يکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴
سیاسی

نقش احتمالی ترکیه در معادلات ایران و غرب

نقش احتمالی ترکیه در معادلات ایران و غرب
پیام فارس - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست ‌مهدی بازرگان| هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در شرایطی امروز (یکشنبه) به تهران سفر ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
‌مهدی بازرگان| هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در شرایطی امروز (یکشنبه) به تهران سفر می‌کند که پرونده‌های متعددی میان دو کشور گشوده است؛ از تحولات سوریه و غزه تا آینده روابط اقتصادی و امنیتی. طبق اعلام وزارت خارجه ترکیه، محور اصلی دیدار او با عباس عراقچی و دیگر مقامات ایرانی، بررسی فرصت‌های تقویت روابط و آماده‌سازی برای نشست شورای همکاری سطح عالی است؛ نشستی که قرار است با حضور اردوغان و مسعود پزشکیان در بهمن‌ماه برگزار شود و می‌تواند نقشه‌ راه جدیدی را پیش‌روی دو کشور قرار دهد.
در این سفر، موضوعات مهمی همچون امنیت مرزی، مبارزه با تروریسم، توسعه زیرساخت‌های مرزی، تسریع پروژه‌های حمل‌ونقل و افزایش حجم مبادلات تجاری تا سقف 30 میلیارد دلار مطرح خواهد شد. البته نباید فراموش کرد که ترکیه اولین کشوری بود که مهرماه امسال و پس از فعال‌سازی اسنپ‌بک اعلام کرد که در همسویی با تلاش‌های بین‌المللی مبنی بر تحت فشار قراردادن تهران پیرامون برنامه هسته‌ای ایران، دارایی شمار زیادی از افراد و نهادهای مرتبط با این برنامه را تحریم و مسدود کرده است. بنا بر اعلام خبرگزاری‌های ترکیه، این اقدام در پی فرمان صادرشده از جانب رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری این کشور انجام شد و افراد و نهادهای مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار داده است که شامل بلوکه‌کردن دارایی‌ها و حساب‌های 20 شخص و 18 نهاد ایرانی می‌شود. اما مهم‌ترین بخش گفت‌وگوها احتمالا مربوط به تحولات سوریه است؛ کشوری که یک سال پس از سقوط حکومت بشار اسد وارد دوره‌ای جدید شده و اکنون احمد الشرع، مورد حمایت ترکیه، ریاست‌جمهوری آن را بر عهده دارد. شرایط میدانی سوریه و رقابت بازیگران منطقه‌ای برای تأثیرگذاری در دولت جدید، نقش ایران و ترکیه را حساس‌تر از گذشته کرده است. هم‌زمان با پرونده سوریه، موضوع غزه نیز در دستور کار قرار دارد. فیدان قرار است درباره قطع‌نامه اخیر شورای امنیت، تثبیت آتش‌بس و برنامه‌های بازسازی غزه با مقامات ایرانی رایزنی کند. ترکیه در ماه‌های اخیر به‌دنبال افزایش نقش خود در مدیریت بحران و تبدیل‌شدن به میانجی فعال بوده و تهران نیز تلاش می‌کند در معادلات جدید غزه سهمی ثابت داشته باشد. مسائل مربوط به قفقاز جنوبی، تحولات پس از توافق آذربایجان – ارمنستان و آمریکا درخصوص کریدور «مسیر ترامپ» و آینده گفت‌وگوهای صلح میان باکو و ایروان نیز بخشی از دستور کار سفر فیدان است. ترکیه و ایران هر دو بازیگرانی کلیدی در قفقاز هستند و این سفر می‌تواند زمینه‌ای برای هماهنگ‌سازی سیاست‌ها باشد. در کنار این موارد، تحولاتی که در عراق پس از انتخابات اخیر در جریان است نیز اهمیت زیادی دارد. با آغاز وزن‌کشی گروه‌های سیاسی بغداد برای انتخاب نخست‌وزیر جدید، ترکیه تلاش می‌کند جایگاه خود را تقویت کند و این سفر می‌تواند پیش‌درآمدی برای حضور پررنگ‌تر آنکارا در معادلات عراق باشد.
