چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵
سیاسی

سرمقاله اعتماد/ بازگشت فصل جدیدی از درگیری‌ها در یمن

سرمقاله اعتماد/ بازگشت فصل جدیدی از درگیری‌ها در یمن
پیام فارس - اعتماد/ «بازگشت فصل جدیدی از درگیری‌ها در یمن» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم بابایی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: با گذشت بیش از ۷ سال ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - اعتماد / «بازگشت فصل جدیدی از درگیری‌ها در یمن» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم بابایی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
با گذشت بیش از 7 سال از مذاکرات استکهلم میان دولت صنعا و دولت در تبعید یمن با مرکزیت عدن، فصل جدیدی از درگیری‌ها میان طرفین در جبهه تعز و المخاء از پنجشنبه گذشته آغاز شده که تا لحظه نگارش این گزارش همچنان ادامه دارد. مذاکرات استکهلم، اگر نگوییم در آتش‌بس پایدار میان طرفین در یمن نقش داشت، حداقل باعث کاهش درگیری‌ها و حملات متقابل شد. از سال 2019 تاکنون، درگیری‌ها میان حوثی‌ها و نیروهای تحت‌الحمایه عربستان تنها محدود به جبهات محدودی بود. در این برهه زمانی، شکاف میان نیروهای مجلس انتقالی جنوب که یک گروه جدایی‌طلب است و از متحدان کلیدی امارات متحده عربی محسوب می‌شود با نیروهای دولت در تبعید وابسته به عربستان، به اوج خود رسید. نیروهای مجلس انتقالی جنوب با نیروهای حکومت عدن بارها وارد درگیری‌های خونین شدند و این شرایط قدرت ائتلاف عربی را در برابر حوثی‌ها تضعیف کرد و این گروه توانست در طول این برهه زمانی با درگیری‌های مقطعی و محدود، مناطق قابل‌توجهی را در استان‌های الحدیده تصرف نماید و در جبهه‌های الجوف و مأرب نیروهای متحد عربستان را بدون مقاومت جدی عقب براند. اخذ زمام امور توسط حوثی‌ها بیشتر ریشه در تشدید منازعات میان امارات و عربستان‌سعودی در یمن دارد که بر رفتار کنشگران محلی متحد طرفین تاثیر گذاشت. حوثی‌ها همچنین در جبهه الضالع و البیضاء هم علاوه بر عقب راندن نیروهای تحت‌الحمایه عربستان، توانستند داعش و القاعده را نیز از این مناطق بیرون برانند.
بازخوانی یک نزاع- وضعیت ژئوپلیتیکی یمن در سایه تضاد منافع میان کنشگران داخلی و خارجی دخیل در آن، مانع از آن شد که هر یک از طرفین بتواند بر دیگری مستولی شود. حوثی‌ها تقریبا از سال 2013 و همزمان با خلأ قدرت و امنیت ناشی از قیام‌های موسوم به بهار عربی در یمن، توانستند به ‌طور آهسته و تدریجی استان‌های شمال صنعا را که اکثریت آنان را شیعیان زیدی تشکیل می‌دهند، بدون مقاومت جدی تصرف نماید. سال 2014، سال سرنوشت‌سازی برای یمن بود، در آن بازه زمانی حکومت وقت صنعا به ریاست عبدربه منصور هادی درگیر قیام‌های قبایل جنوب از یک‌سو و نفوذ فزاینده القاعده در حضرموت و أبین بود. این