پیام فارس - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
“سیدمحمد خاتمی” در تازهترین سخنان خود، با انتقاد از انحصار لیبرالیسم در الگوی توسعه، تجربه چین را نمونهای از پیگیری منافع ملی در دل نظم جهانی دانست. سخنان “خاتمی” این پرسش را مطرح کرده است که آیا گفتمان اصلاحات نیاز به بازنگری در الگوی توسعه دارد؟ “سازندگی” به این موضوع پرداخته است
عاطفه شمس| سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین ایران که دولتش با ترکیبی از آزادیخواهی سیاسی، اصلاحات اقتصادی و تأکید بر توسعه شناخته میشد، در تازهترین سخنرانی خود مرزهای روشنی با لیبرالیسم بهعنوان الگوی مسلط نظم جهانی ترسیم کرد و تجربه چین را بهعنوان نمونهای از پیگیری توسعه و منافع ملی در دل همین نظم پیش کشید. او در نشست تخصصی بنیاد باران ضمن دفاع از اصولی چون عدالت، مشارکت و تعاون، تأکید کرد که تعامل با جهان لزوماً بهمعنای پذیرش نظم لیبرال بهعنوان راه نجات بشریت نیست. از این منظر میتوان سخنان تازه خاتمی را تلاشی برای مرزبندی با لیبرالیسم اقتصادی بهمثابه تنها الگوی توسعه دانست؛ مرزبندیای که بر امکان پیگیری الگوهای دیگری از توسعه بدون قطع ارتباط با اقتصاد جهانی، تأکید دارد.
با این حال، این موضع پرسشی مهم را پیش میکشد که آیا خاتمی درحال بازنگری در مبانی اقتصادی گفتمان اصلاحات است یا میکوشد میان آزادیخواهی سیاسی، عدالت اجتماعی و واقعگرایی در سیاست خارجی نسبتی تازه برقرار کند؟
خاتمی در این سخنرانی بیش از آنکه از مبانی سیاسی گفتمان اصلاحات عقبنشینی کند، درحال بازتعریف نسبت توسعه، عدالت اجتماعی و تعامل با جهان است؛ هرچند این بازتعریف، فاصلهگذاری آشکاری با لیبرالیسم اقتصادی بهعنوان الگوی یگانه توسعه دارد. سه نکته در سخنان او اهمیت دارد؛ نخست خاتمی میان پذیرش نظم جهانی و تأیید آن تمایز میگذارد. او میگوید، میتوان نظم موجود را بهعنوان یک واقعیت پذیرفت و برای تأمین منافع ملی در چارچوب آن فعالیت کرد بیآنکه آن را عادلانه یا مطلوب دانست. دوم، او با مثال چین میکوشد، نشان دهد که توسعه اقتصادی الزاماً به پذیرش تمام مؤلفههای لیبرالیسم وابسته نیست. در روایت خاتمی چین توانسته است، درون اقتصاد جهانی فعالیت کند، در پی افزایش قدرت اقتصادی خود باشد و در عین حال اولویتهای ملیاش را حفظ کند. تأکید او بر مشارکت و تعاون و اشاره به محدود کردن بخش خصوصی نیز نشان میدهد که از نظر او بازار آزاد نمیتواند تنها معیار تصمیمگیری درباره الگوی توسعه باشد. سوم، خاتمی در همین سخنرانی همچنان بر ضرورت توسعه، مبارزه با فقر، احترام به ارزشها و حفظ آرمانها تأکید دارد. نگاه او عمدتاً بر نظم جهانی و الگوی توسعه است و نه تعریف آزادیهای سیاسی و حقوق شهروندی. با این حال ببینیم، خاتمی در این نشست چه گفته است.
عبور از نسخه لیبرال توسعه
سخنان خاتمی پس از ارائه بحث مفصل آخوندی درباره تحولات اقتصاد و سیاست جهانی مطرح شد؛ بحثی که در آن وزیر اسبق راه و شهرسازی کوشید نسبت میان امنیت، توسعه و جایگاه ایران در نظم بینالمللی را بازتعریف کند. با این حال خاتمی در واکنش به بخشی از این تحلیلها بر ضرورت تفکیک میان شناخت واقعیتهای جهان و پذیرش آن بهعنوان الگویی مطلوب تأکید کرد. این تأکید به یکی از محورهای اصلی سخنان آخوندی بازمیگشت؛ جایی که او با اشاره به تحولات اقتصاد جهانی از کاهش هژمونی آمریکا سخن گفت اما در عین حال هشدار داد که بحرانهای کنونی را نباید بهمعنای افول نظم لیبرال دانست.