سوریهِ پس از اسد و تلاش ترکیه برای ایجاد بالانس میان دمشق و تهران
بخش مهم و تعیین‌کننده سفر هاکان فیدان به تهران، به تحلیل ترکیه از وضعیت سوریه پس از گذشت نزدیک به یک سال از قدرت‌گیری احمد الشرع بازمی‌گردد. ترکیه برخلاف گذشته که پافشاری بر کناررفتن اسد هدف اصلی سیاست خارجی‌اش بود، امروز وارد مرحله‌ای شده که نه‌تنها نقش کلیدی در انتخاب الشرع داشت، بلکه به‌طور مستقیم از دولت جدید حمایت می‌کند. با این حال، آنکارا اکنون نیازمند نوعی بالانس‌سازی دقیق با تهران است؛ چراکه ایران همچنان وزن قابل‌توجهی در منطقه دارد و هیچ دولتی در دمشق نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن نقش ایران، ثبات بلندمدت را تضمین کند. از دید ترکیه، سوریهِ پسااسد نیازمند یک مدل امنیتی تازه است؛ به‌خصوص عقبه امنیتی خود هاکان فیدان این گزاره را تقویت می‌کند. در یک تحلیل، آنکارا به دنبال پایان سیاست صفر و صدی ایران در سوریه است. نقش‌آفرینی ایران برای ترکیه ضروری است، زیرا دولت الشرع هنوز در حال تثبیت قدرت خود است. موضوع مهم دیگر، حضور نیروهای باقی‌مانده پ.ک.ک در شمال و شمال‌شرق سوریه است. پس از بیانیه عبدالله اوجالان در سال و اعلام رسمی پایان مبارزه مسلحانه، معادلات امنیتی منطقه دستخوش تغییر شده است. امروز پ.ک.ک دیگر یک بازیگر یکپارچه نظامی نیست و بخش‌های مختلف آن مسیرهای متفاوتی را دنبال می‌کنند. ترکیه می‌کوشد ایران را متقاعد کند که از فرصت به‌وجود‌آمده برای ایجاد یک ساختار امنیتی مشترک استفاده کند؛ ساختاری که جایگزین مناسبی برای عملیات‌های فرسایشی یک دهه گذشته باشد. از این منظر، سفر فیدان نه صرفا یک گفت‌وگوی دوجانبه، بلکه تلاشی برای شکل‌دادن به یک معماری تازه است.
نقش احتمالی ترکیه در معادلات ایران و غرب و پیامدهای منطقه‌ای سفر فیدان
در کنار پرونده سوریه، یکی از مهم‌ترین بخش‌های سفر هاکان فیدان، جایگاه ترکیه در میانجیگری احتمالی میان ایران و غرب است. طی ماه‌های گذشته، دو بار مذاکرات محرمانه میان معاونان وزیر خارجه ایران و تروئیکای اروپا در آنکارا برگزار شد. این مذاکرات اگرچه به نتیجه مثبتی ختم نشد، اما پیام روشنی برای اروپا و آمریکا داشت که ترکیه همواره آماده است نقش میزبانی و تسهیلگری را در بحران هسته‌ای ایران و پیگیری‌های پس از فعال‌سازی مکانیسم ماشه ایفا کند. آنکارا با درک شرایط جدید پس از ماشه و فضای فشار بر ایران، تلاش می‌کند موقعیتی شبیه به دوران 2010–2012 را احیا کند؛ دورانی که ترکیه و برزیل پیشنهاد مبادله سوخت را مطرح کرده بودند. اکنون نیز ترکیه بر آن است که نقش خود را به‌عنوان میانجی قابل‌اعتماد معرفی کند؛ زیرا هم با ایران روابط اقتصادی گسترده دارد، هم با اروپا و آمریکا تعاملات راهبردی. سفر فیدان می‌تواند بخشی از این مسیرسازی دیپلماتیک باشد. ترکیه امیدوار است بتواند تهران را متقاعد کند که بازکردن یک کانال پایدار گفت‌وگو با غرب، حتی اگر به توافق منجر نشود، فشارهای سیاسی و اقتصادی را کاهش می‌دهد.