شرایط بستر را برای حوثی‌ها فراهم کرد تا سرانجام در اواخر سپتامبر همان سال پایتخت کشور را تصرف نماید و حکومت منصور هادی را ساقط نماید. ساختار اجتماعی موزاییکی جامعه یمن و مناسبات پیچیده قبیله‌ای در سایه منازعات میان شمال و جنوب کشور، سقوط صنعا به دست حوثی‌ها را از دو منظر موید و منفعل مورد برسی قرار گرفت. قبایل شمال یمن که اغلب زیدی مذهب بودند، سقوط حکومت منصور هادی را فرصتی برای تشکیل یک حکومت جدید می‌دیدند. در مقابل، قبایل جنوب و نخبگان سیاسی آن، رویکرد منفعلانه‌ای را در قبال تحولات صنعا اتخاذ کردند، زیرا این باور وجود داشت که پیشروی حوثی‌ها در صنعا و حومه آن متوقف خواهد شد، اما دیری نگذشت که پیشروی‌ها از صنعا به سوی جنوب آغاز شد و مناطق یکی پس از دیگری سقوط کرد و درگیری‌ها به حومه عدن رسید. از منظر ژئوپلیتیکی، باید این واقعیت را قبول کرد که سیطره صرف بر صنعاء بدون اشراف و کنترل بر تنگه باب‌المندب معنایی نخواهد داشت، زیرا معنا و معما ژئوپلیتیک یمن از دیرباز تاکنون در اهمیت تنگه باب‌المندب خلاصه می‌شود. مقاومت قبایل جنوب در برابر پیشروی حوثی‌ها در عدن و درنهایت، عملیات توفان قاطعیت به رهبری عربستان‌سعودی، شرایط و مناسبات ژئوپلیتیکی را کمی به سود طرف‌ها مخالف حوثی‌ها رقم زد؛ اما تغییر معادلات جنگ، مستلزم تسلط بر بناد استراتژیک مانند الحدیده و شهرهای راهبردی در استان‌های مأرب و البیضاء است که تاکنون محقق نشد. ورود کنشگران منطقه‌ای به منازعه یمن، نتوانست کفه موازنه قدرت را به‌طور بازدارنده‌ای به ضرر حوثی‌ها تغییر دهد، زیرا مداخله خارجی در این کشور منتج به خلق یک‌سری واقعیت‌های ژئوپلیتیک جدیدی شد که می‌تواند تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمین یمن را به خطر بیندازد. امارات متحده عربی، منافع بلندمدت ژئوپلیتیکی خود را در استقلال جنوب یمن و نفوذ بر تنگه باب‌المندب و بنادر راهبردی یمن می‌داند که می‌تواند ضامن نفود ابوظبی بر منطقه شاخ آفریقا باشد. در مقابل عربستان، یمن یکپارچه اما تحت‌الحمایه ریاض را کلید پیروزی خود بر رقبای منطقه می‌داند. خلق این واقعیت‌های ژئوپلیتیکی جدید، دو عضو تاثیرگذار در ائتلاف عربی را در مقابل یکدیگر قرار داد و مساله جنگ علیه حوثی‌ها به یک امر ثانویه تبدیل شد و عملا به یک بن‌بست ژئوپلیتیکی رسید. روی کاغذ، نیروهای متحد ائتلاف عربی 70درصد از خاک یمن را تحت نفود دارند، اما در عمل، شهرهای پرجمعیت ساحل غربی و مناطق استراتژیک همچنان دراختیار حوثی‌ها است.
با این وجود، حوثی‌ها یمن را با صنعا و بدون باب‌المندب دراختیار دارند و دولت در تبعید در جنوب باب‌المندب را بدون صنعا دراختیار دارد، از این رو می‌توان چنین نتیجه گرفت که پیروزی طرفین بر یکدیگر بیشتر جنبه تاکتیکی دارد تا استراتژیک و آینده این کشور در هاله‌ای از ابهام و ایهام قرار دارد.
