پنجشنبه ۵ شهريور ۱۴۰۵
اقتصادی

تولید محله‌محور؛ از خانه تا زنجیره ارزش | آخرین خبر

تولید محله‌محور؛ از خانه تا زنجیره ارزش | آخرین خبر
پیام فارس - خراسان/چگونه ایده «معادله جدید دولت و مردم» می‌تواند با بازار، مهارت و شبکه‌سازی به حرکتی پایدار در اقتصاد ایران تبدیل شود؟ محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت در ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - خراسان /چگونه ایده «معادله جدید دولت و مردم» می‌تواند با بازار، مهارت و شبکه‌سازی به حرکتی پایدار در اقتصاد ایران تبدیل شود؟
محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت در گفت وگوی اخیر خود با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری «معادله‌ای جدید میان دولت و مردم» در اقتصاد، ایده ورود خانه‌ها و محله‌ها به جبهه تولید را مطرح کرده است. تحقق این ایده اما نه با تکثیر کارگاه‌های پراکنده و وام‌دهی بی‌هدف، بلکه با اتصال تولیدکننده خرد به بازار، مهارت، استاندارد و شبکه‌های فروش ممکن می‌شود.تولید محله‌محور، اگر بر پایه مزیت‌های هر منطقه و تقاضای واقعی طراحی شود، می‌تواند به الگویی برای افزایش مشارکت اقتصادی، اشتغال مولد و فعال‌سازی ظرفیت‌های محلی بدل شود. نوآوری آن نه در کوچک‌کردن مقیاس تولید، بلکه در پیوند تولیدکننده خرد با زنجیره تأمین، آموزش عملی، فناوری، استاندارد و خریداران سازمان‌یافته است.
​​​​​​​
مشارکت اقتصادی؛ مسئله‌ای که نباید پنهان بماند
یکی از چالش‌های مهم اقتصاد ایران، پایین‌بودن نرخ مشارکت اقتصادی است؛ شاخصی که سهم جمعیت در سن کارِ حاضر در بازار کار ــ شاغلان و جویندگان کار ــ را نشان می‌دهد. بر پایه داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت اقتصادی در بهار ۱۴۰۵ به ۴۰.۷ درصد رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با دست‌کم شش سال اخیر در سطح پایینی قرار دارد.
پایین‌بودن مشارکت زنان، دشواری ورود جوانان فاقد تجربه به بازار کار، گسترش فعالیت‌های غیررسمی، محدودبودن فرصت‌های شغلی مولد، ضعف پیوند میان آموزش، مهارت و تقاضای بنگاه‌ها و کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری در تولید، از عوامل مؤثر بر این وضعیت به شمار می‌روند. بخش قابل‌توجهی از صاحبان مهارت نیز یا امکان راه‌اندازی کسب‌وکار مستقل ندارند یا به دلیل نبود بازار و سرمایه در گردش، فعالیت آنان به اشتغال پایدار تبدیل نمی‌شود.
از این منظر، تولید محله‌محور می‌تواند یکی از مسیرهای کاهش هزینه ورود خانوارها، جوانان و صاحبان مهارت به اقتصاد رسمی باشد؛ مشروط به آنکه از ابتدا با منطق بازار و زنجیره ارزش طراحی شود.
همه‌چیز به پول ختم نمی‌شود
افزایش مشارکت اقتصادی با توصیه و شعار محقق نمی‌شود و تأمین مالی هدفمند نیز برای آن ضروری است؛ اما پول به‌تنهایی کافی نیست. مسئله مهم‌تر، نبود سازوکاری کارآمد برای پیوند دادن ظرفیت بنگاه‌های بزرگ با کارگاه‌ها، کسب‌وکارها و تولیدکنندگان کوچک است.
تولید محله‌محور می‌تواند نقطه آغاز این پیوند باشد. در این الگو، بنگاه‌های بزرگ، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، صادرکنندگان، پلتفرم‌های فروش و حتی نهادهای عمومی، سفارش و بازار ایجاد می‌کنند؛ در مقابل، واحدهای کوچک محلی بخشی از تولید یا خدمات را با استاندارد، کیفیت و زمان تحویل مشخص انجام می‌دهند.
در چنین مدلی، منابع مالی به جای آنکه صرفاً به ایجاد واحدهای پراکنده اختصاص یابد، در خدمت زنجیره‌ای قرار می‌گیرد که از ابتدا مشتری، مسیر فروش و امکان تداوم دارد.
ظرفیت‌هایی که در محله‌ها پراکنده مانده‌اند
بسیاری از افراد سرمایه لازم برای تأسیس یک بنگاه بزرگ را ندارند و همزمان، فرصت استخدام رسمی نیز برای همه آنان فراهم نیست. با این حال، در بسیاری از محلات ظرفیت‌هایی در حوزه تعمیرات، پوشاک، صنایع‌دستی، خدمات فنی، بسته‌بندی، فرآوری مواد غذایی، خدمات دیجیتال، فناوری اطلاعات و حتی تولید قطعات و خدمات صنعتی وجود دارد.
