دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵
مقالات

از میدان جنگ به سوی همکاری منطقه‌ای

از میدان جنگ به سوی همکاری منطقه‌ای
پیام فارس - اعتماد/ متن پیش رو در روزنامه اعتماد منتشر شده و بازنشر آن در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست. خلیج‌فارس در تاریخ معاصر، همواره عرصه تلاقی منافع قدرت‌های جهانی، ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - اعتماد / متن پیش رو در روزنامه اعتماد منتشر شده و بازنشر آن در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
خلیج‌فارس در تاریخ معاصر، همواره عرصه تلاقی منافع قدرت‌های جهانی، رقابت‌های منطقه‌ای و نگرانی‌های امنیتی کشورهای ساحلی بوده است. با این ‌حال، جغرافیایی که امروز بیش از هر چیز با ناوهای جنگی، تهدیدهای متقابل و اختلال در کشتیرانی شناخته می‌شود، می‌تواند به بستری برای همکاری، توسعه و امنیت مشترک تبدیل شود. بحران کنونی ایران و امریکا بار دیگر این پرسش را پیش روی دولت‌های منطقه قرار داده است: آیا امنیت خلیج‌فارس باید همچنان تابع رقابت قدرت‌ها باشد یا کشورهای ساحلی می‌توانند مسوولیت بیشتری در ساختن آینده مشترک خود بر عهده بگیرند؟ در روزهای اخیر، تلاش‌های دیپلماتیک قطر و پاکستان برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن توجه بیشتری برانگیخته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگوی سی‌ویکم اکتبر با الجزیره از تلاش امریکا برای گفت‌وگو را استقبال کرد، اما تأکید داشت که مذاکره مستقیمی برنامه‌ریزی نشده است. او از رایزنی‌ها درباره کوتاه ‌شدن زمان اجرای پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، از 7 روز به 5 و سپس 2 روز، سخن گفت؛ موضوعی که همچنان در مرحله بررسی و مشروط به توافق بر سر تعهدات متقابل است. نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی و بحث‌های پیرامون تغییر لحن واشنگتن نیز هنوز به توافقی مشخص نینجامیده‌اند، اما از بازماندن مسیر دیپلماسی حکایت دارند. اهمیت نقش قطر تنها در انتقال پیام میان دو طرف خلاصه نمی‌شود. دوحه در سال‌های گذشته کوشیده است همزمان روابط خود را با واشنگتن، تهران و دیگر بازیگران منطقه حفظ کند. همین موقعیت، ظرفیت میانجیگری آن را افزایش داده است. البته میانجیگری زمانی به نتیجه پایدار می‌رسد که از انتقال پیام فراتر برود و به توافقی روشن درباره ترتیب اقدامات، تضمین اجرا و ساز و کار راستی‌آزمایی بینجامد. تجربه بحران‌های گذشته نشان داده اعلام آمادگی برای مذاکره، بدون توافق بر سر چگونگی اجرای تعهدات، برای پایان ‌دادن به چرخه بی‌اعتمادی کافی نیست. گفت‌وگوی عراقچی با الجزیره را نیز باید ابتکاری مثبت در دیپلماسی عمومی ایران ارزیابی کرد.
اقدامی که شایسته تداوم و گسترش توسط دیگر مقامات و قابل تسری به دیگر رسانه‌های معتبر عربی و بین‌المللی است. تهران برای تبیین مواضع خود، افزون بر گفت‌وگو با دولت‌ها، نیازمند ارتباط مستقیم، مستمر و صریح با افکار عمومی منطقه و جهان است. چنین ارتباطی فرصتی برای توضیح نگرانی‌های ایران، پاسخگویی به پرسش‌های دشوار و شنیدن دغدغه‌های همسایگان فراهم می‌کند. دیپلماسی رسانه‌ای، اگر با شفافیت و استمرار همراه باشد، می‌تواند به کاهش سوءبرداشت‌ها و تقویت زمینه‌های تفاهم کمک کند.
