پیام فارس - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فرگاه افشار| در میان غبار و هیاهوی اغتشاشات اخیر، آنچه بیش از همه قلب ایراندوستان را به درد آورد، نه فقط خسارتهای مادی، بلکه تعرض به بناهایی بود که شناسنامه یک ملت محسوب میشوند. ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در تقویم میراث فرهنگی ایران، روزهای سیاهی است؛ روزهایی که شعلههای آتش، فراتر از خیابانها، به دالانهای باریک بازار رشت و حیاطهای خاموشِ مدارس به جا مانده از صفویه رسید. بناهای تاریخی، میراثی هستند که سدهها در برابر زلزله، جنگ و بحرانهای مختلف ایستادگی کردهاند، اما به نظر میرسد در برابر فتنههای سازمانیافته اخیر کشورمان بیدفاع ماندهاند. مرمت با هزینههای گزاف شاید ظاهر بنا را بازگرداند، اما اصالت و روحی که در خشتخشتِ یک اثر چندصدساله جاری است، با هیچ بودجهای احیا نمیشود.
تراژدی در قلب رشت
بازار رشت همیشه نبضِ تپنده شمال ایران بوده است؛ جایی که عطر ماهی و سبزی با معماری قاجاری گره خورده است. کاروانسرای «ملک» رشت، که در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ثبت شد، روزگاری یکی از مهمترین قطبهای تجاری ایران در دوره قاجار بود. این بنا نه فقط یک ساختمان، که نماد رونقِ تجارت با اروپا و سایر نقاط جهان بود.
شامگاه ۱۸ دیماه، سناریویی از پیش طراحی شده، این بازار خاطرهانگیز را به جهنم بدل کرد. فیلم دستگیری عوامل این آتشسوزی، پرده از یک عملیات سازمانیافته برمیدارد. یکی از عاملان که حالا در چنگ قانون است، از تقسیمبندی گروهها میگوید: «ما ۶ نفر بودیم، من بودم و مهدی و... یک اکیپ دیگر هم به ما اضافه شد.» آنها نه از مسیرهای اصلی، که از حاشیه بازار (میدان صیقلان و خیابان شریعتی) نفوذ کردند. هدف اول این افراد نه اعتراض، بلکه تخریب مساجد بود. با کوکتلمولوتوفهایی که از قبل آماده شده بود، ابتدا مسجد را به آتش کشیدند. یکی از متهمان اعتراف میکند: «دیدم یکی از اکیپ ما کوکتلمولوتوف پرت کرد داخل مسجد.» با سوختن مسجد تاریخی رشت، زبانههای آتش به جان مغازهها افتاد و سقفها یکی پس از دیگری فروریختند.
تلخترین بخش این عملیات تروریستی، بستن راه فرار و مهار آتش بود. اعترافات نشان میدهد آنها با باز کردن دریچههای تانکرهای آب و بریدن شیلنگها، عملاً مانع از کار مأموران آتشنشانی شدند. یکی از تروریستها میگوید: «دریچه را باز کردیم که آب کلاً خالی بشه تا نتونن مسجد یا بانک رو خاموش کنن.» نتیجه این کینه، سوختن ۵۴۰ مغازه و مرکز خرید و ۱۳ مسجد بود. کاروانسرای تاریخی ملک، واقع در محدوده این بازار، بر اثر حریق بهطور ۱۰۰ درصد تخریب شد که این موضوع بهعنوان جدیترین آسیب به میراث تاریخی کشور در این حوادث مطرح شده است. از میان ۲۰ کاروانسرای تاریخی رشت، اکنون تنها هفت کاروانسرای طاقی بزرگ، طاقی کوچک، محتشم، چینیچیان و گلشن باقی مانده است.
اصفهان و گرگان نبردِ یگان حفاظت با کینههای کور
مدرسه علمیه «عمادیه» در بافت تاریخی گرگان، با بیش از ۶۰۰ سال قدمت، نگینِ تاریخ استرآباد است. این بنا که در سال ۱۳۷۸ به ثبت ملی رسیده، در قلب نخستین بافت تاریخی ثبتشده کشور قرار دارد. این مدرسه جایگاه علما و دانشمندان بنامی مانند شیخبهایی، ملاصدرا و میرفندرسکی بوده است. در جریان ناآرامیهای ۱۸ و ۱۹ دی، تخریبگران با هجوم به این بافت ارزشمند، سردرِ تاریخی این مدرسه را به آتش کشیدند. فریدون فعالی، مدیرکل میراث فرهنگی گلستان، با تأسف از این حادثه به رسانهها گفته است که بازسازی اضطراری این مکان آغاز شده است. با این تفاسیر، تعرض به مکانی که سدهها نظارهگر حوادث بوده و هیچگاه اینگونه مورد بیمهری قرار نگرفته بود، نشاندهنده ماهیت ایرانستیز اغتشاشگران است.
