يکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵
مقالات

استیقظ (بیدار شو) یا أخی!

استیقظ (بیدار شو) یا أخی!
پیام فارس - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سید مهدی طالبی| دشمن در قالب «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران، زنجیره ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| دشمن در قالب «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران، زنجیره اقداماتی تدارک دیده است که شامل محاصره دریایی، محاصره هوایی، محاصره زمینی و تشدید تحریم‌های حقوقی و مالی می‌شود که در آن علاوه بر تهدید سیاسی و اقتصادی، ابزار نظامی سهم بزرگی دارد.
محاصره دریایی، با ابزار نظامی و استقرار ناوگان دریایی آمریکا در دریای عمان پیگیری می‌شود. محاصره هوایی با تهدید فرودگاه‌ها و دولت‌ها به محرومیت از سیستم دلاری، محاصره زمینی با فشار سیاسی به همسایگان و هدف‌گیری موردی گلوگاه‌ها مانند حمله به پل‌ها و شبکه ریلی کشور دنبال می‌شود. در این میان، محاصره دریایی تأثیر بیشتری داشته، محاصره زمینی به دلیل مرز‌های گسترده، تجارت گسترده رسمی و غیررسمی و کم‌اثر بودن حملات به پل‌ها، تا حدودی زیادی ناکام مانده و محاصره هوایی، فعلاً با جنبه‌های روانی پررنگ پیگیری می‌شود.
مسیر‌های هوایی اصلی ایران مثل چین و روسیه، هیچ مشکلی در مرحله کنونی نداشته‌اند، در مسیر‌هایی مانند حریم هوایی ترکمنستان و فرودگاه‌های گرجستان، این مسیر‌ها تأثیرات فوری و کلانی ندارند و در عراق، قضیه قطعاً نمی‌تواند ادامه یابد. دشمن در محاصره هوایی، توفیق مؤثری نداشته؛ اما این به معنای ثابت ماندن شرایط نیست. اگر این فضا شکسته نشود، توسعه پیدا خواهد کرد چه اینکه در محاصره دریایی، دشمن در زمان جنگ نتوانست محاصره دریایی را برقرار سازد و در مراحل ابتدایی، گریز از آن امکان‌پذیر بود؛ اما به‌مرور تقویت شد.
وضعیت پرواز‌ها
ایران به 16 کشور، پرواز مستقیم دارد. چین، روسیه، هند، ترکیه، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، افغانستان، عراق، مالزی، عمان، پاکستان، قطر، تایلند، امارات و کویت این مقاصد هستند. ایران پرواز‌های مستقیم به کشوری مانند عربستان هم دارد، اما این پرواز‌ها هفتگی نبوده و به مراسم حج وابسته است.
مهم‌ترین مسیر‌های پروازی برای حفظ ثبات داخلی از طریق تداوم تجارت، چین، روسیه، هند و ترکیه هستند. پرواز به این چهار کشور ادامه دارد؛ اما در ترکیه، محدود شده است. آنکارا پرواز‌ها را قطع نکرده؛ اما برای جلوگیری از تحریم، شرکت‌های خدمات‌دهنده پروازی به ایران و در مواردی، فرودگاه‌ها را تغییر داده است. پرواز‌ها به کشور‌هایی مانند تایلند، ارمنستان و افغانستان ادامه دارند؛ اما بدترین وضعیت در ترکمنستان رخ داده که به نظر می‌رسد این کشور فراتر از دستور آمریکا، احتمال دارد به سمت بستن حریم هوایی خود حرکت کرده باشد که در نوع خود، این رفتار عشق‌آباد قابل‌توجه است.