در این میان، باید میان استقلال حرفه‌ای شبکه الجزیره و سیاست رسمی دولت قطر تمایز گذاشت. پوشش گسترده رنج مردم فلسطین و جنگ غزه از سوی این شبکه، جایگاه ویژه‌ای در افکار عمومی منطقه یافته است. بهای روایت این جنگ برای جامعه رسانه‌ای فلسطین نیز سنگین بوده است. بر اساس گزارش فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، تا نهم اکتبر ۲۰۲۶ دست‌کم ۲۰۳ روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای فلسطینی کشته شده‌اند؛ آماری که به مجموعه فعالان رسانه‌ای مربوط است، نه صرفا کارکنان الجزیره. یادآوری این واقعیت، اهمیت دفاع از جان غیرنظامیان، آزادی اطلاع‌رسانی و مسوولیت اخلاقی رسانه‌ها در دوران جنگ را برجسته می‌کند. تنگه هرمز اکنون محل تلاقی نگرانی‌های امنیتی و اقتصادی منطقه است. برای ایران، امنیت سواحل و حقوق حاکمیتی اهمیت دارد؛ برای همسایگان، استمرار صادرات انرژی و تجارت؛ و برای اقتصاد جهانی، عبور ایمن کشتی‌ها. گزارش شرکت قطری «ناقلات» درباره برخورد اشیای ناشناس با کشتی گازبر «المیده» در شامگاه سی‌ام اکتبر، هرچند بدون تلفات انسانی بود و عامل آن مشخص نشده، شکنندگی امنیت دریایی را یادآور می‌شود. اختلال در کشتیرانی به بی‌اعتمادی و افزایش هزینه‌های امنیتی دامن می‌زند؛ در مقابل، توافق درباره کاهش تنش دریایی، حفاظت از کشتی‌های غیرنظامی و اقدامات متقابل قابل سنجش می‌تواند نخستین آزمون اعتمادسازی باشد. با این ‌حال، امنیت پایدار خلیج‌فارس را نمی‌توان تنها به توافق احتمالی ایران و امریکا وابسته کرد. عمان با تجربه دیرینه میانجیگری، عربستان سعودی و امارات با ظرفیت‌های اقتصادی و انرژی، کویت و بحرین با موقعیت جغرافیایی و پیوندهای منطقه‌ای و عراق با روابط گسترده با همسایگان، هر یک می‌توانند نقشی متفاوت ایفا کنند. پاکستان و ترکیه نیز هرچند کشورهای ساحلی خلیج‌فارس نیستند، در کاهش تنش و گسترش گفت‌وگو ظرفیت‌هایی دارند. شرط بهره‌گیری از این امکانات، پذیرش تفاوت منافع و پرهیز از انتظار همراهی یکسان از همه بازیگران است. چنین همکاری‌ای می‌تواند از مسائل عملی آغاز شود: ایجاد ساز و کار ارتباط اضطراری میان نیروهای دریایی، اطلاع‌رسانی درباره حوادث کشتیرانی، حفاظت از محیط‌زیست دریایی، مقابله با آلودگی نفتی و تسهیل تجارت قانونی. این اقدامات به معنای نادیده ‌گرفتن اختلافات سیاسی یا چشم‌پوشی از حقوق کشورها نیست. برعکس، همکاری در حوزه‌هایی که منافع مشترک آشکار دارند، می‌تواند امکان مدیریت اختلافات دشوارتر را فراهم کند. اعتماد منطقه‌ای نه با بیانیه‌های کلی، بلکه با تعهدات محدود، متقابل و قابل ارزیابی شکل می‌گیرد. اندیشه امنیت منطقه‌ای بدون اتکای انحصاری به قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز پیشینه‌ای طولانی دارد. بند هشتم قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، مصوب جولای ۱۹۸۷ در جریان جنگ ایران و عراق، از بررسی تدابیر تقویت امنیت و ثبات منطقه سخن می‌گفت. دهه‌ها بعد، ایران در سال ۲۰۱۹ ابتکار «صلح هرمز» را مطرح کرد. این تجربه‌ها، با وجود تفاوت شرایط و محدودیت‌های اجرایی، نشان می‌دهند که ایده همکاری امنیتی کشورهای منطقه تازه نیست. مساله اصلی، تبدیل آن از پیشنهادهای دیپلماتیک به نهادها و رویه‌هایی است که در برابر تغییر دولت‌ها و بحران‌های مقطعی دوام بیاورند. در چارچوب اندیشه «جمهوری سوم» سیاست خارجی باید با منافع ملی، رفاه شهروندان، مشروعیت مردمی و حکمرانی پاسخ‌گو پیوندی روشن داشته باشد. استقلال، تنها در فاصله‌ گرفتن از قدرت‌های خارجی تعریف نمی‌شود؛ توانایی تصمیم‌گیری عقلانی، حفظ امنیت و فراهم‌ کردن فرصت توسعه نیز از عناصر آن است. ایران می‌تواند با حفظ حقوق و منافع خود، از موضع ابتکار به کاهش تنش و گسترش همکاری منطقه‌ای کمک کند. این مسیر جایگزین دفاع مشروع یا مذاکره با قدرت‌ها نیست؛ بلکه مکمل آن است و هزینه‌های رویارویی را برای ملت‌های منطقه کاهش می‌دهد. خلیج‌فارس بیش از آنکه به میدان تازه‌ای برای اثبات برتری نظامی نیاز داشته باشد، محتاج افقی مشترک برای امنیت و توسعه است. میانجیگری قطر شاید راه توقف دور تازه جنگ را هموار کند؛ اما دستاورد ماندگار زمانی پدید می‌آید که کشورهای منطقه، از تماشاگران رقابت قدرت‌ها به شریکان مسوول صلح بدل شوند.


نظرات شما