پیام فارس - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| میانجیگران میآیند و میروند، اما نه شروط ایران محقق شده و نه دشمن دست از شرارت برداشته است. مطالبات ۷گانه ایران ضامن اتمام جنگ و کمرنگ کردن زمینههای تنش هستند، اما دشمن به هیچکدام قائل نیست و این برای تهران راهی جز پایداری و ادامهدادن به راه خود باقی نمیگذارد. در این راستا خبرگزاری انگلیسی رویترز که به خبرسازیهای دروغ و یا پر از اشتباههای عامدانه در اخبار مرتبط با ایران مشهور شده، گزارش کرده قطر پیشنهادی را به مقامات ایرانی ارائه کرده است. رویترز مدعی است یک مقام آگاه ایرانی به این خبرگزاری گفته «میانجیگران قطری روز یکشنبه پیشنویس توافق جدیدی را در تهران ارائه کردند.» طبق این گزارش، مقام مزبور تأکید کرده قطر ایدههایی را مطرح کرده که از نظر ما قابلقبول نیستند.
به نظر میرسد افزایش تحرکات دیپلماتیک دراینخصوص اهداف مختلف و متفاوتی دارند. یک هدف مربوط به تلاش آمریکا برای ارزیابی تأثیر فشارهای اقتصادی و نظامی خود بر مقامات ایرانی برای تشدید یا عدم تشدید آنهاست. هدف دیگر، تلاش برخی میانجیگران از جمله قطر برای دورماندن از خشم ایران در صورت بروز هر دور جنگ دیگر است، زیرا تهران این دولت را به دلیل استفاده آمریکا از خاکش برای تهاجم، دفاع و کسب اطلاعات مقصر میداند. اهداف بعدی، تلاش برای ساخت یک بازی بیهوده انتقال پیامها جهت سرگرمکردن مسئولان ایرانی، ردزنی برای یافتن مقامات عالیرتبه جهت ترور، گرم نگاهداشتن قضیه جنگ و مذاکره در افکار عمومی داخلی کشور و تلاش برای تفکیک محیط عربی از آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ است.
نکات
1. آمریکا بر مسئله هستهای اصرار دارد درحالیکه ایران مخالف آن است. اصرار آمریکا و مخالفتهای ایران دلایلی دارند. واشنگتن جنگ را به بهانه هستهای شروع کرد و حالا نگران فرار اتمی ایران است. به این معنا که تهران با رهایی از برخی ملاحظات و بروز اقتضائات جدید به سمت تجهیز به سلاح هستهای حرکت کند؛ چه اینکه مجموع اقدامات و تهدیدات دشمن در تهدید موجودیتی ایران مشروعیت تولید سلاح را به کشور داده هرچند محاسباتی از جمله فتوای حرمت ساخت مانع حرکت به این سمت شدهاند؛ این خود یک معضل برای واشنگتن است. آمریکا بهانه کافی به ایران برای ساخت سلاح داده؛ اما تهران از تولید خودداری کرده است. در این صورت ادعای طولانیمدت آمریکا درباره نیات ایران برای ساخت سلاح چه میشود؟ قطعاً واشنگتن خواهان مجهز شدن ایران به سلاح هستهای نیست؛ اما عدم تولید آن هم به شکل متناقضی باعث رسوایی ادعاهای این کشور میشود. برایآنکه آمریکا در این تنگنا گرفتار نشود، قصد دارد فضایی بسازد که بتواند با اتکا به آن ادعا کند عدم ساخت سلاح طبق اراده ایران نبوده؛ بلکه تهران به مواد لازم دسترسی نداشته است.
بهزعم آمریکا اگر مواد غنیشده از ایران خارج شوند، تهران در واقعیت نه توان ساخت سلاح را خواهد داشت و نه میتواند نشان دهد عدم ساخت بر اساس ارادهاش بوده است؛ ازاینرو با چنین توافقی ایران از دارایی راهبردی خود (مواد غنیشده)، اراده (میتواند بسازد؛ اما خود تصمیم گرفته آن را تولید نکند) و وجهه (مخالفت با ساخت سلاح هستهای) محروم میشود.
ایران علاوه بر این موارد، دلایل دیگری هم برای مخالفت با مذاکرات هستهای دارد. نخست آنکه آمریکا دو بار در حین مذاکرات هستهای هجوم آورده که این هجومها دو کارکرد داشتهاند؛ هدف اول ساقطسازی نظام و تجزیه کشور و در صورت عدم تحقق، هدف دوم برای تسلیم نظام سیاسی و تحمیل نظرات واشنگتن بر آن. ابتدای هدف آمریکا در برخورد با ایران نابودی فوری و انتهای آن تسلیم و زمینهسازی برای نابودی آتی است. در چنین شرایطی مذاکرات کلان در قالب بدهبستان با طرفی که این اهداف را داشته و بهطورجدی و سریع آنها را پیگیری میکند، معنایی ندارد.
وقتی آمریکا خواهان نابودی و یا تسلیم سیاسی است، یعنی ایران هر مقدار امتیازات در حوزه هستهای ارائه دهد بیفایده بوده و آمریکا حاضر نخواهد بود مابهازای آنها، امتیازات قابلتوجهی متقابلاً به تهران بدهد.
ایران بهطورکلی روشن ساخته از حقوحقوق خود مانند حق غنیسازی و داراییها مانند مواد غنی شده تحت هیچ شرایطی نمیگذرد؛ اما حتی امتیازات مهم و نسبی در این حوزهها مثل تعلیق یا کاهش میزان غنیسازی و رقیقشدن مواد با غنای بالا را که اهمیت بسیار بالایی دارند، فدای آبنباتهای کوچکی که تیم آمریکایی در جیب خود دارد نمیکند.
ایران عدم رضایت آمریکا به امتیازات هستهای را در رد پیشنهادهای سخاوتمندانه خود در این حوزه دیده است؛ زمانی که واشنگتن با رد آنها دست به حمله زد. دلیل دیگر ایران برای خودداری از ارائه امتیازات هستهای، وزن سنگین تنگه هرمز است. انسداد این تنگه قیمت نفت را مرحلهبهمرحله به بالا کشید و در حال حاضر قیمت که به نزدیکی کانال ۱۲۰ دلار هم رسید، در کانال ۱۱۰ دلار تثبیت شده است. بهموازات آن جهان با بحران گازوئیل و کود مواجه است که هرمز در کنار جنگ اوکراین در آن نقشآفرینی میکند. در مقابل پرونده هستهای ایران برای دشمن گرچه یک دلمشغولی است؛ اما بهمانند انسداد هرمز برای آن زیان اقتصادی ندارد. از نظر تهران اگر دشمن خواهان مذاکره واقعی است، باید ابتدا راهی برای کسب رضایت تهران جهت بازگشایی هرمز بیابد. اگر دشمن در پی بازگشایی تنگه با مذاکره نیست این معنا را میدهد که واشنگتن قصد دارد قضیه هرمز را در دور دیگری از جنگ حلوفصل کند. اگر دشمن این نیت را دارد چرا ایران باید پیش از یک دور درگیری محتمل، امتیازات هستهای قابلتوجه با دریافتی ناچیز به دشمن ارائه دهد؟
2. ایران ۷ شرط برای بازگشایی تنگه اعلام کرده و بر آنها اصرار دارد. شاید تعداد ۷ شرط بهزعم برخی غیرواقعی باشد؛ اما مگر این شروط چه مواردیاند؟ ایران میخواهد سایه جنگ از سر کشور برداشته شود، پولهای مردم ایران و نه چیزی بیشتر که بلوکهاند آزاد شوند و تحریمهای ظالمانه که به دلایل واهی وضع شده و زندگی را بر مردم تنگ کردهاند، رفع شوند. اگر آمریکا نخواهد این شروط را که از حقوق ابتدایی ایران تشکیل شدهاند، بدهد پس چه چیزی میخواهد ارائه کند و آیا آنها ارزش بحث و معامله خواهند داشت؟ این ۷ شرط کف مطالبات ایران به شمار میروند و حداقل حقوق کشور هستند. بدون رعایت آنها جنگ پایان نیافته و تنگه بازگشایی نمیشود.
3. آنچه آمریکا بر آن شرطبندی کرده و به دنبال اثرگذاریاش برآمده، محاصره دریایی و گسترش آن به زمین و آسمان است. این محاصرهها اما بیشتر مخاطرهآمیزند. ارتش آمریکا از خاک عراق اخراج شد؛ اما محاصره زمینی توسط دولت الزیدی که وابسته به واشنگتن است، میتواند فرصتی ایجاد کرده و طوفانی به پا سازد که این دولت ساقط شده و آمریکاییها ضربهای سیاسی نیز متحمل شوند؛ چنانکه در برابر تحریم هوایی ایران از سمت عراق، مقاومت طرح مقابله با آزادی عمل آمریکا در آسمان این کشور و لزوم مقابله سیاسی و سپس نظامی با آن را مطرح کرده است.
ایران و محور مقاومت در مقابل محاصره دریایی، در هرمز و دریای سرخ، دولتهای عربی متحد آمریکا را در دریا محاصره کردهاند. در برابر محاصره زمینی، مرزهای شمالی دولتهای عربی در سمت عراق و سوریه در معرض تحول هستند. از نظر هوایی، فرودگاههای سعودی از جمله فرودگاه اصلی در پایتخت آماج حملات شدهاند. محاصره متحدان آمریکا که تحریککننده این کشور برای جنگ و محاصره بوده و هستند، سزای آنهاست. هرچند آنها آسیب بیشتری میبینند؛ اما آمریکا هم از آن بینصیب نیست. ضربه به اقتصادهای عربی، برای منافع صدها میلیارددلاری آمریکا در بازار انرژی، تجارت و هوش مصنوعی زیانبار است. همچنین باید در نظر داشت همانگونه که دشمن خطر موجودیتی بر اساس سقوط ایران و مقاومت را ایجاد کرده، حضور منطقهای آمریکا و متحدان آن به طور متقابل در معرض تهدید موجودیتی قرار گرفتهاند که یکی از موارد مهم آن در زمین عراق محقق شد. آمریکا پس از ترور سردار سلیمانی، فرمانده سپاه قدس و ابومهدی المهندس، نایبرئیس حشدالشعبی و رئیس ستاد عملیاتی این نیرو با تصمیم و فشار مقاومت در معرض خطر اخراج قرار گرفت و با وجود تقلا، پس از ناکامی در جنگ ۴۰ روزه و بروز ملاحظات جدید ناچار از اجرای آن شد.
در مقابل سایه جنگ، ایران اهرم اتمام جنگ را دارد. در برابر محاصره، دشمن را در منطقه و با تأثیرات فرامنطقهای محاصره کرده است. از نظر برنامهریزیهای موجودیتی به طور متقابل درحال آمادهسازی واردآوردن ضربات موجودیتی به دشمن است.
شاید دلخوشی آمریکا تهدید به جنگ زیرساختی باشد؛ اما آنها چند نوبت این جنگ را مزهمزه کرده و طعم تلخش را چشیدهاند. ایران در صورت حمله به زیرساختهای انرژی خود، نهتنها تمام زیرساختهای مشابه دشمن در نفت و گاز و پالایشگاهها را میزند که برق، آبشیرینکن، خطوط اینترنت، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی را مازاد بر بازی دشمن به آتش کشیده و با حفظ این آتش، مانع بازسازی آنها خواهد شد.
همچنین یک سناریوی بزرگ، تهاجم و تصرف کویت و تأسیسات انرژی و پالایشگاهی آن توسط محور مقاومت برای جبران هرگونه خسارات وارده به ایران و جلوگیری از افت کیفیت زندگی مردم است. در این صورت انرژی مردم ایران تأمین خواهد ماند؛ اما دشمن محروم میشود. اگر دشمن تردیدی در سرعت تصرف دارد، نگاهی به برنامه آزادسازی ساحل غربی توسط مقاومت یمن داشته باشد. تمام راهها بر دشمن بسته است و پلی برای پیروزی ترامپ وجود ندارد. رئیسجمهور آمریکا شکست خورد و راه کتمان و توجیه این را اگر بخواهد خودش با مانورهای دیوانهوار و استدلالهای کودکانهاش بهتر بلد است.