در ادامه، آتش تخریبگران به نصف جهان نیز میرسد. به گفته امیر کرمزاده، مدیرکل میراث اصفهان، یک عملیات گسترده برای حفاظت از ۳۰۰ بنای تاریخی در جریان بوده است. او توضیح میدهد که وضعیت تمامی بناهای نفیس بهصورت ساعتی پایش میشد. با این حال، اغتشاشگران موفق شدند درِ قدیمی «بقعه شیخ ابومسعود رازی» با ۵۰۰ سال قدمت را به طور کامل بسوزانند. کاشیهای این بقعه که مزین به احادیث پیامبر(ص) بودند، زیر لایهای از دود سیاه پنهان شدند. همچنین به سمت درِ مسجد سید اصفهان و مسجد جامع شهرضا نیز حملاتی صورت گرفت. حجتالاسلام شاهسنایی، مدیر امور مساجد اصفهان، از تعرض به ۲۵ مسجد خبر داده و میگوید برآورد خسارت در برخی مساجد تا ۲۰ میلیارد تومان است. مساجد محله دهنو و صاحبالزمان ملکشهر بیشترین آسیب را دیدهاند و برخی نیازمند بازسازی کامل هستند.
وقتی مشاهیر هم دشمن تلقی میشوند
بخش دیگری از خسارات وارده در جریان ناآرامیهای اخیر، متوجه نمادهای هویتی و تندیسهای مشاهیر ملی در میادین شهری بود که توصیف ابعاد آن نشاندهنده گستردگی تعرض به اشیای نمادین است. در ایلام، پیکره حکیم عمر خیام که بهعنوان نماد دانش و تقویم ایرانی شناخته میشود، مورد آسیب فیزیکی و تعرض قرار گرفت و همزمان در استان گیلان و در منطقه گورابزرمیخ صومعهسرا، مجسمه میرزا کوچکخان جنگلی که یادمان نهضت مقاومت شمال و نماد مبارزه با استعمار خارجی است، توسط افراد ناشناس تخریب شد. همچنین تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی در یکی از میادین اصلی شهر هدف تعرض قرار گرفت که منجر به ایجاد آثار آسیب و دوده روی بدنه این اثر هنری و ملی گردید.
مسئولان میراث فرهنگی همچنین گزارشهایی از خسارات کالبدی و محیطی به برخی از بافتهای تاریخی و موزههای شاخص کشور ارائه دادهاند. در زنجان، محوطه موزه صنایعدستی و مرکز نگهداری مجموعه منحصربهفرد «مردان نمکی» دچار خسارتهای محیطی و فیزیکی شد که نگرانیهایی را بابت امنیت این آثار بیبدیل جهانی برانگیخت. در همین راستا، ساختمان قدیمی دارایی در بافت تاریخی تنکابن و همچنین کاشیهای بدنه امامزاده سیدابراهیم در استان ایلام نیز از موج این تخریبها در امان نماندند و بخشهایی از تزئینات و سازه آنها دچار آسیبهای جدی گردید که نیازمند مرمتهای فنی و تخصصی است.
در نهایت، گزارشهای متعددی از آسیبهای جزئیتر و تغییر چهره بصری در بافتهای تاریخی شهرهایی نظیر مراغه، البرز و بوشهر به ثبت رسیده است. این آسیبها عمدتاً شامل شعارنویسی گسترده بر دیوارههای بناهای واجد ارزش و صدمات سطحی به مبلمان و نمادهای مجاور آثار ملی است که فرایند پاکسازی و امحای آنها توسط تیمهای یگان حفاظت میراث فرهنگی در جریان است. مسئولان امر تأکید دارند که اگرچه برخی از این خسارات نظیر شعارنویسیها به سرعت قابل رفع هستند؛ اما تکرار تعرض به بافتهای حساسی چون تنکابن، مراغه و بوشهر هزینههای نگهداری و بازسازی میراث ملی را در شرایط دشوار کنونی دوچندان کرده است.