خاتمی در توضیح این تمایز گفت: «ممکن است از سخنرانی آخوندی اینطور برداشت شود که لیبرالیسم مطلوب است. تفاوت وجود دارد بین اینکه ما نظم لیبرال را بهعنوان یک واقعیت ببینیم و آن را بهصورت دوفاکتو (غیررسمی) بپذیریم و اینکه نظم لیبرال را بهعنوان راه نجات بشریت ببینیم. بسیاری در جهان، لیبرالیسم را قبول دارند اما در عین حال مشی سوسیالیستی را دنبال میکنند. نظم موجود جهانی، نظم ظالمانهای است اما باید آن را بهعنوان یک واقعیت ببینیم و برای تأمین منافع خودمان در درون این نظم فعالیت کنیم؛ مانند همان کاری که چین میکند و به قدرت دوم جهان تبدیل شده و هدف رسیدن به جایگاه قدرت نخست جهان را دنبال میکند».
از تجربه اقتصادی چین تا آرمانهای انقلاب
رئیسجمهور پیشین ایران برای توضیح این موضوع به تجربه همکاری با چین در دوره ریاستجمهوری خود اشاره کرد و گفت: «ما تأسیساتی را در اصفهان داریم که عمده کار آن، تبدیل اورانیوم به سوخت کارخانههای انرژی اتمی است و کاملاً در راستای صلحآمیز فعالیت میکند. اولین طراح این تأسیسات، چینیها بودند که حدود ۵۰۰ میلیون دلار هم روی آن سرمایهگذاری کرده بودند. این پروژه تقریباً متوقف شده بود. من در زمان ریاستجمهوری خودم، سه ملاقات با جیانگ زمین، رئیسجمهور وقت چین داشتم و در هر سه مورد پیشنهاد دادم که برای فعالیت این کارخانه کمک کنند. آقای زمین اما به من میگفت که «دست از این پروژه بردارید؛ ما نیز از این سرمایهگذاری خود گذشتیم زیرا تنها هدف تبدیل شدن چین به یک قدرت اقتصادی را دنبال میکنیم و از هر امری که مانع از تحقق این هدف شود، اجتناب میکنیم» البته این کار چین یک مزیت هم برای ما داشت و آن اینکه باعث شد ما روی پای خودمان بایستیم و با توان خودمان، آن تأسیسات که در حملات اخیر بمباران شد را به بهرهبرداری برسانیم».
با این حال خاتمی در کنار تأکید بر ضرورت شناخت واقعیتهای جهان، یادآور شد که پیگیری توسعه نباید به کنار گذاشتن آرمانها و ارزشها منجر شود. او در همین زمینه خطاب به آخوندی تأکید کرد که عبارت «سلطنت شیعی» را در سخنان خود اصلاح کند و گفت: «اگرچه انقلاب اسلامی هدف آبادانی ایران را دنبال میکرد اما در عین حال باید آرمانهایی هم داشته باشیم. براساس این آرمانها، ما نظم فعلی جهان را ظالمانه میدانیم و هرگونه تجاوز را رد میکنیم».
آخوندی در بخشی از سخنان خود با تقسیم سیر جمهوری اسلامی به سه دوره از مفهومی با عنوان «سلطنت شیعی در ممالک محروسه» برای توصیف رویکرد دوره نخست انقلاب استفاده کرد؛ دورهای که به گفته او، امام خمینی بر محدود ماندن حکومت به مرزهای ایران تأکید داشت و با اعزام نیروهای نظامی به لبنان و عراق مخالفت میکرد. به روایت آخوندی، در دوره دوم، این رویکرد تغییر کرد و تأمین امنیت ایران به بیرون از مرزها گسترش یافت؛ تغییری که اکنون در دوره سوم، ضرورت بازاندیشی در ایده توسعه ایران را مطرح میکند.