پرواز به امارات متوقف شده؛ اما این کشور در تجارت ایران نسبت به گذشته، اهمیت کمتری دارد. در سایه خارج‌شدن نقطه ثقل تسویه تجارت خارجی ایران از امارات، جنگ 40 روزه و سپس تعلیق روابط تجاری به دستور ابوظبی، روابط دوجانبه از مدت‌ها قبل از نبض افتاده بودند و ممنوعیت پرواز‌ها به ایران، اثرات گذشته را ندارد. در خصوص عمان، کویت و قطر وضعیت همین‌گونه است. در شرایطی که پرواز‌ها به اصلی‌ترین مسیر‌های تجاری ایران در چین، هند، روسیه و ترکیه ادامه دارند، طرح آمریکا به اندازه‌ای اثر‌گذار نخواهد بود.
به‌موازات آنکه پرواز‌های مستقیم از ایران به سمت اصلی‌ترین شرکای تجاری‌اش برقرارند، راه دسترسی ایرانیان به کشور‌های دیگر تنها کندتر شده است. ایرانیان می‌توانند به شکل غیرمستقیم به مقاصد ممنوع شده پرواز کنند و ازسوی‌دیگر، ازآنجاکه تعدادی از این کشور‌ها جزء همسایگان دارای مرزی زمینی‌اند، ارتباطات زمینی در دسترس قرار دارند.
نکات
1- تحریم فرودگاه‌ها، بیشتر از آنکه یک سیاست مبتنی بر اعمال فشار توسط آمریکا بر دولت‌ها باشد، ناشی از یک توطئه است که در آن متحدان واشنگتن و نیرو‌های کاشته شده آن نقش دارند.
نمونه عالی آن، بازگرداندن پرواز ایرانی به سمت تاجیکستان بود که ترکمنستان آن را بازگرداند. همچنین اقدام فرودگاه نجف در ممنوعیت پرواز‌های ایران درحالی‌که اکثر مسافران آن ایرانی‌اند. اقدام عشق‌آباد و بغداد، چیزی فراتر از تسلیم‌شدن در برابر فشار‌ها بود. نقش ترکمنستان در ارائه فرصت به دشمن از طریق خاک این کشور، از زمان جنگ 12 روزه کشف شد که نشان‌دهنده درهم‌تنیده‌شدن عشق‌آباد در طرح‌های ضدایرانی است.
البته اعمال فشار سنگین به این مهره‌ها و دولت‌ها، بدون خنثی‌سازی فشار‌های آمریکا کافی نخواهد بود؛ چه اینکه احتمالاً یکی از امیدواری‌های دشمن، حرکت ایران به سمت اعمال فشار سنگین‌تر به این مهره‌هاست، زیرا اعمال فشار به آن‌ها امکان‌پذیرتر از اعمال فشار به آمریکا خواهد بود.
راهکار صحیح اما منحرف‌نشدن از نقطه ثقل ماجراست که به آمریکا مربوط است. مهره‌های آمریکا باید تبعات تصمیم‌های خود را متحمل شوند؛ اما اگر خود آمریکا سپر بیندازد، این مهره‌ها چیزی برای استمرار اقدامات خود نخواهند داشت.
2- دشمن طرح محاصره همه‌جانبه را پیگیری می‌کند که محاصره دریایی یک ضلع آن است. درحالی‌که دشمن درحال توسعه و تقویت طرح محاصره کامل ایران است، اولویت دادن صرف به مذاکره برای برطرف ساختن آن، بیشتر از همه، تشجیع دولت واشنگتن به پیگیری است. اگر مذاکره کارساز نباشد، باید علیه محاصره دریایی کار نظامی یا ترکیبی انجام داد. مؤثرترین کار، فعالیت ترکیبی است که می‌تواند بدون تبعات تحرکات نظامی، آن را دنبال کرد. کار ترکیبی، شامل انواع حملات ناشناس با ابزار‌های متفاوت با هدف ایجاد التهاب در مسیر محاصره دریایی آمریکاست. یکی از طرح‌های نظامی غیرمستقیم در این مسیر، محاصره دریایی دولت‌های عربی متحد آمریکا در خلیج‌فارس و دریای سرخ بود که با قدرت درحال اجراست.