مشکل اصلی، کمبود مهارت یا نبود انگیزه نیست؛ مسئله پراکندگی این توانمندی‌ها، دشواری تأمین مواد اولیه، ضعف برند‌سازی، نبود استاندارد مشترک و مهم‌تر از همه، فقدان بازار پایدار است. تولیدکننده خرد معمولاً باید همزمان تولیدکننده، تأمین‌کننده، بازاریاب، فروشنده و وصول‌کننده مطالبات باشد؛ وظایفی که هزینه او را بالا می‌برد و توان رقابتش را کاهش می‌دهد.
تولید محله‌محور می‌تواند این ظرفیت‌ها را سازمان‌دهی کند. در این مدل، هر خانوار یا کارگاه کوچک بخشی مشخص از فرایند تولید یا خدمت را برعهده می‌گیرد و یک نهاد هماهنگ‌کننده ــ تعاونی، شرکت خصوصی، پلتفرم تخصصی یا مجموعه‌ای از فعالان کسب‌وکار ــ تأمین مواد اولیه، کنترل کیفیت، بسته‌بندی، بازاریابی و فروش را پیگیری می‌کند.
درس باغ‌های پیروزی؛ مردم باید ابزار مشارکت داشته باشند
تجربه «باغ‌های پیروزی» آمریکا در جنگ جهانی دوم، نمونه‌ای تاریخی از مشارکت عمومی در تولید است. در سال‌های اوج اجرای این برنامه، حدود ۲۰ میلیون باغ خانگی و محلی در آمریکا فعال بود و برآوردهای تاریخی نشان می‌دهد این باغ‌ها نزدیک به ۴۰ درصد سبزیجات تازه مصرفی کشور را تأمین می‌کردند.
اهمیت این تجربه فقط در میزان محصول نبود. دولت صرفاً از مردم نخواست در حیاط خانه یا زمین‌های محلی تولید کنند، بلکه برای این مشارکت سازوکار ساخت: آموزش عمومی، انتشار راهنما، تأمین بذر و ابزار، تبلیغات فراگیر و پیوند تولید با نیاز غذایی کشور.
درس این تجربه برای ایران روشن است: مردم زمانی وارد تولید پایدار می‌شوند که بدانند چه چیزی، با چه استانداردی، برای کدام بازار و با چه سازوکاری باید تولیدکنند. توصیه، مجوز یا وام، بدون تکمیل زنجیره تأمین و فروش، الزاماً به اشتغال پایدار منتهی نمی‌شود.
ایتالیا؛ بنگاه کوچک در شبکه بزرگ
ایتالیا یکی از نمونه‌های مهم سازمان‌دهی تولیدکنندگان کوچک در قالب خوشه‌های صنعتی است. در حوزه‌هایی مانند پوشاک، چرم، کفش، مبلمان، سرامیک، صنایع غذایی، طلا و جواهر و قطعات صنعتی، بنگاه‌های کوچک و متوسط در یک محدوده جغرافیایی متمرکز شده‌اند و هر کدام بر مرحله‌ای تخصصی از زنجیره ارزش تمرکز دارند.
ممکن است یک واحد طراحی انجام دهد، واحد دیگر برش بزند، کارگاه سوم مونتاژ کند و مجموعه‌ای دیگر مسئول تکمیل، بسته‌بندی، فروش یا صادرات باشد. قدرت این الگو در آن است که کوچک‌بودن هر واحد، به معنای کوچک‌ماندن توان اقتصادی شبکه نیست.تولیدکننده محلی نباید مجبور باشد همه مراحل از تأمین مواد اولیه تا فروش نهایی را به تنهایی انجام دهد. تقسیم کار، استاندارد مشترک، اعتماد حرفه‌ای و برند‌سازی جمعی می‌تواند واحدهای کوچک را به بازیگران واقعی زنجیره تولید تبدیل کند.
پیمان‌سپاری؛ پل میان محله و صنعت
یکی از ابزارهای اتصال تولیدکننده کوچک به بازار بزرگ، پیمان‌سپاری فرعی است. در این مدل، شرکت‌های بزرگ بخشی از سفارش‌ها، خدمات تخصصی، قطعات غیرحساس، بسته‌بندی، تعمیر و نگهداری، خدمات نرم‌افزاری یا فعالیت‌های لجستیکی را به شبکه‌ای از بنگاه‌های کوچک واگذار می‌کنند.
این الگو برای محلات نزدیک به شهرک‌های صنعتی، کارخانه‌ها، مراکز تجاری و قطب‌های خدماتی اهمیت ویژه‌ای دارد. یک کارخانه، شرکت بزرگ، فروشگاه زنجیره‌ای یا صادرکننده می‌تواند نقش «خریدار لنگر» را ایفا کند؛ یعنی با سفارش‌های مستمر و قابل پیش‌بینی، به تولیدکنندگان کوچک امکان برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و آموزش نیروی انسانی بدهد.
