پیام فارس - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سفر شتابزده نتانیاهو به واشنگتن با هدف هماهنگی راهبردی با امریکا در قبال پرونده ایران و افزایش فشار بر ترامپ انجام میشود، اما تفاوت اولویتهای استراتژیک واشنگتن و تلآویو و محدودیتهای ناشی از معادلات سیاست داخلی امریکا، توان تلآویو برای اقدام نظامی مستقل علیه ایران و تصاعد بحران را بهطور قابلتوجهی محدود میکند
بازار ![]()
حدیث روشنی| بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل، طی سفری قریبالوقوع چهارشنبه راهی واشنگتن خواهد شد تا با دونالد ترامپ، رییسجمهور امریکا در کاخ سفید دیدار کند. روزنامه «اعتماد» با هدف ارزیابی اهداف سفر قریبالوقوع نتانیاهو به واشنگتن با کوروش احمدی دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
کوروش احمدی دیپلمات پیشین در پاسخ به پرسش اعتماد درباره ارزیابیاش از سفر قریبالوقوع نتانیاهو به واشنگتن و دیدارش با ترامپ گفت: در این رابطه فکر میکنم محور اصلی این سفر به مذاکره بین ایران و امریکا مربوط میشود. بر اساس گزارشها، امریکاییها، دستکم تا جایی که من در سالهای گذشته پیگیری کردهام، در ۱۶ ژانویه گذشته برای اولینبار، چهار موضوع را به عنوان محورهای مذاکراتی مطرح کردند. دو موضوع نخست به مساله هستهای مربوط میشود؛ یعنی غنیسازی و مواد غنیشده با درصد بالا. دو موضوع دیگر نیز شامل برنامه موشکی و «گروههای منطقهای» است.
احمدی در ادامه خاطرنشان کرد: مارکو روبیو وزیر امور خارجه امریکا نیز یک روز پیش از آغاز مذاکرات از چهار موضوع، یعنی غنیسازی، برنامه موشکی، گروههای نیابتی و نحوه برخورد با معترضان در ایران به عنوان موضوعات که باید مورد مذاکره قرار بگیرد، سخن گفت. طرح چنین موضوعاتی، بهنوعی ویژگی متمایز این دوره از مذاکرات است؛ چراکه مذاکرات بهار گذشته صرفاً درباره غنیسازی بود. از آن گذشته در دستورالعمل ترامپ در ۴ فوریه نیز تنها به موشکهای بالستیک قارهپیما در کنار ساخت بمب (عبور از آستانه هستهای) به عنوان خط قرمز پرداخته شده بود. در آن سند برنامه موشکی بیشتر در چارچوب تسلیحات متعارف و محدودیتهای عادی مطرح بود، نه به عنوان موضوعی ممنوع از نظر امریکا. در مجموع، میتوان گفت که طرح دو موضوع اضافی، برای نخستینبار توسط امریکا به عنوان موضوعات مذاکره مطرح شده است.
احمدی در ادامه این گفتوگو تصریح کرد: البته ترامپ هیچگاه قبل و بعد از مذاکرات اخیر از آن دو موضوع جدید سخنی نگفته و صرفا بر برنامه هستهای متمرکز بوده که منشأ نوعی سردرگمی و ابهام است و نشانهای از نبود وضوح در سیاست امریکا تلقی شود. گزارشاتی که حکایت از طرح تنها موضوع هستهای در مذاکرات مسقط دارد، نیز در این رابطه مهم است و میتواند موجب نگرانی نتانیاهو و تعجیل او در سفر به امریکا باشد. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان البته دلایل دیگری نیز میتوان برای سفر عجولانه نتانیاهو ذکر کرد؛ نخست اینکه، اسراییل بهشدت نیاز به همکاری امریکا در صورت بروز رویارویی و مقابله با موشکهای ایران دارد و از این نظر آمادگیهای لازم است که مستلزم هماهنگیهایی از جمله در مورد زمان وقوع یک جنگ احتمالی است. دوم اینکه صرفنظر از مذاکراتی که آغاز شده، تجربه گذشته نشان میدهد که مذاکره لزوما مانع بروز درگیری نظامی نمیشود. همانگونه که در دوره قبل نیز پنج دور مذاکره برگزار شد اما نهایتا نتوانست از وقوع جنگ جلوگیری کند، اینبار نیز هرچند با احتمالی ضعیف نمیتوان بهطور کامل احتمال شکلگیری یک برخورد نظامی را در حین مذاکرات منتفی دانست. به باور احمدی البته برخورد نظامی الزاما همیشه ناشی از یک تصمیم فکر شده در سطح روسای کشورها نیست؛ گاهی اشتباهات شناختی یا سوءمحاسبات میتواند منشأ درگیری باشد. در شرایطی که دو نیروی نظامی بهصورت مستقیم در برابر یکدیگر قرار دارند، همواره این احتمال وجود دارد که اشتباهی از سوی یکی از طرفین رخ دهد یا یک محاسبه نادرست شکل بگیرد. ممکن است یک طرف ریسک بالاتری را بپذیرد و طرف مقابل در واکنش به این ریسک، اقدامی انجام دهد که در نهایت به یک برخورد منجر شود. چنین برخوردی میتواند در ابتدا محدود و کوچک باشد، اما بهدلیل واکنشهای زنجیرهای نیروهای عملیاتی، از کنترل خارج شود.
