شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
سیاسی

گذار از ابهام امنیتی در مذاکرات پاریس و اسلام‌آباد

گذار از ابهام امنیتی در مذاکرات پاریس و اسلام‌آباد
پیام فارس - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست ابراهیم متقی| نشانه‌شناسی رفتار دیپلماتیک ایران بیانگر این واقعیت است که ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ابراهیم متقی| نشانه‌شناسی رفتار دیپلماتیک ایران بیانگر این واقعیت است که کارگزاران حوزه سیاست خارجی و عرصه راهبردی کشور تلاش همه‌جانبه‌ای به انجام می‌رسانند تا زمینه «صلح‌سازی» و «ارتقای ضریب امنیت ملی» را فراهم سازند. هرگونه امنیت‌سازی در شرایطی حاصل می‌شود که ایران بتواند زیرساخت‌های ادراکی و راهبردی لازم برای همکاری‌های چندجانبه را شکل دهد. مذاکرات مقام‌های سیاست خارجی و راهبردی ایران در پاریس و اسلام‌آباد را می‌توان نشانه‌هایی از جهت‌گیری دیپلماتیک و راهبردی برای مدیریت بحران، صلح‌سازی، بهینه‌سازی قابلیت‌های ایران و اجتناب از جنگ دانست. 
جهت‌گیری مذاکرات پاریس مربوط به پیدا کردن راه‌حلی به منظور نیل به توافق هسته‌ای خواهد بود؛ رویکردی که در روند برگزاری اجلاسیه سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد بحث قرار گرفت اما به نتیجه موثر و سازنده‌ منجر نشد. دیپلماسی ایران در نیویورک، نتایج متفاوتی را در روند دیدار با کارگزاران مختلف سیاسی، دیپلماتیک و راهبردی به‌جا گذاشت. مذاکره با فرانسه مبتنی بر «ابتکار عمل هسته‌ای ایران» بوده و می‌توانست نقطه تعادلی رویکرد ایرانی و جهان اروپایی درباره قابلیت هسته‌ای ایران را منعکس سازد. 
علت اصلی وقفه در مذاکرات نیویورک و پیگیری ابتکار دیپلماسی هسته‌ای ایران را می‌توان «بازی همه یا هیچ» ترامپ دانست. چنین الگویی از رفتار سیاسی، دیپلماتیک و راهبردی هیچ‌گاه مطلوبیت لازم را در «مصالحه‌گرایی دیپلماتیک» برای حل و فصل موضوعات سیاسی، دفاعی، امنیتی و راهبردی نداشته است. بازیگرانی از‌جمله ترامپ که همواره تلاش دارند تا «بازی با حداکثر سود» را در دستور کار قرار دهند، عموما در یک دوران تاریخی تاخیری از سازوکارهای نظامی بهره گرفته و این امر محدودیت‌هایی را برای صلح و امنیت جهانی به وجود می‌آورد.
ضرورت‌های مدیریت بحران ایجاب می‌کند که ایران الگوی کنش ارتباطی خود را با کشورهای منطقه و قدرت‌های بزرگ بازتعریف نموده و سازوکارهای مرتبط با «راهبرد صلح‌سازی و امنیت» را براساس قابلیت‌های تاکتیکی خود و پیوند آن با نیازهای دیپلماسی جهانی ارتقا دهد. هر یک از مذاکرات، بخشی از واقعیت راهبردی ایران در شرایطی محسوب می‌شود که نشانه‌هایی از تهدید مبتنی بر یکجانبه‌گرایی در دستور کار بازیگران جهانی به ویژه ایالات‌متحده قرار گرفته است. هم‌اکنون چالش‌های امنیتی، بخشی از واقعیت‌های فراروی ایران در «عصر پساتجاوز» امریکا و اسراییل علیه ایران بوده که امکان تصاعد آن نیز وجود دارد، بنابراین طبیعی است که هرگونه کنش دیپلماتیک، بخشی از ضرورت‌های راهبردی کارگزاران سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی ایران تلقی ‌شود.
1-‌ضرورت‌ها، اهداف و نتایج دیپلماسی پاریس
فرانسه در زمره کشورهای اثرگذار در تروییکای اروپایی می‌باشد. حساسیت فرانسه نسبت به قدرت و قابلیت منطقه‌ای ایران به گونه‌ای است که همواره آن کشور تلاش نموده تا نقش‌های راهبردی متفاوتی را در ارتباط با ایران ایفا کند. فرانسه دارای رویکرد و انگاره امنیتی متفاوتی در مقایسه با امریکا درباره موضوعات سیاسی و امنیت خاورمیانه‌ای است. سیاست امنیت منطقه‌ای فرانسه در خاورمیانه معطوف به موازنه‌سازی نقش ملی و منطقه‌ای ایران بوده است. چنین رویکردی به مفهوم کنترل قدرت دفاعی و امنیتی ایران در فضای سیاسی و پرتنش خاورمیانه می‌باشد. 