فصل جدیدی از منازعه- هفته گذشته، حوثی‌ها در یک حمله غافلگیرانه و با استفاده از موج‌های انسانی در جبهه‌های تعز و الحدیده توانستند، مناطق و بلندی‌های راهبردی مهمی را در منطقه مقبنه و حیس تصرف نمایند. به نظر می‌رسد هدف از این اقدام ایذایی، قطع خطوط امدادی از شهر و بندر استراتژیک المخا و درنهایت سیطره بر آن می‌باشد. کنترل بر شهر و بندر المخا، دست حوثی‌ها را برای نظارت بر تنگه باب‌المندب باز نگه می‌دارد، مزیت استراتژیکی که حوثی‌ها در اوایل سال 2017 آن را از دست دادند، زیرا در آن زمان نیروهای ائتلاف عربی موفق به تصرف این شهر شدند. امروز بیش از پیش، این باور احساس می‌شود که ایالات‌متحده امریکا درصدد خلق واقعیت‌های ژئوپلیتیکی جدیدی در یمن است، مشابه آنچه که در سوریه و لبنان در خلال دو سال گذشته رخ داد. جنگ و تنش‌های اخیر در منطقه و نقش واشنگتن در تصمیمات سیاسی بازیگران منطقه‌ای، ممکن است ریاض و ابوظبی را به سمت حداقل یک اجماع مقطعی سوق دهد که براساس آن اولویت‌ها معطوف به تصرف صنعا یا دست‌کم تصرف مناطق استراتژیک در ساحل غربی یمن یا جبهات مأرب و الجوف شود که از طریق آن حوثی‌ها را از معادلات باب‌المندب دور نگه دارند. نیروهای حکومت صنعا با درک این واقعیت، تصمیم به باز کردن جبهه‌های تعز و الحدیده گرفتند، جبهه‌هایی که بعد از سال‌ها سکون و رکون امروز به یکی از چند کانون درگیری در یمن تبدیل شده است. تنها چند ساعت بعد از پیشروی برق‌آسای حوثی‌ها، نیروهای دولت در تبعید و متحدان محلی آن توانستند بخشی از مناطق از دست رفته خصوصا در جبهه الحدیده را بازپس‌گیری نمایند و درگیری‌ها تا این لحظه همچنان ادامه دارد. رسانه‌های وابسته به طرفین درگیر، با بزرگنمایی و خلق مبالغه‌های رسانه‌ای مدعی پیروزی بر طرف مقابل هستند، اما واقعیت موجود در میدان بیشتر دلالت بر این امر دارد که مناطق مذکور اغلب بین طرفین دست به دست می‌شود و با قاطعیت نمی‌توان گفت که در حال حاضر حکومت در تبعید عزم جدی برای پیشروی و تصرف مناطق جدید وجود دارد. غیاب جدی جنگنده‌های عربستان‌سعودی از آسمان یمن فقدان صف‌آرایی و توزیع نیروهای نظامی در جبهه‌ها بیشتر دلالت بر این امر دارد که طرفین در وهله نخست درگیری قرار دارند و قبل از اخذ تصمیم نظامی نهایی درصدد هستند تا قدرت حملات و ضدحملات طرف مقابل و توانایی آنان در دفاع از مواضع یا دفع حملات را بسنجند. درگیری‌های فعلی حداقل برای دولت تبعید یک عرصه برای سنجش آمادگی‌های نظامی برای تصرف شهر استراتژیک الحدیده می‌باشد. اما این جنگ برای حوثی‌ها به مثابه یک عنصر بازدارنده عمل می‌کند، خصوصا در صورت تثبیت مواضع تصرف شده و پیشروی به سوی شهر المخاء، صنعا می‌تواند از برگ برنده باب‌المندب در صورت هرگونه تشدید تنش استفاده نماید. اکوسیستم ژئوپلیتیکی پیچیده یمن گزینه‌ها را برای طرفین منازعه محدود کرده است. پیشروی نیروهای ائتلاف عربی به سوی نوار ساحل غربی یمن محتمل‌تر و مقدورتر از تصرف صنعا و سوق دادن درگیری‌ به مناطق سنتی حوثی‌ها در صعده است. اما برای دستیابی به این مهم، یک اجماع منطقه‌ای میان کشورهای عربی منطقه خصوصا امارات و عربستان احساس می‌شود که با بهره‌برداری از کمک‌های اطلاعاتی و لجستیکی، معادلات جنگ یمن را به سود خود تغییر دهند. این قاعده در رابطه با حکومت صنعا صدق نمی‌کند، زیرا بازدارندگی در برابر حملات از گشایش همزمان چند جبهه و پیشروی در آنها، از اولویت بیشتری برخوردار است. تلاش برای محاصره و تصرف شهر ساحلی المخاء بیشتر با هدف استفاده از کارت بازی باب‌المندب است تا از طریق آن، هزینه‌های ریسک عملیات نظامی برای عربستان و نیروهای تحت‌الحمایه آن را افزایش دهند.


نظرات شما