب کنیم.» او ادامه میدهد: «بیحجابی یا پوشش دلخواه افراد، اگر در قانون جرمانگاری هم شده باشد، نباید با برخوردهای سلبی مواجه شود. این مساله در زمره گناهان متعارف است؛ گناهانی که دولت و ملت در بسیاری از موارد از کنار آن میگذرند. من به عنوان یک خیرخواه جامعه، پیشنهاد میکنم به حکم آیه شریفه «و اذا مرو باللغو مرّوا کراما» با بزرگواری از کنار این رفتارها بگذریم. نباید اجازه داد این موضوعات، شکافی میان دولت و ملت ایجاد کند. باید از دوقطبیسازیهای غیر ضروری درخصوص مخالفان حجاب و موافقان حجاب و... پرهیز کنیم.»
جوادیحصار میافزاید: «بگذاریم خود افراد متوجه رفتار خود بشوند؛ وقتی احساس کنند کسی بابت نوع پوشششان آنها را مورد تعرض قرار نمیدهد، فضا برای اصلاحات فرهنگی خودجوش فراهم میشود. جامعه ایرانی با درک فضای اخلاقی و رفتارهای محترمانه، خود بهترین ناظر بر عملکرد خود خواهد بود.» بخش پایانی سخنان جوادیحصار به نقش رسانه ملی در دوقطبیسازیهای اجتماعی اختصاص داشت. او در پاسخ به پرسش اعتماد در خصوص استفاده از الفاظ ناشایست در صداوسیما علیه مرحوم مهسا امینی یادآور میشود: «این رفتارها خطای راهبردی است. رسانهای که متولی امر صیانت از نظم اجتماعی است، نباید خود به عاملی برای هنجارشکنی و تشویش اذهان عمومی بدل شود. به هیچوجه به مصلحت کشور نیست که در این شرایط حساس، رفتارهای تحریکآمیز انجام بدهیم و جامعه را برای اثبات یا رد یک موضوع به تقابل واداریم. رسانهها باید پل ارتباطی باشند، نه ابزاری برای بازتولید خشم و تکرار رنجهای گذشته؛ چرا که پایان این مسیر، ناامنی و گسست اجتماعی است.»