پیام فارس - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فرهاد فخرآبادی| ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی اصولگرا در گفتوگویی که با هممیهن داشت معتقد است که دولت در تبیین تبعات مکانیزم ماشه کمکاری کرده است و باید از این به بعد به صورت شفافتر درباره این موضوع با مردم حرف زده شود. او معتقد است:«برخی با اهداف و مطامع سیاسی، درباره تبعات مکانیسم ماشه بزرگنمایی میکنند.» البته او همچنین در این گفتوگو تصریح میکند:«ما نمیخواهیم به مردم دروغ بگوییم و من نمیگویم آثار مکانیسم ماشه صفر است اما آثارش بسیار محدودتر از این است که برخی میگویند.»
مهمترین خبری که طی روزهای اخیر فضای رسانهای کشور را درگیر خود کرده است، بحث پیرامون فرآیند فعال شدن مکانیسم ماشه است. تحلیل شما از این روند چیست؟
در این ارتباط به چند نکته میتوان اشاره کرد. اول اینکه این بند مربوط به اسنپبک ده سال پیش در برجام گذاشته شده است و اینکه به چه دلیل گذاشته شد و هیئت ایرانی آن را پذیرفت، دلایل مختلفی را شنیدهایم و ما نمیخواهیم وارد گذشته شویم. خلاصه مطلب این است که یک بندی گذاشته شد که طبق این مکانیسم، اگر طرف غربی، هیچکدام از تعهدات خود را انجام ندهند و اگر طرف ایرانی، تمام تعهدات خود را انجام بدهد؛ باز هم این امکان برای طرفهای اروپایی و آمریکا وجود داشت که ده سال بعد، بدون اینکه تعهد خودشان را انجام دهند، بیایند و به شورای امنیت گزارش دهند و بدون حق وتو، مجدداً تمام قطعنامههای قبلی سازمان ملل علیه ایران، اتوماتیک برگردد و این اتفاق دقیقاً افتاد.
یعنی ایران تمام تعهدات خودش را در برجام، انجام داد و مکرر هم تایید شد که ایران تعهداتش را انجام داد ولی طرف غربی هیچکدام از تعهدات خودش را انجام نداد و بلکه تحریمهای شدیدتری را اعمال کرد. این یکی از فجایع حقوقی است. من تا جایی که بررسی کردم، در هیچکدام از قراردادهای حقوق بینالملل در یک قرن اخیر، چنین مکانیسمی وجود نداشته است. حالا اینکه چه عواملی منجر شد، من نمیخواهم وارد مباحث تاریخی شوم. مطلب دوم این است که آیا مکانیسم ماشه اجرا خواهد شد؟ بله حتماً اروپاییها آن را اجرا خواهند کرد. موضوع سوم این است که آیا ایران امکان اینکه جلوی این روند را تا یک ماه آینده بگیرد، دارد؟ پاسخ خیر است.
زیرا مطالباتی که آنها دارند، مطالباتی است که ما آنها را نمیتوانیم و نباید و نمیخواهیم که برآورده کنیم. آنها میگویند درباره مسائلی که اصلاً ربطی به برجام ندارد مذاکره کنید. با چه کسی مذاکره کنید؟ با کسی که اصلاً از برجام خارج شده است. اگر از سر استیصال با آمریکا مذاکره کنید، چه چیزی را زیر پا خواهد گذاشت؟ چیزهایی که استقلال کشور را از بین میبرد. موضوع چهارم این است که اگر مکانیسم ماشه اجرایی شود، چه اتفاقی برای ایران میافتد؟ اول اینکه این سازمان ملل سازمان ملل ده سال پیش نیست، کشورهای اروپایی هم اروپای ده سال پیش نیستند. ایالات متحده هم ایالات متحده ده سال قبل نیست. یعنی الان بسیاری از کشورهای جهان، نسبت به آمریکا زدگی دارند. از طرف دیگر، چین و روسیه، بهعنوان دو قدرت جهانی اعلام کردهاند که این مکانیسم را قبول ندارند.