هرگونه راهبرد سیاست خارجی فرانسه در ارتباط با قابلیت هسته‌ای ایران معطوف به چندجانبه‌گرایی تروییکای اروپایی بوده و در نتیجه کشورهای یاد شده همواره تلاش داشته‌اند تا توانایی هسته‌ای ایران را کاهش داده و قواعد مبتنی بر «پروتکل الحاقی» را در برنامه‌های هسته‌ای ایران اعمال نمایند. واقعیت آن است که تمامی کشورهای اروپایی همواره سعی دارند تا همگام با ایالات‌متحده، ایران را در وضعیت محدودیت و خلأ هسته‌ای قرار دهند. 
وزیر امور خارجه فرانسه بر ضرورت شفاف‌سازی و اعتمادسازی هسته‌ای ایران تاکید داشته و درنتیجه تلاش دارد تا زمینه اجرای شرایطی را فراهم آورد که منجر به بازرسی کارشناسان آژانس از تاسیسات هسته‌ای ایران شود. بخش دیگری از راهبرد مقامات دیپلماتیک فرانسه همواره معطوف به خروج مواد غنی‌ شده هسته‌ای با غنای 60 درصد از ایران بوده است. اگرچه رویکرد فرانسه در مقایسه با امریکا از انعطاف‌پذیری و تعادل دیپلماتیک بیشتری برخوردار بوده، اما تاکنون دیپلمات‌های فرانسوی تلاش موثری برای نیل به همکاری سازنده با ایران در مقیاس جهانی نداشته‌اند. فرانسه در بسیاری از مواقع سیاست تداوم فشار علیه ایران و دنباله‌روی محدود از امریکا را در دستور کار قرار داده است.
نتایج حاصل از دیپلماسی هسته‌ای فرانسه به دلیل عدم همکاری ترامپ، منجر به «تداوم ابهام دیپلماسی هسته‌ای» در ارتباط با ایران شده است. پیشنهاد مقامات دیپلماتیک فرانسه، حل و فصل هسته‌ای از طریق «انعطاف‌پذیری فزاینده» ایران بوده است. فرانسه تلاش دارد تا شکل جدیدی از «توافق قاهره» را اعاده نماید. واکنش زودهنگام به توافق قاهره طبعا چالش‌های جدیدتری را برای ایران ایجاد خواهد کرد. در شرایط موجود، این ذهنیت تاریخی و دیپلماتیک مورد توجه قرار می‌گیرد که آیا فرانسه و تروییکای اروپا «گزینه‌ ابهام راهبردی» امریکا در ارتباط با جمهوری اسلامی را مورد پذیرش قرار می‌دهند؟
رویکرد وزیر امور خارجه ایران برای عبور از ابهام تاکتیکی امریکا و اسراییل معطوف به اعاده کنش دیپلماتیک با کشورهای اروپایی بوده است. در روند مذاکرات نیویورک، مقامات فرانسوی انعطاف‌پذیری بیشتری در مقایسه با آلمان و بریتانیا داشته‌اند، به همین دلیل است که نگرش دیپلماتیک و سیاست راهبردی ایران در راستای تداوم مذاکرات هسته‌ای در پاریس بوده است. پرسش آن است که پاریس چه نقشی را در ارتباط با ایران، امریکا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ایفا خواهد کرد؟
2- دیپلماسی در اسلام‌آباد
مذاکرات اسلام‌آباد بخش دیگری از ضرورت‌های کنش دیپلماتیک ایران براساس سازوکارهای مدیریت بحران بوده است. اگرچه پاکستان کشوری منطقه‌ای محسوب می‌شود اما به دلیل پیوندهایی که با چین، عربستان و ایالات‌متحده دارد، از قابلیت لازم برای اثربخشی امنیتی در محیط منطقه‌ای برخوردار است. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در سفر به پاکستان با مقامات راهبردی آن کشور از‌جمله‌ «محمد عاصم مالک» مشاور امنیت ملی، رییس مجلس ملی پاکستان، وزیر امور خارجه، نخست‌وزیر و رییس‌جمهور پاکستان دیدارهایی را به انجام رساند. 