پهلویچیها همسو با داعش
میراث فرهنگی و ابنیه تاریخی، فراتر از کالبد فیزیکیشان، به مثابه «حافظه تجسمیافته» و استمرارِ زمانی یک ملت قلمداد میشوند که پیوند میان نسلهای گذشته، حال و آینده را برقرار میسازند. این بناها، از کاروانسراهای تجاری تا مدارس علمیه کهن، متونِ ناخواندهای از زیستجهانِ ایرانیان در سدههای متمادی هستند که هویت ملی را از ساحت یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت ملموس و عینی بدل میکنند. تخریب یا تعرض به این آثار، در واقع نوعی «فراموشی تاریخی» تحمیلی است که با گسستن رشتههای پیوند فرد با پیشینه تمدنیاش، جامعه را در برابر بحرانهای هویتی و بیریشگی آسیبپذیر میسازد؛ چراکه اصالت نهفته در خشتخشتِ یک بنای ۶۰۰ ساله، عنصری غیرقابل بازتولید است که فقدان آن، خلئی جبرانناپذیر در نقشه فرهنگی کشور ایجاد میکند. این الگوی «هویتزدایی از امر ملی» که امروز در کلام و رفتار برخی جریانهای معارض همچون پهلویطلبها و حامیان آشوب دیده میشود، دقیقاً همان مسیری است که پیشتر گروههای تروریستی برای نابودی ریشههای یک ملت پیمودهاند.
در ساحت تحلیلهای آکادمیکِ حوزه میراث، این آثار به عنوان «داراییهای مشاع بشری» شناخته میشوند که مالکیت آنها نه در اختیار یک گروه یا گرایش خاص، بلکه متعلق به کلیتِ تاریخی یک سرزمین است. از این منظر، هرگونه کنش تخریبی علیه اماکن تاریخی به بهانه اختلافات سیاسی یا اجتماعی، نقض صریح حقوق فرهنگی و به مثابه تیشه زدن به ریشه درختی است که ثمرات آن متعلق به همگان است. رفتارهای خشونتآمیز اخیر، یادآور خاطره تلخ جنایات «داعش» در مواجهه با میراث تمدنی بشر است؛ آنجا که جهان نابودی «معبد بعل» در شهر باستانی تدمر (پالمیرا) سوریه و تخریب وحشیانه موزه موصل و آثار تمدن نینوا را به چشم دید. داعش با پتک و مواد منفجره به جان آثاری افتاد که قرنها هویت مردم منطقه را ساخته بودند، چراکه میدانست برای سلطه بر یک قوم، ابتدا باید حافظه تاریخی و نمادهای تمدنی آنها را ویران کرد. امروز نیز کسانی که با شعارهای ظاهری، تیشه به ریشه بناهای ملی ایران میزنند، اما همان منطق هویتستیز را دنبال میکنند که قصد دارد با حذف «امر مقدس ملی»، جامعه را به وضعیتی بیریشه و مستعدِ فروپاشی سوق دهد.
در نهایت، بازشناسی جایگاه میراث فرهنگی بهعنوان «میثاق ملی» ضرورتی ایجاب میکند که در بزنگاههای بحران، این اماکن به مثابه نقاط قرمز و پناهگاههای هویتی، از هرگونه گزند و تعرض مصون بمانند. تبدیل شدن آثار تاریخی به عرصه تخلیه هیجانات یا انتقامگیریهای نمادین توسط جریانهای ضدملی، نشاندهنده لرزش در بنیانهای سواد میراثی و آگاهی مدنی است. برای عبور از وضعیت کنونی و جلوگیری از تکرار فجایعی نظیر آنچه بر بازار رشت یا مدرسه عمادیه گذشت، نیازمند بازگشت به این اصل بنیادین هستیم که میراث فرهنگی، فصل مشترک تمامی ایرانیان است. حفظ این امانتهای تاریخی، نه تنها یک وظیفه حاکمیتی، بلکه یک تعهد ملی و میهنی است تا اطمینان حاصل شود که روایتِ پیوسته تمدن ایرانی، برای آیندگانِ این مرز و بوم، ابتر و ابهامآلود باقی نخواهد ماند و مرز میان اعتراض مدنی و اقتصادی با «وندالیسمِ ضدهویتی» و میراثستیزی داعشی به وضوح تبیین گردد.
بازار ![]()