اما پیمان‌سپاری زمانی پایدار است که قراردادها روشن باشند. قیمت‌گذاری، حجم سفارش، زمان پرداخت، استاندارد محصول، مسئولیت کیفیت و سازوکار حل اختلاف باید از ابتدا تعیین شود. تولیدکننده خرد اگر با تأخیر طولانی در وصول مطالبات یا تغییر ناگهانی شرایط سفارش روبه‌رو شود، توان ادامه فعالیت نخواهد داشت.
مهارت در دل تولید شکل می‌گیرد
نظام آموزش دوگانه آلمان و اتریش، تجربه‌ای شناخته‌شده در پیوند میان مدرسه، آموزش فنی و محیط واقعی کار است. در این الگو، کارآموز بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در بنگاه اقتصادی می‌گذراند. او فقط مدرک دریافت نمی‌کند، بلکه کار با ابزار واقعی، رعایت استاندارد، زمان تحویل سفارش، کار گروهی و مسئولیت حرفه‌ای را تجربه می‌کند.
درس این تجربه برای تولید محله‌محور، اهمیت آموزش در محیط واقعی کار است. هر کارگاه محلی، در صورت برخورداری از مربی واجد صلاحیت و برنامه آموزشی قابل ارزیابی، می‌تواند همزمان واحد تولید و محیط آموزش عملی باشد.
در ایران، طرح مهارت‌آموزی در محیط کار واقعی و الگوی استادـشاگردی می‌تواند حلقه اتصال تولید، آموزش و اشتغال باشد؛ اما برای پایداری نیازمند قواعد روشن است: دوره مشخص، قرارداد شفاف، کمک‌هزینه یا دستمزد، بیمه حوادث، رعایت ایمنی، مربی صلاحیت‌دار، ارزیابی مهارت و گواهی معتبر.هدف از استادـشاگردی نباید تأمین نیروی کار ارزان باشد؛ هدف، انتقال مهارت واقعی، کاهش هزینه ورود جوانان به بازار کار و افزایش بهره‌وری تولیدکننده است. مسیر پس از آموزش نیز باید از ابتدا روشن باشد: استخدام، عضویت در تعاونی، دریافت سفارش یا راه‌اندازی کسب‌وکار مستقل.
آلمریا؛ تولید خرد در زیرساخت بزرگ
تجربه آلمریا در جنوب اسپانیا نیز نشان می‌دهد تولید خرد چگونه با اتکا به زیرساخت جمعی به زنجیره صادراتی تبدیل می‌شود. بهره‌برداران کوچک گلخانه‌ای این منطقه در شبکه‌ای از تعاونی‌ها، خدمات فنی، شرکت‌های بسته‌بندی، سردخانه‌ها، حمل‌ونقل و صادرکنندگان فعالیت می‌کنند. آلمریا با حدود ۳۲ تا ۳۳ هزار هکتار گلخانه نشان می‌دهد مزیت محلی، اگر در شبکه‌ای از خدمات بسته‌بندی، استاندارد، اعتبار، لجستیک و فروش قرار گیرد، می‌تواند به بازارهای بزرگ جهانی راه پیدا کند.
دولت؛ تسهیل‌گر و خریدار هوشمند
در الگوی جدید رابطه دولت و مردم، دولت نباید جای تولیدکننده و کارآفرین بنشیند. نقش دولت، ساختن محیطی است که مردم و بنگاه‌های کوچک بتوانند با هزینه و ریسک کمتر فعالیت کنند.ایجاد پنجره واحد مجوزها، آموزش فنی متناسب با نیاز هر منطقه، حمایت از بیمه و ایمنی کارآموزان، تسهیل تأمین مواد اولیه و سرمایه در گردش، توسعه فروش دیجیتال و لجستیک، کمک به شکل‌گیری تعاونی‌های واقعی و استفاده هوشمندانه از خریدهای عمومی، از جمله ابزارهای دولت در این مسیر است.
حمایت مالی نیز باید مرحله‌ای و مبتنی بر عملکرد باشد؛ یعنی با فروش واقعی، حفظ اشتغال، کیفیت محصول و استمرار فعالیت پیوند بخورد، نه صرفاً با ثبت یک شرکت یا افتتاح یک کارگاه.تولید محله‌محور زمانی موفق می‌شود که تولید پراکنده نباشد، بلکه شبکه‌ای میان مهارت محلی، سفارش واقعی، خریدار لنگر، استاندارد مشترک و بازار پایدار بسازد. در این صورت، خانه و محله نه جایگزین کارخانه و بنگاه بزرگ، بلکه حلقه‌ای مکمل در زنجیره تولید خواهند بود؛ حلقه‌ای که می‌تواند مهارت‌های پراکنده را به کار مولد، سفارش‌های کوچک را به بازار پایدار و ظرفیت‌های محلی را به مسیر ورود خانوارها و جوانان به اقتصاد رسمی تبدیل کند.


نظرات شما