مذاکرات انجام شده براساس نشانه‌هایی از همکاری‌های منطقه‌ای و ضرورت‌های راهبردی برای صلح‌سازی بوده است. ایران و پاکستان در بخشی از حوزه جغرافیایی و ژئوپلیتیکی آسیای جنوب غربی زندگی نموده که طبیعی است در این حوزه جغرافیایی نشانه‌هایی از ابهام امنیتی، نقش‌یابی گروه‌های تروریستی و مداخله بازیگران فراملی همواره چالش‌های امنیتی را افزایش داده است. پاکستان در سال‌های گذشته از طریق «همکاری‌های سازنده چندجانبه» توانست به سطح مشخصی از امنیت ملی و منطقه‌ای نایل شود. اصلی‌ترین دیدار لاریجانی را می‌توان مذاکره راهبردی با محمد عاصم مالک دانست. عاصم مالک که ریاست ضداطلاعات ارتش را عهده‌دار است، نقش موثری در طرح‌ریزی سیاست‌های دفاعی، امنیتی و راهبردی پاکستان داشته است. تمایل متقابل مقام‌های راهبردی ایران و پاکستان از این جهت اهمیت دارد که دیپلماسی نه تنها یکی از ابزارهای اصلی امنیت ملی کشورها محسوب می‌شود، بلکه بهره‌گیری از سازوکارهای کنش دیپلماتیک می‌تواند پشتیبانی موثر برای اهداف راهبردی کشورها در دوران بحران و تهدیدات فراگیر منطقه‌ای تلقی شود. جهت‌گیری راهبردی ایران و پاکستان، بهره‌گیری از سازوکارهای دفاعی و امنیتی برای ارتقای سطح همکاری‌های تجاری، سیاسی، اقتصادی، امنیت مرزی و همچنان ارتباطات منطقه‌ای بوده است. در این سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بر ضرورت به‌کار‌گیری سازوکارهای معطوف به همکاری متقابل برای حل چالش‌های امنیتی تاکید داشته است. در چنین دیدارهایی، طبیعی است که هر کشوری نگرانی‌هایی نسبت به الگوی رفتار سیاسی طرف مقابل در شرایط بحران و تهدید دارد. در شرایطی که دبیر شورای عالی امنیت ملی مفهوم «چک سفید امضا» را در روند بهینه‌سازی روابط ایران و پاکستان مطرح می‌کند، به معنای آن است که اراده‌ای موثر و تعیین‌کننده برای ارتقای قابلیت‌های دفاعی و راهبردی دو کشور وجود دارد. لاریجانی تلاش داشت تا ضرورت‌های راهبردی ایران برای گسترش سطح کنش همکاری‌جویانه منطقه‌ای را براساس روابط دوجانبه با پاکستان و چندجانبه‌گرایی منطقه‌ای و بین‌المللی توصیف نماید. پاکستان روابط ساخت‌ یافته‌ای با کشورهای عربستان و چین دارد. ضرورت‌های راهبردی ایران و پاکستان ایجاب می‌کند که چنین سطحی از روابط دوجانبه به عرصه‌های چندجانبه برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای تسری پیدا کند. 
به همان‌گونه‌ای که واحدهای سیاسی از اهداف و منافع مشترک برخوردارند، طبیعی است که ایران و پاکستان نیز دارای چالش‌ها و تهدیدات مشترکی در محیط منطقه‌ای باشند. رویکرد ایران در روند کنش همکاری‌جویانه با پاکستان معطوف به حل و فصل چالش‌های امنیتی از طریق چندجانبه‌گرایی بوده است. چندجانبه‌گرایی نه تنها بخشی از سیاست ایران برای گذار از بحران‌های منطقه‌ای محسوب می‌شود، بلکه هرگونه روابط دوجانبه ایران با کشورهایی ازجمله پاکستان در شرایط مبتنی بر چندجانبه‌گرایی به نتایج و مطلوبیت‌های بیشتری منجر می‌شود. 
نتیجه
سیاست خارجی ایران همواره مبتنی بر نشانه‌هایی از چندجانبه‌گرایی، گسترش روابط دوجانبه و حل و فصل چالش‌های منطقه‌ای از طریق دیپلماسی و اعتمادسازی بوده است. در شرایطی که ایران با تهدیدات امنیتی بیشتری ازسوی امریکا و اسراییل روبه‌رو شده است، طبیعی است که حوزه دیپلماتیک و راهبردی ایران باید از تحرک، اثربخشی، اعتمادسازی و کنش متقابل چندجانبه برای کنترل بحران و مدیریت چالش‌های امنیتی استفاده نماید.
دیپلماسی در شرایطی می‌تواند به نتایج مطلوب و اثربخش منجر شود که زمینه‌ نیل به اعتمادسازی فراهم شود. هر یک از کشورهای پاکستان و فرانسه دارای اهداف، منافع و راهبردهای امنیت منطقه خاص خود می‌باشند. اگرچه دو کشور یاد شده نقش محوری در امنیت منطقه‌ای و سیاست جهانی ندارند، اما از قابلیت‌های مطلوبی برای بهره‌گیری از سازوکارهای معطوف به میانجیگری و مدیریت بحران برخوردارند. علت اصلی آن را باید در توانایی‌های پاکستان و فرانسه برای ارتقای سطح چندجانبه‌گرایی در محیط منطقه‌ای و حل و فصل چالش‌های بین‌المللی از طریق الگوی کنش همکاری‌جویانه و دیپلماتیک دانست. 
مذاکرات پاریس و اسلام‌آباد در راستای بهینه‌سازی عرصه کنش دیپلماتیک و راهبردی ایران انجام گرفت. جهت‌گیری اصلی مذاکرات پاریس را آینده قابلیت هسته‌ای ایران شامل می‌شود؛ به همان‌گونه‌ای که دیپلماسی در اسلام‌آباد معطوف به ضرورت‌های امنیت منطقه‌ای به خصوص در شرایطی است که حوزه‌های کنش دوجانبه می‌تواند زمینه چندجانبه‌گرایی راهبردی را فراهم ‌‌سازد. هرگونه سازوکار اعتمادساز از طریق دیپلماسی دوجانبه، فضای عمومی برای حل و فصل سازنده چالش‌های موجود و گذار از بحران را به وجود می‌آورد.استاد دانشگاه تهران
بازار


نظرات شما