این دیپلمات پیشین در ادامه به «اعتماد» گفت: نمونهای از این وضعیت را میتوان در ماجرای هفته گذشته مشاهده کرد؛ جایی که درباره یک پهپاد ایرانی ادعا شد در نزدیکی ناو آبراهام لینکلن مشاهده و توسط پدافند امریکا ساقط شده است. این اتفاق نشان میدهد که چنین سناریوهایی منتفی نیست. بهعلاوه، هرچند تجهیزات و امکانات نظامی کشورها امروز عمدتا مبتنی بر فناوریهای پیشرفته است، اما همین فناوریها نیز در صورت بروز خطا در هدایت یا اشکالات فنی میتوانند مشکلساز شوند. به همین دلیل، یکی از مهمترین ملاحظاتی که طرفین باید در نظر داشته باشند، طراحی و اجرای سازوکارهایی است که مانع بروز اشتباه و سوءمحاسبه شود. به این خاطر گاه خط مستقیمی بین فرماندهان عملیاتی یا روسای کشورهای متخاصم برقرار میشود. احمدی در ادامه این گفتوگو با اشاره به دلیل سوم تشریح کرد: بهعلاوه، در هر مقطعی از این فرآیند مذاکراتی، ممکن است به دلایل عملیاتی یا سیاسی، اتخاذ تصمیمی ضروری تلقی شود که نتوان آن را به دو یا سه هفته بعد موکول کرد؛ چه از جانب ایران و چه از سوی امریکا. در چنین شرایطی، ضرورت تصمیمگیری فوری نیز میتواند یکی از عوامل جلو افتادن سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن در مقطع کنونی باشد. به گفته احمدی در مجموع، به نظر میرسد دلایل فوقالذکر باعث شده تا نتانیاهو به این جمعبندی برسد که در زمان صفبندی نیروهای امریکایی و ایرانی در برابر یکدیگر و در جریان بودن مذاکرات نمیتواند تا زمان از پیشتعیینشده قبلی برای سفر به واشنگتن صبر کند و ترجیح داده است بلافاصله برای دیدار و گفتوگوی مستقیم با ترامپ در کاخ سفید حاضر شود.
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در خصوص اهداف نتانیاهو از انجام این سفر با توجه به در جریان بودن مذاکرات میان تهران و واشنگتن تشریح کرد: سیاست اسراییل در قبال ایران روشن است، اما نکتهای که متأسفانه در داخل ایران کمتر به آن توجه میشود این است که سیاست اسراییل و سیاست امریکا در قبال ایران کاملا یکسان نیست. ترامپ عمدتا بهدنبال کسب یک دستاورد مشخص در حوزه هستهای است و در شرایط کنونی، توقف یا تعلیق غنیسازی در ایران را به عنوان یک موفقیت در سیاست داخلی خود قلمداد میکند. ترامپ درصدد است این دستاورد را در تقابل با دموکراتها و دولت اوباما برجسته کند و نشان دهد که برجام توافق خوبی نبوده و او توانسته توافق بهتری به دست آورد. در مقابل، تصور نمیکنم موضوعات منطقهای و موشکی لزوما اولویت شخص ترامپ باشد. این احتمال نیز وجود دارد که این دو موضوع به عنوان یک اهرم مذاکراتی و ابزار چانهزنی برای نیل به هدف اصلی یعنی تعلیق غنیسازی در مذاکرات مطرح شده باشد. به باور این دیپلمات پیشین کشورمان چنین رویکردی میتواند برای اسراییل و شخص نتانیاهو نگرانکننده باشد؛ چراکه این نگرانی وجود دارد که ترامپ صرفا بهدنبال تحقق همان هدف محدود مورد نظر خود باشد. در واقع، میان سیاستهای امریکا و اسراییل در قبال ایران اختلاف وجود دارد. امریکا بهدنبال تغییر رژیم (نظام) نیست؛ چراکه چنین سناریویی اساسا از طریق نیروی هوایی، قابل تحقق نیست. افزون بر این، چنین مسیری میتواند نظام سیاسی ایران را به سمت واکنشهای غیرقابل پیشبینی سوق دهد. ترامپ نیز تمایلی ندارد خود را بهخاطر موضوعاتی که نه در اولویت اوست و هیچگاه مورد تأکیدش نبوده و پایگاه رایاش نیز سخت با آن مخالف است، درگیر بحرانهای پرهزینه و پیچیده کند. مساله موشکی و منطقهای نیز مساله امریکا نیست و ظاهرا ترامپ معتقد است که با توجه به تحولات بعد از 7 اکتبر این موضوعات دیگر غیرقابل کنترل نیستند.