3- دشمن در 5 آبان 1403، جنگ 12 روزه و 40 روزه تلاش کرد با انهدام رادار‌های هشدار زودهنگام و مراکز اصلی پدافندی، قدرت کشور برای کنترل و استفاده از حریم هوایی‌اش را کاهش دهد. استفاده از حریم هوایی به این دلیل مشکل شده که در پی هدف قرار گرفتن رادار فرودگاه‌های غیرنظامی، پرواز‌های مسافربری از طریق نقشه و به شکل محاسباتی انجام می‌شود.
طراحی دشمن توقف در این نقطه نیست؛ بلکه گام‌های قبلی حکایت از آن دارند که تحرکات این جبهه درصورتی‌که مهار نشوند، به داخل آسمان کشور کشیده می‌شوند. این مسائل به تهران گوشزد می‌کنند که باید برای جلوگیری از توسعه محاصره هوایی دشمن، آن را ساقط کند. این ساقط‌سازی لزوماً حرکات شدیدی نیست که می‌توانند به دشمن فضایی برای اجرایی ساختن سریع‌تر طرح بدهند، بلکه واکنش تهران باید متمرکز بر نقاط ثقل توانایی این جبهه باشد تا آن‌ها قادر به محاصره نباشند. اگر ایران تنگه هرمز را در اختیار نداشت، دشمن تحت‌فشار قرار نمی‌گرفت و آسوده به استمرار محاصره دریایی ادامه می‌داد. تهران همان‌گونه که روی آب مسیر دشمن را سد کرده، باید فکری برای آسمان کند.
4- در پرواز‌های خارجی، بیشتر از گردشگر، تجار اهمیت دارند. بدون سفر تجار و وکلایشان، تجارت سخت‌تر می‌شود که این خود هدف اصلی دشمن است. بر این اساس محاصره هوایی، همان تشدید محاصره دریایی و زمینی است. اگر محاصره دریایی برداشته شود و پرواز‌ها متوقف باشند، همچنان بخشی از مشکل باقی خواهد ماند. به جای محاسبه سهم پرواز‌ها از صادرات و واردات، باید تأثیر آن بر تجارت خارجی مورد توجه قرار گیرد. دشمن با محاصره هوایی، درحال محکم کردن کمربند محاصره دریایی است.
5- کماکان اتاق عملیات علیه ایران، وزارت خزانه‌داری است. عملیات طرد اقتصادی، شامل محاصره دریایی، هوایی و زمینی به همراه تشدید اقدامات بانکی و حقوقی است. ازآنجاکه ظرفیت‌های حقوقی و امنیتی استفاده شده‌اند، دشمن با فشار‌های سنگین و ابزار فیزیکی به دنبال تشدید است. ایران در برابر تحریم‌های پیشین که حقوقی و مبتنی بر قوانین داخلی آمریکا بودند، ابزار‌های متناسب کمی داشت و از این رو مذاکره شد تا کاخ سفید، دستورات اجرایی رئیس‌جمهو را لغو کند. درحال حاضر که آمریکا به سمت ابزار نظامی برای محاصره حرکت کرده، تهران از ابزار‌های نظامی کارآمدی برخوردار است که باید از آن‌ها استفاده کند.
6- در تعدادی از کشور‌ها، راه‌های دورزدن ایجاد شده است. شرکت‌های دور از سیستم دلاری خدمات می‌دهند. ایران می‌تواند با این اقدامات استدلالی برای ملزم ساختن کشور‌های دیگر به برقراری پرواز‌ها بسازد.
7- دشمن از راه‌اندازی پرطمطراق محاصره هوایی، اهداف اصلی و مهمی دارد؛ اما یکی از اهداف می‌تواند کاهش تمرکز تهران بر محاصره دریایی باشد. اگر محاصره دریایی شکست بخورد، محاصره هوایی و زمینی سقوط می‌کنند.
