چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵
ورزشی

«جوانگرایی» قولی که عملی نشد؛

۱۳۱۰ روز برای ساختن تیم ملی کافی نبود؛ قلعه‌نویی در ۹۰ روز چه می‌کند؟

۱۳۱۰ روز برای ساختن تیم ملی کافی نبود؛ قلعه‌نویی در ۹۰ روز چه می‌کند؟
پیام فارس - امیر قلعه‌نویی پس از نزدیک به ۴‌سال‌ حضور روی نیمکت تیم ملی، دوباره وعده تغییر و تحول داده است که این بار با یک سؤال ساده روبه‌روست: چرا در ۱۳۱۰ روز خبری از تغییر و ساختن نبود!
  بزرگنمايي:

پیام فارس - امیر قلعه‌نویی پس از نزدیک به ۴‌سال‌ حضور روی نیمکت تیم ملی، دوباره وعده تغییر و تحول داده است که این بار با یک سؤال ساده روبه‌روست: چرا در ۱۳۱۰ روز خبری از تغییر و ساختن نبود!

به گزارش خبرنگار مهر، رقابت های جام ملت های ۲۰۲۷ آسیا نزدیک به ۹۰ روز دیگر به میزبانی عربستان برگزار می شود. فاصله‌ای بسیار اندک برای تیم های مدعی جام قهرمانی که در بین آنها هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال نیز با همین هدف تصمیم گرفت امیر قلعه نویی در راس کادر فنی تیم ملی ایران بماند تا برای آن برنامه ریزی شود اما خروجی بازی های دوستانه تیم ملی چیزی جز تسلیم فنی قطعی مقابل ازبک و روس نبود.
با این حال امیر قلعه‌نویی حالا از «ساختن دوباره تیم ملی» می‌گوید؛ از تغییر در انتخاب بازیکنان، تاکتیک، آماده‌سازی و حتی دستیاران خود که اگر امروز و بدون سابقه قبلی مطرح می‌شد، می‌توانست نشانه‌ای از یک تصمیم جدی برای اصلاح مسیر تیم ملی باشد اما مشکل اینجاست که این وعده‌ها از زبان مربی‌ای مطرح می‌شود که ۱۳۱۰ روز فرصت داشته است.
قلعه‌نویی ۲۱ اسفند ۱۴۰۱ سرمربی تیم ملی شد و از همان روزهای ابتدایی یکی از کلیدواژه‌های مهم صحبت‌هایش «جوانگرایی» بود؛ جوانگرایی همراه با نتیجه‌گرایی و البته با همان تعبیر معروف «شیب ملایم». قرار بود نسل جدید آرام‌آرام وارد تیم ملی شود تا هم نتیجه حفظ شود و هم پشتوانه‌ای برای آینده ساخته شود. حتی بعدها نیز تأکید شد که تغییرات باید با شیب ملایم انجام شود تا جوانان آسیب نبینند.