از سوی دیگر، تحولات عراق پس از انتخابات پارلمانی، اهمیت این سفر را دوچندان کرده است. اکنون رقابت جدی برای تعیین نخست‌وزیر جدید آغاز شده و وزن‌کشی میان ائتلاف‌های شیعی، کردها و اهل سنت، فضای سیاسی بغداد را به سمت یک بازآرایی تازه سوق داده است. ترکیه می‌داند که آینده دولت عراق، مستقیم بر معادلات امنیتی مرزهای جنوب آنکارا، وضعیت اقلیم کردستان و پروژه‌های اقتصادی کلان مانند دالان توسعه و خط‌لوله‌های انرژی تأثیر خواهد گذاشت. فیدان با سفر به تهران، در پی آن است که حداقل هماهنگی لازم را برای جلوگیری از شکل‌گیری یک دولت ضدترکیه‌ای در بغداد ایجاد کند. در موضوع قفقاز جنوبی نیز سفر فیدان اهمیت ویژه‌ای دارد. پس از استقرار کامل حاکمیت آذربایجان بر قره‌باغ و آغاز مذاکرات جدید میان باکو و ایروان، نقش ایران و ترکیه بار دیگر برجسته شده است. ترکیه می‌کوشد مسیرهای ترانزیتی جدید را در هماهنگی با ایران تعریف کند تا نه‌تنها فشارهای امنیتی بر مرزهای مشترک کاهش یابد، بلکه مسیرهای اقتصادی جدید نیز فعال شود. تهران نیز تلاش دارد از افزایش نفوذ ترکیه در قفقاز بدون هماهنگی جلوگیری کند. سفر فیدان می‌تواند نقطه‌ای برای تنظیم دوباره این رقابت‌ها و هم‌زمان تقویت همکاری‌های متوازن باشد.
در مجموع، سفر وزیر خارجه ترکیه به تهران تنها یک دیدار دیپلماتیک معمولی نیست. این سفر در شرایطی انجام می‌شود که معادلات سوریه، عراق، قفقاز، روابط ایران و غرب و حتی پرونده پ.ک.ک همگی در حال تغییر هستند. آنکارا می‌داند که بدون هماهنگی با تهران، هیچ‌یک از این پرونده‌ها به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. در مقابل، ایران نیز آگاه است که در فضای پس از ماشه و افزایش فشارها، داشتن یک شریک فعال منطقه‌ای مانند ترکیه می‌تواند فرصتی برای بازکردن مسیرهای تازه باشد.
اردشیر پشنگ: ترکیه می‌خواهد ایران را در بازی منطقه‌ای شریک کند
در واکاوی دقیق‌تر اهداف سفر هاکان فیدان به تهران، اردشیر پشنگ در گفت‌وگو با «شرق» تأکید می‌کند: ‌«ترکیه در قرن اخیر همواره در تلاش بوده وزن و نفوذ منطقه‌ای خود را افزایش دهد و حوزه نفوذ خود را در گستره وسیعی از جغرافیا گسترش دهد؛ از آسیای میانه و آسیای صغیر گرفته تا قفقاز، خاورمیانه و شامات و حتی بخش‌هایی از اروپا. این رویکرد که در ادبیات ژورنالیستی با عنوان «عثمانی‌گری» شناخته می‌شود، گاهی با دکترین‌هایی مثل «تنش صفر» احمد داوود اوغلو همراه بوده و گاهی با نفوذ پایدار و اثرگذاری مستقیم مثل سوریه و جنگ قره‌باغ پیگیری شده است. در یک سال اخیر تحولات منطقه‌ای بسیاری در راستای منافع ترکیه بوده و این کشور برای بهره‌گیری از این فرصت‌ها، هزینه و تلاش درخور توجهی صرف کرده است». تحلیلگر ارشد مسائل ترکیه در ادامه تحلیل خود به معادلات سوریه نیز اشاره می‌کند؛ جایی که به باور او در یک سال اخیر و روی کار آمدن دولت احمد الشرع، سبب شده تا آنکارا حضور خود در شامات را تثبیت کند و در عین حال با تنش‌زدایی در روابط با کشورهای بزرگ منطقه و فرامنطقه، از‌جمله عربستان سعودی و ایالات متحده، نقش کلیدی در بازگرداندن سوریه به معادلات بین‌المللی ایفا کند‌. کارشناس حوزه بین‌الملل این را هم افزود که «ترکیه در قفقاز نیز با حمایت نظامی و اطلاعاتی از آذربایجان در جنگ قره‌باغ، موازنه قدرت را تغییر داده و اتصال جغرافیایی منطقه‌ای که به نام «جهان ترک» شناخته می‌شود، به تحقق نزدیک شده است».
