پیام فارس - تابناک / پرسش امروز بسیاری از شهروندان اصفهانی این است که چرا با عبور از اوج گرمای تابستان و ورود به مهرماه، هنوز برنامه خاموشی در اصفهان ادامه دارد، اما پایتخت در بخش قابل توجهی از روزها از پایداری بیشتری برخوردار است؟
قصه خاموشیهای برق در ایران دیگر فقط قصه کمبود تولید نیست؛ قصه نحوه توزیع همین برق محدود میان استانها و شهرها نیز هست. پرسش امروز بسیاری از شهروندان اصفهانی این است که چرا با عبور از اوج گرمای تابستان و ورود به مهرماه، هنوز برنامه خاموشی در اصفهان ادامه دارد، اما پایتخت در بخش قابل توجهی از روزها از پایداری بیشتری برخوردار است؟ آیا این تفاوت ناشی از تبعیض در توزیع برق است یا باید ریشه آن را در ساختار شبکه، نوع مصرف، ظرفیت تولید و محدودیتهای منطقهای جستوجو کرد؟
خاموشی برق برای شهروند اصفهانی دیگر صرفاً یک اتفاق تابستانی نیست. در هفتههای گذشته، برنامههای خاموشی شرکت توزیع نیروی برق اصفهان بهصورت منطقهای منتشر شده و حتی برای روزهای منتهی به اول مهر و روزهای ابتدایی مهرماه نیز امکان استعلام برنامه قطع برق برای مشترکان وجود داشته است.
این در حالی است که در تهران، اگرچه نمیتوان ادعا کرد خاموشی بهطور کامل وجود نداشته، اما وضعیت شبکه در مقاطع مختلف پایدارتر اعلام شده و خاموشیهای برنامهریزیشده خانگی به اندازه اصفهان در سطح عمومی احساس نشده است.
شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ نیز در تیرماه، در شرایطی که دمای تهران به ۴۲ درجه رسیده بود، از پایداری شبکه و رفع خاموشیهای پراکنده خبر داده بود.
همین تفاوت تجربه، پرسش درباره «عدالت در توزیع خاموشی» را جدی میکند. البته پاسخ این پرسش را نباید صرفاً با مقایسه جدول خاموشی دو شهر داد. شبکه برق کشور یک شبکه بههمپیوسته است، اما محدودیتهای انتقال، ظرفیت خطوط و پستها، میزان مصرف هر منطقه، سهم صنایع، وضعیت نیروگاههای محلی و حساسیت برخی مشترکان میتواند باعث شود سهم هر منطقه از مدیریت بار یکسان نباشد.
در اصفهان، سخنگوی صنعت برق استان پیشتر صراحتاً اعلام کرده بود که خاموشیها به شکل یکسان و گردشی میان فیدرهای خانگی اعمال میشود و تفاوتی میان مناطق مختلف شهر از نظر اجرای برنامه مدیریت بار وجود ندارد. به گفته او، خاموشیها بر اساس برنامه و به شکل گردشی انجام میشد و اگر میزان محدودیت کاهش مییافت، این کاهش برای همه مشترکان اعمال میشد. بنابراین از منظر شرکت توزیع برق اصفهان، مسئله «تبعیض میان محلهها» نیست، بلکه مسئله سهم این استان از محدودیتهای شبکه سراسری است.
اما همین پاسخ یک سؤال مهمتر را ایجاد میکند: چرا سهم اصفهان از محدودیت برق همچنان محسوس است؟
یکی از پاسخها را باید در وضعیت خاص صنعت برق استان جستوجو کرد. در تابستان امسال، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان از کمبود حدود دو هزار مگاوات برق در استان سخن گفته بود. این رقم، اگرچه مربوط به شرایط اوج مصرف تابستانی است و نمیتوان آن را مستقیماً معادل کمبود امروز دانست، اما تصویری از عمق مسئله در استان ارائه میدهد. همزمان، ظرفیت تولید برق خورشیدی اصفهان حدود ۵۷۹ مگاوات اعلام شد و برای افزایش آن در سالهای آینده برنامهریزی شده است.
از سوی دیگر، اصفهان فقط یک شهر مصرفکننده برق نیست؛ یکی از قطبهای صنعتی کشور است. صنایع بزرگ، شهرکهای صنعتی، واحدهای تولیدی، کشاورزی و شبکه گسترده خدماتی استان، بار قابل توجهی بر شبکه تحمیل میکنند. بنابراین وقتی تولید برق کشور با ناترازی مواجه میشود، مدیریت بار در استانی با چنین ساختار مصرفی، مسئلهای پیچیدهتر از یک خاموشی ساده خانگی است.
در مقابل، تهران نیز مصرف بسیار بالایی دارد، اما ساختار شبکه پایتخت ویژگیهای خاص خود را دارد. مسئولان صنعت برق پیشتر اعلام کردهاند که بیش از ۴۰ درصد فیدرهای تهران بزرگ به مراکز حساس، از جمله مراکز درمانی، امنیتی و دیپلماتیک، مرتبط است و به همین دلیل بخشی از این شبکهها از اولویت خاموشی خارج شدهاند یا برای آنها شبکههای مجزا در نظر گرفته شده است. همین موضوع میتواند یکی از دلایل تفاوت الگوی خاموشی تهران با سایر شهرها باشد؛ هرچند بهتنهایی توضیحدهنده تمام تفاوتها نیست.