پیام فارس


حالا اما بعد از گذشت بیش از سه سال و نیم، روایت تغییر کرده است. قلعه‌نویی می‌گوید جوانگرایی مسیرش را باید از باشگاه‌ها طی کند و تیم ملی قرار نیست محل اصلی جوانگرایی باشد. اصل این نگاه البته حرف نادرستی نیست؛ تیم ملی واقعاً باید محصول باشگاه‌سازی، آکادمی‌ها و فوتبال پایه باشد. اما ای کاش این نگاه از همان ابتدا با صراحت گفته می‌شد و وعده «شیب ملایم جوانگرایی» داده نمی‌شد تا امروز فوتبال ایران با شیب تند انتقادها روبه‌رو نشود.
موضوع این نیست که چرا قلعه‌نویی امروز تصمیم گرفته تغییر کند؛ مسئله این است که چرا این تغییر باید دقیقاً پس از جام جهانی و در فاصله حدود ۹۰ روز تا جام ملت‌های آسیا مطرح شود؟
تیمی که قرار بود در طول این سال‌ها پوست‌اندازی کند، سرانجام با ترکیبی راهی جام جهانی ۲۰۲۶ شد که انتقادهای زیادی درباره میانگین سنی آن مطرح شد و در نهایت نیز نتوانست از مرحله گروهی عبور کند. حالا همان سرمربی که سال‌ها برای تغییر نسل فرصت داشت، از تغییر بازیکن و حتی دستیارانش سخن می‌گوید؛ گویی قرار است در سه ماه کاری انجام شود که در ۱۳۰۲ روز گذشته فرصت انجامش وجود نداشته است.
اگر قرار بود تیم ملی تغییر کند، چرا این تغییرات در مسیر جام جهانی با جدیت بیشتری انجام نشد؟ اگر قرار بود کادر فنی تقویت شود، چرا ساختار فنی تیم ملی طی این مدت با همان الگوی قبلی ادامه پیدا کرد؟ و اگر قرار است حالا همه چیز متفاوت شود، دقیقاً چه چیزی قرار است متفاوت شود؟
حتی در حوزه آنالیز نیز سؤال‌های جدی وجود دارد. تیم آنالیز تیم ملی عملاً با ساختاری بسیار محدود فعالیت می‌کند و تنها دو آنالیزور در این بخش حضور دارند و حتی اجازه اضافه شدن نفر سوم نیز داده نشده است. مهم‌تر اینکه اطلاعات مربوط به نرم‌افزارهای تخصصی مورد استفاده برای آنالیز، از جمله دسترسی به Wyscout، در اختیار سایر بخش‌های تیم‌های ملی قرار نگرفته است. اگر قرار است از تغییر ساختار و حرفه‌ای‌تر شدن تیم ملی صحبت شود، شاید بد نباشد ابتدا همین جزئیات کوچک اما مهم مورد بازبینی قرار گیرد.

پیام فارس


روی نیمکت هم وضعیت چندان متفاوت نیست. سعید الهویی همچنان یکی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به قلعه‌نویی در کادر فنی است؛ دستیاری که طی سال‌های اخیر بارها در کنار سرمربی تیم ملی دیده شده است. مسئله شخص الهویی نیست؛ مسئله این است که اگر قرار باشد تیم ملی واقعاً «دوباره ساخته شود»، آیا تغییر در نام چند دستیار کافی است یا باید در نگاه، ساختار و شیوه تصمیم‌گیری نیز تغییر ایجاد شود؟
قرار نیست از قلعه‌نویی انتظار داشته باشیم در ۹۰ روز معجزه کند. اتفاقاً فوتبال ایران بیش از هر چیز به صداقت نیاز دارد. اگر قرار است تیم ملی برای جام ملت‌ها با همان استخوان‌بندی و همان تفکر قبلی به میدان برود، بهتر است صریح گفته شود. اگر هم واقعاً قرار است تغییر بزرگی اتفاق بیفتد، مردم و فوتبالدوستان حق دارند بدانند این تغییر دقیقاً در کدام بخش‌ها خواهد بود.
قلعه‌نویی امروز حمایت فدراسیون را برای ادامه کار تا جام ملت‌های آسیا دارد و این شاید بهترین فرصت او برای اثبات همان وعده‌ای باشد که سال‌هاست درباره ساختن تیم ملی مطرح می‌کند؛ نه با شعار، بلکه با تصمیم‌های روشن.
شاید حالا بیش از هر زمان دیگری، به جای فروش رؤیای «تیم ملی بهتر از قبل»، باید برنامه تغییر را روی میز گذاشت؛ اینکه چه بازیکنانی قرار است کنار بروند، چه نفراتی جایگزین شوند، کدام تفکر تاکتیکی تغییر خواهد کرد، چه اصلاحی در کادر فنی رخ می‌دهد و ساختار آنالیز تیم ملی قرار است چگونه متحول شود.
چون فوتبال ایران دیگر فقط یک وعده تازه نمی‌خواهد؛ پاسخ یک سؤال قدیمی را می‌خواهد: در این ۱۳۱۰ روز چه چیزی تغییر کرد که حالا قرار است در ۹۰ روز تغییر کند؟


نظرات شما