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره مختصات توافق احتمالی جدید و مشابهتهایش با برجام دوران اوباما و پیامدهای چنین توافقی در میان جمهوریخواهان گفت: واقعیت این است که اگر ایران بتواند ترامپ را به پذیرش اصل غنیسازی متقاعد کند، عملا بدان معناست که ایالات متحده به نوعی به برجام بازگشته است. چراکه محور اصلی و هسته مرکزی برجام، ادامه غنیسازی حداقلی در داخل ایران از یکسو و تعلیق یا لغو بخشی از تحریمهای ثانویه امریکا از سوی دیگر بود. حال اگر ترامپ حتی غنیسازی در سطحی حداقلی را بپذیرد چه 3.67 درصد، چه یک درصد یا هر رقم دیگری تفاوتی نمیکند. چرا که به واقع مساله اصلی نه درصد غنیسازی، بلکه حفظ اصل و ساختار غنیسازی در ایران است. اگر این ساختار پذیرفته شود و تحریمهایی نیز در حد برجام یا کمتر یا بیشتر تعدیل شود، مخالفان داخلی ترامپ در امریکا این توافق را به عنوان «بازگشت به برجام» معرفی خواهند کرد. آنها مدعی خواهند شد که با وجود برخی اصلاحات جزئی و تغییرات شکلی، ماهیت توافق تفاوتی با برجام ندارد. این مساله میتواند از منظر سیاست داخلی امریکا و بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، برای ترامپ و جمهوریخواهان چالشبرانگیز باشد. لذا، سیاست داخلی امریکا در این مقطع زمانی نقش بسیار مهمی ایفا میکند و مقامات ایرانی نیز باید به این واقعیت توجه داشته باشند. به گفته احمدی اصولا هر مقام یا تیمی که وارد مذاکره با امریکا میشود، باید یا شخصا یا با کمک چند کارشناس برجسته و باتجربه، درک دقیقی از معادلات سیاست داخلی امریکا داشته باشد. چراکه اگر ترامپ بخواهد به نوعی به برجام یا آنچه که «برجامِ اصلاحشده» یا «برجام 2» خوانده میشود، بازگردد، چنین اقدامی در درون امریکا پیامدهای سیاسی خاصی خواهد داشت. در صورت بروز چنین اتفاقی، ترامپ با این تناقض مواجه میشود که توافقی را که پیشتر «بدترین توافق تاریخ بشر» نامیده بود، عملا احیا کرده است. این مساله میتواند او را در معرض حملات تبلیغاتی قرار دهد و به نقطه ضعفی جدی در رقابتهای سیاسی داخلی امریکا تبدیل شود. طبیعتا چنین رویکردی میتواند موقعیت دموکراتها را تقویت و جمهوریخواهان را در موضع دشوارتری قرار دهد.