با چنین برداشتی، پشنگ تأکید می‌کند:‌ «این اقدامات نشان‌دهنده نگاه بلندمدت و همه‌جانبه ترکیه برای تثبیت جایگاه خود در منطقه است». اردشیر پشنگ همچنین نقش هاکان فیدان را برجسته می‌کند و یقین دارد‌ «او (فیدان) که پیش‌تر رئیس میت (رئیس سازمان امنیت ترکیه) و اکنون وزیر امور خارجه ترکیه است، در مهندسی تحولات سوریه، قفقاز، لیبی، کردها و بهبود روابط با آمریکا و عربستان نقش محوری داشته است‌». به تعبیر تحلیلگر مسائل غرب آسیا، «سفر فیدان به تهران فراتر از یک دیدار تشریفاتی است؛ چرا‌که ایران و ترکیه علاوه بر مسائل مرزی و اقتصادی، دغدغه‌های مشترک و گاه متضاد در عرصه‌های منطقه‌ای دارند؛ از آسیای میانه و افغانستان گرفته تا عراق، سوریه و قفقاز. ترکیه همواره سعی کرده از ظرفیت دیپلماسی خود به‌عنوان بالانسر و کاهش‌دهنده بحران‌ها استفاده کند و در دوران تحریم‌های جدی علیه ایران، محل امنی برای تعامل غیررسمی و تنفسگاه برای تهران فراهم کند؛ ضمن اینکه از ضعف‌های ایران نیز بهره‌برداری کرده است». این مدرس دانشگاه به مسائل دو‌جانبه، از‌جمله مرزها، مهاجران و جاده‌های توسعه‌ای مانند مسیر بصره به موصل هم اشاره می‌کند که به زعمش «می‌تواند ایران را دور بزند». از منظر پشنگ، «نقش ترکیه در کاهش فعالیت‌های اسرائیل در منطقه و تلاش برای میانجیگری در جلوگیری از بحران‌های جدید، از‌جمله پرونده هسته‌ای ایران، از دیگر محورهای این سفر است». این تحلیلگر تأکید می‌کند: «اگر دیپلماسی ترکیه با استمرار و عقلانیت دنبال شود، می‌تواند بخشی از پراکندگی و چندصدایی منطقه‌ای را به کانالی مشخص هدایت کرده و فرصت‌های مهمی برای ایران و ترکیه ایجاد کند».
به گفته او، «ترکیه امروز نه‌تنها به دنبال تثبیت جایگاه خود در منطقه است، بلکه در پی استفاده از فرصت‌های دیپلماتیک برای ایجاد توازن میان ایران، غرب و کشورهای منطقه است. ترکیه می‌خواهد با مدیریت تحولات سوریه و قفقاز، نفوذ خود را افزایش دهد و در عین حال به‌عنوان یک میانجی فعال در بحران‌های منطقه‌ای عمل کند. این سفر، فرصتی است برای ایران و ترکیه تا در چارچوب همکاری‌های دوجانبه و موازنه منطقه‌ای، نقش خود را تثبیت کرده و از شرایط موجود به نفع منافع ملی بهره‌برداری کنند». در مجموع، تحلیلگر ارشد مسائل ترکیه باور دارد: «سفر هاکان فیدان به تهران مجموعه‌ای از اهداف استراتژیک و منطقه‌ای ترکیه را نمایان می‌کند؛ اهدافی که شامل تثبیت نفوذ در شامات، حمایت از دولت احمد الشرع، مدیریت بحران‌های منطقه‌ای، کاهش تنش با غرب و بهره‌برداری از فرصت‌های دیپلماسی برای تقویت جایگاه ترکیه در معادلات منطقه‌ای است. این سفر نشان می‌دهد که ترکیه قصد دارد با دیپلماسی فعال و حضور هوشمندانه، نقش خود را به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای مؤثر در تحولات خاورمیانه و پیرامون آن تثبیت کند و ایران را نیز در این بازی منطقه‌ای شریک و همکار کند‌».
