پیام فارس - امروز جسم ها در شیراز مانده و چشم ها حسرت بار و گریان راهی پایتخت ایران شده اند، این روایت مشترک هزاران شیرازی است که اگرچه قرعهی حضور در بدرقهی میلیونی به نامشان نیفتاد، اما با بیرقهای برافراشته در شهر و جادهها، ایستادهاند تا ثابت کنند پیرو و پشتیبان راه ولایت هستند.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز فارس ؛ روایت غریبی است روایت جاماندگان، دلدادگانی که روح و جانشان در کنار پیکر رهبر شهیدشان است. دلشان، پرکشیده تا خیابانهای تهران و نگاهشان غمبار از نرسیدن برای خداحافظی آخر.
همه حاضران در مراسم بدرقه، روایت خودشان را دارند؛ اما در شیراز هم کم نیستند کسانی که چشم دوخته به قاب تلویزیون، با حسرت مسیرهای نرفته و با بغض نرسیدن، این وداع و بدرقه میلیونی را از دور دنبال میکنند. جاماندگان شیرازی، اگرچه در میان جمعیت نیستند، اما دلشان در همان مسیر میتپید.

جاماندن؛ از سر تقدیر
در میان شهروندان شیرازی بودند کسانی که از روزها قبل برای این حضور برنامهریزی کرده بودند. عاشقانی که دست تقدیر یا مشغلههای روزمره، آنها را از دیدار آخر محروم کرده است.
جاماندگان شیرازی نه به خاطر کمرنگی ارادت، که بهدلیل تنگناهای مسیر و مسئولیتهای جاری، از حضور در جمعیت بازماندند؛ اما حضور معنویشان در آن میان، کمتر از حاضران نبود.
محمد ۳۸ ساله که کارمند است و از تلفن همراهش تصویر وداع و بدرقه در تهران را دنبال میکند، میگوید: از وقتی خبر مراسم را شنیدم، تمام ذهنم درگیر راه بود. اما شیفت کاری اجازه نداد؛ هر لحظه که تصاویر را میبینم، دلم میخواهد جای کسانی باشم که آنجا ایستادهاند.
فائزه از شهروندان شیرازی حاضر در مراسم حرم شاهچراغ (ع) از چند روز قبل تصمیم داشته خودش را به تهران برساند، اما شرایط سفر و مسئولیتهای خانوادگی اجازه نداده است. او میگوید: آدم وقتی تصاویر جمعیت را میبیند، بیشتر حسرت میخورد؛ حس میکند باید آنجا همراه جمعیت گام برمیداشت، اما نشده است.
این حال مشترک بسیاری از جاماندگان است؛ افرادی که درگیر بایدها و نبایدهای زندگی، از سفری بازماندند که گویی بخشی از روحشان را با خود برده بود.

از حسرت نرفتن تا اشتیاق خدمت
جاماندن از این رویداد بزرگ تاریخ، همیشه تلخ خواهد ماند، اما برای گروهی از جاماندگان، نرسیدن بهانهای شد برای ماندن و خدمت کردن.
در شیراز، اگرچه خبری از آن جمعیت و آن مسیر نبود، اما حالوهوای مراسم در گوشه گوشه شهر و جاده جریان داشت.
دستهای از جاماندگان که تاب نشستن در خانه را نداشتند، به جادهها رفتهاند. آنها در موکبهای بینراهی، پذیرای زائرانی هستند که قصد سفر دارند و با خدمت به این مسافران، گویی خودشان نیز در مسیر وداع گام برمیدارند.

آقای علی پور که در سال ۱۳۸۷ و سفر رهبر شهید انقلاب به استان فارس در دیدار مردمی با ایشان حضور داشتند و حالا بیماری فرصت دیدار دوباره را از او گرفته میگوید: آمدهام تا در موکب بین راهی امامزاده اسماعیل فسا به زائران امام شهید خدمت کنم تا قلبم اندکی آرام بگیرد.

در موکبهای سطح شهر شیراز هم جاماندگان مشغول به خدمت رسانی هستند. آنها با راهاندازی ایستگاههای صلواتی و فرهنگی، فضایی ایجاد کردهاند که هر رهگذری، حتی برای لحظهای، حال و هوای آن بدرقه بزرگ را در قلب شیراز لمس کند.
سیدرضا و دوستان هیئتیاش یکی از این موکبها را در میدان معلم شیراز بر پا کردهاند، آنها که همه از جوانان و نوجوان دهه ۸۰ و ۹۰ هستند میگویند همیشه رهبر را مانند پدرشان دوست داشتند و حالا به عشق آقای شهید ایران در موکب کوچک خود علاوه بر توزیع شربت، عکسهای پدر مهربان امت را بین مردم توزیع میکنند.

حرم مطهر حضرت شاهچراغ هم هر روز صبح میزبان جاماندگان است، اجتماعاتی که روزانه برگزار میشود تا یاد و نام بزرگ مردی گرامی داشته شود که ایرانیترین و جانفداییترین ایرانی بود.
این اجتماعات هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح میزبان جاماندگانی است که در حرم امین ولایت حضور مییابند تا دردِ دوری را در خلوت با حضرت احمدبن موسی الکاظم(ع) در میان بگذارند.

وقتی شب فرا میرسد، روایت جاماندگان به تجمعات محلی و شبانه میرسد. در مساجد و میادین شهر، جاماندگان تلاش میکنند پیوند خود را با هدف این وداع بزرگ گره زنند.
آنها با فریادهای لبیک یا خامنهای نشان میدهند جاماندگی، پایان راه نیست و آغاز وفاداریای تازه و بیعت دوباره با رهبر شهید و خامنهای جوان است.

جاماندگان؛ ایستاده در مسیر ولایت تا آخر
جاماندگان شیرازی مراسم بدرقه، اگرچه در قاب دوربینها دیده نشدند و در شمار جمعیت نیامدند، اما سهم خود را از این وداع دارند؛ سهمی از جنس دلتنگی، پیگیری از راه دور و حسرت حضوری که ممکن نشد.
حقیقت این است که سهم ما جاماندگان از این وداع، کمتر از حاضران نیست. جاماندگی برای ما گرچه دردناک است، اما به معنای جداشدن از مسیر نیست؛ بلکه آغاز یک تعهد و وفاداری دوباره است.
هر فنجان چای توزیعشده در موکب، هر پرچم افراشته در تجمعات شبانه و هر خدمت و روایتی، فریادی است که میگوید: اگرچه جسممان نرسید، اما راه و روشمان همان است و در مسیر ولایت تا آخر ایستادهایم.
نوشین اکوان
تحریریه خبرگزاری صدا و سیما-فارس