برنامه اصلی محاصره بود؟
به نظر می‌رسد برنامه اصلی دشمن علیه ایران محاصره و به طور ویژه محاصره دریایی بوده است که با جنگ پیوند خورد. هنگامی که آمریکا محاصره دریایی ونزوئلا را کلید زد، این احتمال مطرح شد که این کشور علیه ایران گام مشابهی برخواهد داشت. هدف آمریکا به تسلیم کشاندن ونزوئلا از مسیر محاصره دریایی بود؛ اما به آن قانع نشده و نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور را هم ربود تا قدرت‌نمایی کرده باشد. ربودن مادورو باعث شد در آمریکا این دیدگاه ایجاد شود که این اقدام در تسلیم ونزوئلا مؤثرتر از محاصره دریایی بوده است. همچنین وقایع دی‌ماه باعث شد دشمن نسبت به هرگونه اقدام مشابه با ونزوئلا علیه سران کشور، امیدوار شود. در نتیجه، تحرک علیه سران ایران و اقدام جنگی، در چشم آمریکایی‌ها نسبت به محاصره دریایی برتری یافت.
دشمن با برداشتی که در ونزوئلا به دست آورد، اقدام نظامی را بر محاصره دریایی مقدم کرد. این امر البته دلیل دیگری هم داشت. قدرت نظامی ایران در دریا مانع از محاصره مؤثر دریایی می‌شد و پیش از هرگونه محاصره‌ای، این قدرت باید ضربه می‌خورد. دشمن در جنگ برای ساقط‌سازی ضربتی نظام ایران ناکام ماند؛ اما هدف ثانویه خود در ضربه به ناوگان دریایی کلاسیک ایران را اجرایی کرد. روندی که گذشت، نشان می‌دهد هدف اولیه دشمن محاصره دریایی بود، اما برداشت‌ها از ماجرای ونزوئلا باعث شد تا آن‌ها جنگ را بر آن مقدم سازند.
بااین‌وجود، دشمن تلاش خواهد کرد تا محاصره دریایی را به دیگر عرصه‌ها توسعه دهد. دلیل این امر، اهرم متقابل ایران است. در طرح محاصره دریایی ونزوئلا، ورود و خروج نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری ممنوع می‌شد و کاراکاس ابزار متقابلی نداشت. در خصوص ایران، تهران اهرم تنگه هرمز را دارد و محاصره‌ متقابلی را علیه جهان و متحدان عرب آمریکا اعمال می‌کند. این باعث شده تا مسابقه تاب‌آوری میان دو طرف شکل گیرد؛ آیا این ایران است که زودتر در مقابل محاصره دریایی به نقطه جوش می‌رسد و یا این بازار انرژی جهان، قیمت سوخت در آمریکا و یا متحدان عرب واشنگتن در منطقه‌اند که طاقتشان طاق خواهد شد؟ آمریکا می‌داند برای مدت زیادی نمی‌تواند قیمت‌های بالای سوخت را تحمل کند؛ واشنگتن در روز‌های اخیر طرح ممنوعیت صادرات گازوئیل را بررسی می‌کند تا بتواند بازار داخلی را کنترل کند.
افزایش نرخ اوراق‌قرضه، اعتراض دولت‌ها به قیمت بالای انرژی و مشکلات جمهوری‌خواهان، حکایت از فشار‌های بالا بر ترامپ دارند. در هفته‌های اخیر، دست‌کم دو نماینده جمهوری‌خواه کنگره که پیش‌ازاین از جنگ با ایران حمایت کرده بودند، به دلیل قیمت‌های بالای انرژی به جمع منتقدان پیوسته‌اند. واشنگتن می‌خواهد پیش از آنکه خود در تحمل بحران ناتوان شود، کاری کند که صبر ایران به پایان برسد. راهکار آمریکایی‌ها، توسعه محاصره به زمین و هواست تا این امر تشدید شده و تهران تسلیم شود.


نظرات شما