عسگر قهرمانپور: سفر فیدان را باید حلقه‌ای از زنجیره بزرگ‌تر «توازن هوشمند ایران» دانست
عسگر قهرمانپور‌ دیگر کارشناسی بود که در گپ‌و‌گفت با «شرق» تأکید دارد‌ «سفر هاکان فیدان به تهران را باید در بستری تحلیل کرد که خاورمیانه بار دیگر به نقطه جوشان رقابت‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی بدل شده است. از منظر حوزه بین‌الملل، این سفر نه یک رویداد تشریفاتی، بلکه صحنه‌ای از بازی بزرگ قدرت‌ها در منطقه است؛ و دقیقا همین‌جاست که اهمیت آن برای منافع ملی ایران معنا پیدا می‌کند. از نگاه نظریه «واقع‌گرایی» در روابط بین‌الملل، دولت‌ها برای بقا و امنیت خود به دنبال افزایش قدرت، کاهش آسیب‌پذیری و ایجاد موازنه در برابر رقبای بالقوه هستند‌». لذا این تحلیلگر ارشد حوزه بین‌الملل باور دارد: «در چنین چارچوبی، گفت‌وگوی تهران–آنکارا در موضوعاتی مانند سوریه، قفقاز، غزه و امنیت مرزی، بخشی از فرایند توازن‌سازی منطقه‌ای ایران است. ترکیه اگرچه عضو ناتو است، اما نقش مستقلی در سیاست منطقه‌ای ایفا می‌کند و تعامل با آن می‌تواند بخشی از فشارهای ژئوپلیتیکی علیه ایران را خنثی کند». این کارشناس سیاست خارجی به پرونده هسته‌ای ایران هم ورود کرده و معتقد است: «پرونده مذکور (هسته‌ای)، جایی است که این توازن‌سازی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.
نظریه «دیپلماسی چندجانبه‌گرا» و مفهوم «قدرت واسطه‌گر» نشان می‌دهد‌ بازیگرانی مانند ترکیه قادرند در زمان افزایش فشار غرب یا تشدید تنش‌های بین‌المللی، فضای تنفسی دیپلماتیک ایجاد کنند. اکنون که پرونده هسته‌ای بار دیگر در کانون توجه غرب قرار گرفته است، نقش ترکیه می‌تواند بخشی از انزوا‌سازی سیاسی علیه ایران را کاهش داده و پل ارتباطی با برخی بازیگران غربی باشد. چنین نقشی مستقیما با منافع ملی ایران پیوند دارد؛ زیرا هزینه‌های امنیتی و اقتصادی مرتبط با پرونده هسته‌ای را قابل مدیریت‌تر می‌کند». قهرمانپور ادامه می‌دهد:‌ «از منظر نظریه «وابستگی متقابل پیچیده» نیز‌ توسعه تجارت دوجانبه تا سقف 30 میلیارد دلار‌ و تقویت زیرساخت‌های مرزی و ترانزیتی، نه‌تنها یک هدف اقتصادی بلکه یک ابزار امنیتی است. هرچه وابستگی اقتصادی میان تهران و آنکارا افزایش یابد، انگیزه طرفین برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از تنش‌های ناخواسته بیشتر می‌شود. این امر برای ایران، در شرایط تحریم‌های سنگین، یک فرصت راهبردی برای کاهش فشارهای خارجی و تثبیت امنیت اقتصادی محسوب می‌شود‌».
به تعبیر این پژوهشگر، «در مجموع، سفر فیدان را باید حلقه‌ای از زنجیره بزرگ‌تر «توازن هوشمند ایران» دانست؛ توازنی که در آن ایران می‌کوشد با ترکیبی از حضور میدانی، تعامل دیپلماتیک و پیوندهای اقتصادی، جایگاه منطقه‌ای خود را حفظ و از منافع ملی‌اش ‌در پیچیده‌ترین مقطع دو دهه اخیر صیانت کند. اگر این سفر بتواند هم در پرونده هسته‌ای دستاوردی نرم ایجاد کند، هم در امنیت پیرامونی تنش‌زدایی کرده و هم اقتصاد ایران را تقویت کند، آنگاه می‌توان آن را یک موفقیت راهبردی برای تهران ارزیابی کرد».
بازار


نظرات شما