این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» درباره توانایی اقناع یا عدم اقناع ترامپ توسط نتانیاهو با هدف انعقاد توافقی جامع با ایران یا رویارویی نظامی گفت: به باور من، با توجه به تفاوت سیاستهای امریکا و اسراییل، ایران میتواند در مذاکرات با تیم امریکایی و نمایندگان ترامپ، با جدیت و تمرکز بیشتری عمل کند. اگر هر دو طرف، یعنی ایران و امریکا، در این مذاکرات انعطافهایی از خود نشان دهند و بتوانند درباره غنیسازی به فرمولی برسند که مورد قبول دوطرف باشد، این امر میتواند بهنوعی به حل مساله ترامپ کمک کند. در چنین شرایطی، این احتمال وجود دارد که ترامپ چندان اعتنایی به سیاستها و خواستههای اسراییل نداشته باشد. از سوی دیگر، باید به یک واقعیت مهم توجه داشت و آن اینکه اسراییل در مقطع زمانی کنونی، بیش از هر زمان دیگری دستکم در چهار یا پنج دهه گذشته در سطح افکار عمومی امریکا با چالش و انتقاد روبهرو است. به گفته احمدی بر اساس نظرسنجیها، حتی در درون حزب جمهوریخواه نیز، بهویژه در میان جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال، بیش از نیمی از پاسخدهندگان با سیاستهای اسراییل مخالفند. در میان دموکراتها این مخالفت بسیار گستردهتر است و حدود ۶۰ تا نزدیک به ۷۰ درصد آنها سیاستهای اسراییل را تأیید نمیکنند. افزون بر این، جریان «ماگا» نیز لحن انتقادی آشکار و صریحی نسبت به اسراییل و تبعیت امریکا از سیاستهای اسراییل دارد. ترامپ نمیتواند این واقعیتها را نادیده بگیرد. او برای انتخابات میاندورهای به پایگاه رأی خود، بهویژه جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال، نیاز دارد؛ گروهی که باید فعال شوند، تحرک داشته باشند، انرژی سیاسی تولید کنند و رأیدهندگان را پای صندوقهای رأی بیاورند. بخشی از همین پایگاه رأی، موضعی انتقادی نسبت به اسراییل دارد و این مساله برای ترامپ یک ملاحظه جدی سیاسی محسوب میشود. در نتیجه، ترامپ در موقعیتی قرار دارد که هم در بخشی از پایگاه رأی خود با انتقاد از اسراییل مواجه است و هم ناچار است این حساسیتها را در محاسباتش لحاظ کند. به همین دلیل، بعید است بتواند بهطور کامل در مسیری حرکت کند که اسراییل خواهان آن است یا بیچونوچرا سیاستهای تلآویو را دنبال کند.
احمدی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» در خصوص سناریوهای احتمالی حاصل از سفر قریبالوقوع نتانیاهو به واشنگتن در رابطه با ایران تشریح کرد: من تصور نمیکنم اسراییل بتواند بدون موافقت و همراهی امریکا دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند. اسراییل برای دفاع از خود در برابر توان موشکی ایران، بهطور قطع به حمایت امریکا نیاز دارد؛ چه در حوزه تسلیحاتی، چه در زمینه امکانات عملیاتی، اطلاعاتی و راداری. بخش قابلتوجهی از توان نظامی اسراییل در چنین سناریویی، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به ایالات متحده متکی است. به همین دلیل، انجام یک حمله نظامی علیه ایران بدون اجازه و همکاری کامل امریکا، عملاً ممکن نیست یا دستکم احتمال آن بسیار ضعیف و نزدیک به صفر است. مساله اصلی این نیست که اسراییل بهتنهایی توان اقدام نظامی دارد یا نه؛ بلکه پرسش اساسی این است که آیا میتواند امریکا، و مشخصا ترامپ، را به سمت چنین تصمیمی سوق دهد یا خیر. به گفته این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی اسراییل تلاش میکند از ظرفیتهایی که در داخل ساختار سیاسی امریکا دارد استفاده کند؛ از جمله فشار برخی سناتورها و چهرههای بانفوذ جنگطلب در کنگره مانند تام کاتن، لیندسی گراهام و دیگران. این جریانها میتوانند در مقاطعی بر فضای تصمیمگیری در واشنگتن اثر بگذارند و فشار سیاسی ایجاد کنند. با این حال، هرچه به انتخابات میاندورهای کنگره نزدیکتر میشویم، وزن جریانهای انزواطلب و منتقد مداخلهگری امریکا در خارج بهویژه در درون پایگاه رأی ترامپ و جنبش «ماگا» سنگینتر میشود. در چنین فضایی، امریکا بهطور فزایندهای به مشارکت یک پایگاه رأی جوان، پرانرژی و فعال نیاز دارد. هرچند سرمایهداران بزرگ و جریانهای ثروتمند نفوذ مالی قابلتوجهی دارند، اما در انتخابات پیشِرو، نفوذ مالی عامل کم اهمیتتری است؛ بلکه توان بسیج اجتماعی، انرژی سیاسی و کشاندن رأیدهندگان به پای صندوقها اهمیت بیشتری دارد. به گفته احمدی از این منظر، تصمیمگیری درباره اقدام نظامی علیه ایران بهسادگی قابل پیشبینی نیست. مساله اصلی این نیست که نتانیاهو تا چه اندازه خواهان چنین حملهای است، بلکه این است که آیا در شرایط کنونی، توان و نفوذ کافی برای جهتدهی به تصمیم ترامپ را دارد یا نه. به نظر میرسد توازن قوا، برخلاف گذشته، دیگر بهطور کامل به نفع اسراییل نیست و این خود محدودیتهای جدی برای گزینه نظامی ایجاد میکند.