پیام فارس - فارس / شهید احمدرضا ربانی ۱۶ سال بیشتر نداشت که در ذوالفقاریه آبادان به شهادت رسید؛ اما بازگشت پیکرش به اصفهان، صحنهای ماندگار از روزهای آغاز دفاع مقدس را رقم زد؛ جایی که مردم شهر برای تشییع نخستین شهید دفاع مقدس در اصفهان به خیابانها آمدند.
هنوز چندهفتهای بیشتر از آغاز جنگ تحمیلی نگذشته بود. فضای شهرها رنگ و بوی دیگری داشت؛ خبرهای جبهه از رادیو و مسجد و محافل مردمی به گوش میرسید و نام آبادان و خرمشهر هر روز بیشتر در میان مردم شنیده میشد.
در همین روزها، خبر شهادت یک نوجوان اصفهانی به شهر رسید؛ نوجوانی که خیلیها او را نه از میدان جنگ، بلکه از مسجد و کلاسهای کاراته میشناختند.
احمدرضا ربانی در ذوالفقاریه آبادان به شهادت رسیده بود و حالا قرار بود پیکرش به شهر بازگردد.بازگشت او اما یک مراسم معمولی نبود؛ مردم اصفهان برای بدرقه نخستین شهید دفاع مقدس که پیکرش در این شهر تشییع میشد، به خیابان آمدند و یکی از نخستین صحنههای گسترده همراهی اصفهانیها با دفاع مقدس شکل گرفت.
نوجوانی که جنگ را از نزدیک لمس کرد
شهید احمدرضا ربانی سال ۱۳۴۲ در خانوادهای روحانی در اصفهان متولد شد. فضای مذهبی خانواده و تحولات سالهای پیش از انقلاب، او را از همان نوجوانی با فعالیتهای اجتماعی و مبارزات انقلابی همراه کرد.احمدرضا هنوز نوجوان بود که در جریان مبارزات انقلاب حضور پیدا کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز فعالیتهای خود را ادامه داد.
مدتی عضو کمیته مرکزی اصفهان بود و پس از آن برای گذراندن آموزشهای نظامی راهی تهران شد و لباس سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر تن کرد.اما این نوجوان اصفهانی فقط یک نیروی نظامی نبود؛ ورزش و بهویژه ورزشهای رزمی بخش دیگری از زندگی کوتاهش را شکل داده بود.
از کلاس کاراته تا میدان مبارزه
برادر دوقلوی احمدرضا در خاطراتش از او بهعنوان نوجوانی رزمی یاد میکند که در سنین پایین به کاراته روی آورد و به کمربند مشکی رسید.برادر شهید میگوید: او در چند مسجد اصفهان، از جمله مسجد جامع و مسجد سید، به نوجوانان کاراته آموزش میداد؛ همان مساجدی که بعدها برای احمدرضا فقط محل ورزش نبودند و به پایگاه فعالیتهای انقلابی و آموزشهای نظامی نیز تبدیل شدند.
وی از روحیه شجاع احمدرضا در روزهای انقلاب نیز خاطراتی دارد؛ از جمله اینکه در جریان برخی درگیریها و فعالیتهای انقلابی، او از انجام کارهایی که دیگران از آن پرهیز داشتند، پیشقدم میشد. این روحیه شجاعت خیلی زود از کوچههای اصفهان به میدانهای واقعی مبارزه کشیده شد.
نخستین میدان مبارزه؛ کردستان
احمدرضا برای مقابله با گروهکهای ضدانقلاب و منافقین راهی کردستان شد. او چند ماه در مناطق مختلف این استان حضور داشت و در عملیات مقابله با ضدانقلاب شرکت کرد.پس از مدتی به اصفهان بازگشت، اما دوباره راهی کردستان شد و این بار در منطقه دیواندره به مبارزه پرداخت. در یکی از مأموریتها در مسیر سنندج ـ دیواندره، مورد اصابت دشمن قرار گرفت و از ناحیه سر بهشدت مجروح شد و مدتی در بیمارستان بستری بود.
بااینحال، مجروحیت هم مانع ادامه راهش نشد.مسجد؛ سنگر دیگری برای احمدرضااحمدرضا در مهرماه ۱۳۵۹ به اصفهان بازگشت؛ اما همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، مسئولیت آموزش نظامی در چند مسجد شهر را بر عهده گرفت.فرمان امام خمینی(ره) برای آموزش نظامی نیروهای مردمی، مساجد را به یکی از پایگاههای اصلی آموزش و سازماندهی تبدیل کرده بود و احمدرضا نیز در همین مسیر، نوجوانان و جوانان را آموزش میداد. اما برای او مسجد پایان راه نبود؛ مقصد بعدی، آبادان بود.
ذوالفقاریه؛ آخرین مرحله ایستادگی
با شدتگرفتن جنگ در جنوب، احمدرضا راهی آبادان شد و در کنار نیروهای سپاه پاسداران به مقابله با ارتش بعث عراق پرداخت.در منطقه ذوالفقاریه، شرایط بسیار سخت بود. نیروهای عراقی تلاش میکردند از مسیرهای منتهی به آبادان پیشروی کنند و رزمندگان ایرانی با وجود تعداد و امکانات محدود، مقابل آنان ایستاده بودند.
برادر شهید روایت میکند: گروهی از رزمندگان در آن منطقه آماده بودند تا مانع عبور نیروهای عراقی شوند؛ نیروهایی که میدانستند اگر دشمن بتواند از مسیر اروند و پلهای منطقه عبور کند، شرایط آبادان بسیار دشوارتر خواهد شد. احمدرضا هم در همین جمع حضور داشت.نهم آبانماه ۱۳۵۹، در جریان درگیریهای منطقه ذوالفقاریه آبادان، احمدرضا بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید؛ نوجوانی ۱۶ساله که چند ماه بیشتر از آغاز جنگ نگذشته بود، اما در همین مدت کوتاه، مسیر پرحادثهای از مبارزه در انقلاب تا کردستان و سرانجام جبهه آبادان را پشت سر گذاشته بود.
وقتی اصفهان به استقبال شهیدش آمد
خبر شهادت احمدرضا که به اصفهان رسید، مردم آماده استقبال از پیکر او شدند. پیکر این نوجوان شهید به شهر بازگشت و مردم اصفهان در مراسم تشییع او حضوری پرشور داشتند؛ مراسمی که نام احمدرضا ربانی را با یکی از نخستین صحنههای حضور گسترده مردم اصفهان در بدرقه شهدای دفاع مقدس گره زد.
احمدرضا تنها ۱۶ سال زندگی کرد، اما در همین عمر کوتاه، از مبارزه با رژیم پهلوی و فعالیتهای انقلابی به سپاه و کردستان رسید و سرانجام در ذوالفقاریه آبادان، در روزهای نخست دفاع مقدس، به شهادت رسید.
روایت شهید احمدرضا ربانی، قصه نسلی است که جنگ برایشان فقط یک خبر از جبهه نبود؛ نوجوانانی که از مسجد، مدرسه و محلههای شهر راهی میدان شدند و برخی از آنان، پیش از آنکه فرصت جوانی پیدا کنند، نامشان در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد.