چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵
مقالات

سرمقاله اعتماد/ ایران و امریکا بازتعریف قدرت در منطقه

سرمقاله اعتماد/ ایران و امریکا بازتعریف قدرت در منطقه
پیام فارس - اعتماد/ «ایران و امریکا بازتعریف قدرت در منطقه» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم حق شناس است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: یکی از پرسش‌های ...
  بزرگنمايي:

پیام فارس - اعتماد / «ایران و امریکا بازتعریف قدرت در منطقه» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم حق شناس است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
یکی از پرسش‌های بنیادین سیاست خارجی ایران در شرایط کنونی این است که چگونه می‌توان از چرخه ستیز دایمی و تقابل فزاینده با امریکا فاصله گرفت، بی‌آنکه استقلال، امنیت و منافع ملی کشور آسیب ببیند؟ پاسخ را نباید تنها در مناسبات تهران و واشنگتن جست‌وجو کرد. بخشی از آن در بازتعریف جایگاه ایران در منطقه و تنظیم روابط با همسایگانی نهفته است که امنیت، اقتصاد و آینده آنان با سرنوشت ایران پیوند خورده. در هشت یادداشت پیشین، از ضرورت بازخوانی تاریخ روابط ایران و امریکا، شناخت تحولات نظام بین‌الملل و بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک سخن گفتیم. اکنون پرسش این است: ایران چگونه می‌تواند با بازتنظیم سیاست خارجی بر پایه منافع ملی، ظرفیت‌های قدرت ملی خود را به جایگاهی موثر، پذیرفته‌شده و پایدار در منطقه ارتقا دهد؟ایران کشوری معمولی در جغرافیای سیاسی منطقه نیست. پیشینه چند هزار ساله تاریخی و تمدنی، میراث اسلامی و مذهبی، تنوع فرهنگی، موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، گستره سرزمینی، جمعیت قابل توجه، سرمایه انسانی و منابع طبیعی، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را فراهم آورده که کمتر کشوری در پیرامون ما از همه آنها برخوردار است. قرارگرفتن در پیوندگاه خلیج فارس، دریای عمان، قفقاز، آسیای مرکزی و شبه‌قاره هند نیز به ایران عمقی راهبردی بخشیده که می‌تواند پشتوانه امنیت، تجارت و ارتباطات منطقه‌ای باشد.اما برخورداری از مولفه‌های قدرت ملی، لزوما به معنای دستیابی به جایگاه یک قدرت منطقه‌ای نیست. قدرت منطقه‌ای زمانی تحقق می‌یابد که توانایی‌های یک کشور، افزون بر تأمین امنیت خود، به عاملی برای ثبات، همکاری و ایجاد منافع مشترک در محیط پیرامونی تبدیل شود. کشوری که همسایگانش از افزایش قدرت آن احساس نگرانی کنند، حتی با برخورداری از توان دفاعی چشمگیر، برای تثبیت جایگاه منطقه‌ای خود با دشواری روبه‌رو خواهد شد.ازاین‌رو، ارتقای جایگاه ایران از قدرتی ملی به قدرتی منطقه‌ای، مستلزم تغییر در منطق تنظیم روابط با همسایگان است. حسن همجواری باید از شعاری دیپلماتیک به اصلی راهبردی تبدیل شود؛ اصلی مبتنی بر احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات و شناسایی منافع مشترک.در چنین رویکردی، تفاوت نظام‌های سیاسی، تنوع مذهبی و فرهنگی یا مناسبات متفاوت کشورها با قدرت‌های جهانی، نباید مانع همکاری منطقه‌ای شود. ایران می‌تواند با عربستان، ترکیه، عراق، پاکستان و دیگر همسایگان، باوجود اختلاف‌نظر درباره برخی مسائل، در حوزه‌های تجارت، انرژی، ترانزیت، گردشگری، محیط‌زیست و امنیت مرزها همکاری کند. همگرایی منطقه‌ای نه مستلزم یکسان‌اندیشی است و نه به معنای چشم‌پوشی از اختلافات؛ بلکه هنر مدیریت اختلافات در کنار گسترش منافع مشترک است.یکی از آسیب‌های سیاست منطقه‌ای در دهه‌های گذشته، غلبه نگاه امنیتی و تأثیرپذیری آن از منازعه ایران و امریکا بوده است. در این چارچوب، گاه روابط کشورهای منطقه با واشنگتن به معیاری برای سنجش دوستی یا دشمنی آنان با تهران تبدیل شده است. در مقابل، امریکا نیز در مقاطع مختلف، از نگرانی‌های امنیتی برخی همسایگان ایران برای گسترش نفوذ و تقویت ترتیبات بازدارنده علیه تهران بهره گرفته است. استمرار این وضعیت می‌تواند به بازتولید بی‌اعتمادی و افزایش هزینه‌های امنیتی برای همه طرف‌ها بینجامد.راه برون‌رفت، نه نادیده‌گرفتن تهدیدهاست و نه چشم‌پوشی از توان دفاعی؛ بلکه بازتعریف کارکرد قدرت ملی است. توان بازدارندگی باید پشتوانه دیپلماسی باشد، نه جایگزین آن. عمق راهبردی ایران نیز هنگامی ارزشمندتر خواهد بود که علاوه بر مولفه‌های دفاعی، بر پیوندهای اقتصادی، فرهنگی، تاریخی و اعتماد متقابل با ملت‌ها و دولت‌های منطقه استوار شود.در این میان، اصل برد–برد اهمیتی تعیین‌کننده دارد. سیاست خارجی موفق نمی‌تواند بر این فرض بنا شود که افزایش امنیت یا رفاه ایران الزاما به معنای کاهش امنیت و منافع همسایگان است. برعکس، توسعه مسیرهای ترانزیتی، اتصال شبکه‌های انرژی، گسترش تجارت و همکاری در حفاظت از محیط‌زیست می‌تواند منافعی ایجاد کند که حفظ آنها برای همه طرف‌ها ارزشمند باشد. چنین وابستگی متقابلی، هزینه منازعه را افزایش و انگیزه همکاری را تقویت می‌کند. این تغییر رویکرد، پیام مهمی نیز برای قدرت‌های جهانی دارد. ایران برای تثبیت جایگاه منطقه‌ای خود نیازی ندارد که قدرت ملی‌اش را با ارسال دایمی پیام تهدید، مخاطره یا ستیز به جهان معرفی کند. اقتدار ملی زمانی به سرمایه‌ای دیپلماتیک تبدیل می‌شود که دیگران در کنار توانایی دفاعی ایران، ظرفیت همکاری و مسوولیت‌پذیری آن را نیز ببینند.استقلال در سیاست خارجی به معنای دشمنی دایمی با امریکا یا وابستگی به چین و روسیه نیست. استقلال، قدرت تصمیم‌گیری بر پایه منافع ملی و برخورداری از امکان همکاری متوازن با بازیگران گوناگون است. روابط با قدرت‌های جهانی باید بر اساس احترام متقابل، شناسایی اختلافات واقعی و اولویت‌دادن به منافع مشترک تنظیم شود؛ بی‌آنکه ایران از حقوق و امنیت خود چشم بپوشد یا دیگران را ناگزیر از انتخاب میان تهران و واشنگتن کند.در چنین چشم‌اندازی، بهبود روابط با همسایگان می‌تواند یکی از زمینه‌های کاهش تقابل ایران و امریکا نیز باشد. هر اندازه ایران در منطقه از اعتماد، همکاری اقتصادی و روابط پایدار بیشتری برخوردار شود، امکان بهره‌برداری از نگرانی‌های همسایگان برای تشدید فشار علیه تهران کاهش می‌یابد. البته اختلافات دو کشور همچنان نیازمند گفت‌وگو و راه‌حل‌های مستقل است؛ اما محیط منطقه‌ای کم‌تنش می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای دیپلماسی فراهم آورد.جمهوری سوم در عرصه سیاست خارجی، با چنین بازنگری‌ای معنا می‌یابد: گذار از سیاست خارجی عمدتا معطوف به مدیریت تهدید، به سیاست خارجی متکی بر منافع ملی، تولید فرصت و توسعه همکاری. ایران قدرتمند، ایرانی نیست که همسایگان از آن بیم داشته باشند؛ ایرانی است که اقتدارش پشتوانه امنیت ملی و حضورش فرصتی برای ثبات و توسعه مشترک منطقه باشد.بازتعریف قدرت در منطقه، از همین نقطه آغاز می‌شود: تبدیل توان ملی به اعتماد منطقه‌ای و تبدیل اعتماد منطقه‌ای به قدرت پایدار ایران.


نظرات شما