بنابراین، آنها میتوانند همکاریهایشان با ایران را به این استناد ادامه دهند. بنابراین برخلاف بزرگنمایی سیاسی که برخی آقایان انجام میدهند، به لحاظ اقتصادی، اتفاق ویژهای نمیافتد. چون ما الان سالهاست که تحریمهای شدیدتر از این قطعنامهها را داریم و دیگر چیزی نمیخواهد به آنها اضافه کند. ضمن اینکه در بند هفتم اقدام نظامی وجود ندارد. بنابراین، آثار جدی از نظر اقتصادی نخواهد داشت و فقط میتواند آثار سیاسی و روانی داشته باشد. راه هم بسته است، به خاطر مطالباتی که آنها دارند، امکان مذاکرات هم وجود ندارد؛ چون مذاکرات صرفاً باید در مسائل هستهای باشد در حالی که خواستههای آنها فراتر از هستهای است.
شما مدعی هستید که این موضوع فقط آثار روانی و سیاسی دارد، با توجه به اینکه در اینجا موضوع ما بحث فنی قضیه و چرایی و چگونگی مکانیزم ماشه نیست اما در همین زمینهی مطرحشده از سوی شما، دولت برای کم کردن این آثاری که اشاره کردید چه کاری را میتواند انجام دهد؟
من این را فقط وظیفه دولت نمیدانم، این وظیفه برعهده هیئت دولت و از آن مهمتر صاحبنظران میدانم. اینها باید بیایند و تببین کنند که قطعنامههایی که میخواهد برگردد، چه چیزهایی هستند و الان چند برابر این قعطنامهها علیه ما اجرا میشود و آثار آنها چیست. متاسفانه، برخی از صاحبنظران به خاطر اهداف سیاسیشان، عکس این رفتار را دارند؛ یعنی در واقع مردم را از اجرای مکانیسم ماشه میترسانند و نمیگویند که اگر ما بخواهیم برویم مذاکره کنیم، این مذاکره به چه معناست. اینها را متاسفانه به دلایل مطامع سیاسی تبیین نمیکنند.
دولت هم در این زمینه به اعتقاد بنده کوتاهی میکند. در این شرایط، وزیر نفت، وزیر کشاورزی، وزیر اقتصاد، سخنگوی دولت، معاون اول، خود رئیسجمهور باید بیایند و حرف بزنند و تبیین کنند که مکانیسم ماشه اجرا شود، اتفاق خیلی ویژهای در کشور نخواهد افتاد. نمیخواهم بگویم هیچ اتفاقی نمیافتد. اتفاقهایی که باید میافتاد، طی ده سال گذشته افتاد. یعنی تحریمهایی که علیه ایران اعمال شده، به مراتب سنگینتر از قطعنامههای سازمان ملل است. هم دولت و هم صاحبنظران، به جای اینکه دل مردم را خالی کنند باید درباره این موضوع توضیح دهند.
در بحث اظهارنظرها، شاهد فضایی دوگانه هستیم. یک طرف بنابر چیزی که خودتان گفتید نسبت به تبعات مکانیسم ماشه بزرگنمایی میکند، اما آن طرف هم عدهای هستند که میگویند هیچ اتفاقی نمیافتد و به نوعی کوچکنمایی میکنند. به غیر از دولت که اشاره کردید، در بحث اطلاعرسانی و شفافسازی، نقش سایر مراجع مانند صداوسیما، احزاب و یا شخصیتها چگونه است؟
من در دو سال اخیر و بهخصوص در چند ماه اخیر، به روند صداوسیما انتفاد دارم و عملکرد صداوسیما را در این زمینه، صحیح نمیدانم. اما باید به یک نکته دقت کرد. صداوسیما کارکرد واقعی خود را به عنوان رسانه ملی از دست داده است. در این زمینه من اعتقاد دارم که افراد دیگری برای اطلاعرسانی به کمک بیایند و دیگران باید کوتاهی صداوسیما را جبران کنند. در مرحله اول، دوم و بعد هم نخبگانی هستند که در حوزههای مختلف میتوانند اطلاعرسانی کنند و دل مردم را خالی نکنند.
شرایط کشور، الان به خاطر شرایط نیمهجنگی که وجود دارد، شرایط خوبی نیست؛ باید به مردم آرامش داد و آنها را امیدوار کرد. اینکه بیاییم دل مردم را خالی کنیم و بگوییم مکانیسم ماشه اجرا میشود و یا حمله نظامی خواهد شد، شرایط را خوب نگه نمیدارد. ما نمیخواهیم به مردم دروغ بگوییم. من نمیگویم آثار مکانیسم ماشه صفر است، آثارش بسیار محدودتر از این است که برخی میگویند.
بازار ![]()