از این منظر، مقایسه تهران و اصفهان باید از سطح «چرا برق آنها را قطع نمیکنند و برق ما را قطع میکنند؟» فراتر برود. مسئله اصلی این است که آیا معیارهای توزیع محدودیت برق برای مردم شفاف است یا خیر؟ اگر محدودیت برق به دلیل کمبود تولید، محدودیت انتقال، شرایط شبکه یا ضرورت حفظ پایداری اعمال میشود، شهروندان باید بدانند هر استان بر اساس چه شاخصهایی سهم خود را از خاموشی دریافت میکند.
این شفافیت بهویژه در مهرماه اهمیت بیشتری پیدا میکند. افکار عمومی طبیعی است که با کاهش دمای هوا انتظار داشته باشد خاموشیهای تابستانی نیز کاهش یابد. اما صنعت برق همزمان با آغاز پاییز وارد مرحله دیگری از مدیریت شبکه میشود. مدیرعامل توانیر نیز از تدوین و ابلاغ بسته زمستانی برق از ابتدای مهر خبر داده و هشدار داده است که محدودیت سوخت نیروگاهها میتواند بر تأمین برق اثر بگذارد. بنابراین پایان تابستان الزاماً به معنای پایان همه محدودیتهای برق نیست.
از سوی دیگر، آمار توانیر نشان میدهد مسئله ناترازی همچنان یک مسئله ساختاری است. مدیرعامل توانیر در شهریورماه اعلام کرد محدودیتهای اعمالشده در تابستان نسبت به سال قبل کاهش یافته، اما همزمان از آسیب به بخشی از ظرفیت تولید و شبکه برق کشور و دشواری تأمین برق سخن گفت. بنابراین حتی اگر خاموشیها در برخی نقاط کاهش یافته باشد، به معنای حل ریشهای ناترازی نیست.
در چنین شرایطی، آنچه برای اصفهان اهمیت دارد نه صرفاً حذف خاموشی، بلکه روشن شدن منطق تصمیمگیری است. مردم میپرسند اگر قرار است محدودیت اعمال شود، چرا سهم استانها متفاوت است؟
اگر قرار است خاموشیها عادلانه و گردشی باشد، شاخص عدالت چیست؟ آیا میزان مصرف، جمعیت، ظرفیت صنعتی، اهمیت اقتصادی، ظرفیت تولید محلی و وضعیت شبکه انتقال در تعیین سهم هر استان لحاظ میشود؟ و اگر چنین شاخصهایی وجود دارد، چرا به شکل عمومی منتشر نمیشود؟
نکته مهمتر اینکه «عدالت» الزاماً به معنای قطع برق مساوی برای همه نیست. ممکن است قطع دو ساعت برق در یک منطقه، از نظر آثار اجتماعی و اقتصادی با قطع دو ساعت برق در منطقهای دیگر برابر نباشد. بیمارستان، کارخانه، مرکز داده، واحد تولیدی، مترو، شبکه آبرسانی و یک واحد مسکونی شرایط یکسانی ندارند. بنابراین عدالت در صنعت برق باید به معنای توزیع شفاف، قابل دفاع و قابل سنجش محدودیتها باشد، نه صرفاً تقسیم مساوی خاموشی.
اصفهان امروز بیش از آنکه نیازمند وعده پایان خاموشی باشد، نیازمند پاسخ روشن است. اگر علت ادامه خاموشی در مهرماه کمبود تولید است، باید میزان کمبود و سهم اصفهان از آن مشخص شود. اگر مشکل شبکه انتقال و توزیع است، باید برنامه اصلاح شبکه و زمانبندی آن اعلام شود.
اگر سهم بالای مصرف صنایع عامل اصلی است، باید مشخص شود محدودیتها چگونه میان بخش خانگی و صنعتی تقسیم میشود. و اگر تهران به دلیل شرایط خاص شبکه، مراکز حساس یا زیرساختهای متفاوت، خاموشی کمتری دارد، این تفاوت نیز باید برای افکار عمومی توضیح داده شود.
در نهایت، پرسش اصفهان پرسش درباره تهران نیست؛ پرسش درباره سازوکار توزیع یک کالای حیاتی است. شهروند اصفهانی وقتی میبیند در آغاز پاییز همچنان باید ساعت خاموشی خانه و محل کار خود را جستوجو کند، حق دارد بداند چرا. پاسخ به این پرسش نباید با تکذیب «تبعیض» تمام شود.
تکذیب، بدون ارائه داده و شاخص، اعتماد ایجاد نمیکند. آنچه میتواند اعتماد ایجاد کند، انتشار منظم اطلاعات درباره میزان تولید، میزان مصرف، ظرفیت انتقال، سهم هر استان از محدودیت و معیارهای اولویتبندی خاموشیهاست.
برق ممکن است در کشور کم باشد، اما اطلاعات درباره نحوه توزیع این کمبود نباید کم باشد. اگر قرار است مردم هزینه ناترازی را با خاموشی بپردازند، دستکم باید بدانند این هزینه چگونه و بر اساس چه قاعدهای میان آنها تقسیم میشود.
اصفهان امروز دقیقاً همین سؤال را مطرح میکند: چرا در شرایطی که پایتخت از پایداری نسبی شبکه برخوردار است، خاموشی هنوز سهم قابل توجهی از زندگی روزمره مردم اصفهان را تشکیل میدهد؟ پاسخ شفاف به این سؤال، نه فقط حق مردم اصفهان، بلکه لازمه اعتماد عمومی به مدیریت شبکه برق کشور است.