اشغال و سرکوب، منشأ مشروعیت نیست
خاتمی برای توضیح نسبت میان آرمانخواهی، اخلاق و مواجهه با نظم جهانی به خاطرهای از سفر خود به آمریکا در سال ۱۳۸۵ اشاره کرد: «من پس از پایان دوران ریاستجمهوریام به دعوت آقای کوفی عنان به آمریکا رفتم و در دانشگاه هاروارد سخنرانی کردم و بسیاری از یهودیان طرفدار اسرائیل نیز در آن سخنرانی حضور داشتند. یکی از این افراد، خطاب به من گفت که «شما هدف نابودی اسرائیل را دارید و به تروریستها کمک میکنید». خاتمی ادامه داد: «من در پاسخ به او گفتم من که اکنون کارهای نیستم اما در وهله اول باید تروریست را تعریف کرد، نه اینکه هر جریان مخالف خودمان را تروریسم بدانیم. امروز دو جریان در مقابل هم قرار دارند که یکدیگر را متهم به تروریسم میکنند؛ یکی القاعده و دیگری دولت بوش. هر دو اینها با یک منطق کار میکنند؛ هر که با ما نیست علیه ماست و هر که علیه ماست، شایسته هر برخوردی است. شما ما را به تروریسم متهم میکنید و من هم متقابلاً میتوانم بگویم دولت اسرائیل، تروریست است. من بخش زیادی از آنچه شما تروریسم مینامید را مقاومت مشروع در برابر تجاوز و اشغال میدانم».
او سپس با پیوند دادن این بحث به مسئله مشروعیت سیاسی و اخلاقی، ادامه داد: «من در ادامه پاسخ گفتم، از نظر اخلاقی بشر بسیار هزینه داده تا توانسته این را به یک اصل تبدیل کند که اشغال و سرکوب، منشأ مشروعیت نیست. این همان حرفی است که فارابی نیز میگفت. به همین دلیل است که اکنون فیلمهایی که در مورد مقاومت فرانسه در مقابل آلمان ساخته میشود مورد ستایش قرار میگیرد. اگر اشغال، مشروعیت میآورد اکنون فرانسه باید بخشی از آلمان میبود».
رئیس دولتهای هفتم و هشتم در ادامه درباره موضع خود در قبال مسئله فلسطین توضیح داد: «من در ادامه از آن یهودی سوال پرسیدم که آیا اسرائیل به شکلی مسالمتآمیز ایجاد شده یا با اشغال. ما اشغال فلسطین را رد میکنیم اما در امور آنجا دخالت هم نمیکنیم و آزادسازی سرزمین قدس را حق خود فلسطینیها میدانیم. ما به لحاظ اخلاقی از ملت فلسطین حمایت میکنیم اما خودمان را بهجای آنها در مقابل یک قدرت قرار نمیدهیم».
بازخوانی نسبت توسعه، عدالت و منافع ملی
با وجود تأکید مشترک دو سخنران بر ضرورت توسعه و بهبود وضعیت معیشتی مردم، خاتمی در بخش پایانی سخنان خود بار دیگر به همان نقطه اختلاف بازگشت و در پاسخ به آخوندی گفت: «یک سوءتفاهمی که ممکن است در صحبتهای شما ایجاد شود این است که نظم لیبرال را مطلوب میدانید. ما باید ارزشها را مورد احترام قرار دهیم. حتماً باید به توسعه توجه ویژه داشته باشیم و با فقر مبارزه کنیم اما اکنون خیلیها هستند که با نظم موجود در جهان مخالفند. انتقاد به نظم لیبرال، مسئلهای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما میتوانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم. اینطور نیست که بگوئیم راه نجات ما، پذیرش نظم لیبرال است. امروز حتی بسیاری از اقتصاددانان بر درست بودن یکسری از اصول سوسیالیسم ازجمله «مشارکت» و «تعاون» تأکید میکنند. با این وجود باید طبق موازین موجود، برای تأمین مصالح خودمان، با نهادهای جهانی کار کنیم».
آخوندی در بخشی از سخنان خود از تغییر مفهوم امنیت در جهان امروز گفته و تأکید کرده بود که امنیت دیگر صرفاً در چارچوب توان نظامی و موازنه تهدید تعریف نمیشود بلکه عواملی مانند زنجیرههای ارزش جهانی، فناوری، انرژی، بازار، لجستیک و نظامهای پرداخت نیز در آن نقش دارند. وزیر اسبق راه و شهرسازی در این باره گفت: «در زمان جنگ سرد، امنیت بهمعنای تعادل تهدید بود اما اکنون مدیریت ریسک زنجیره ارزش، تعریف جدید امنیت است». او با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، فاصله میان ظرفیتهای جغرافیایی کشور و دستاوردهای اقتصادی آن را یادآور شد و پرسید چرا این موقعیت به تقویت جایگاه اقتصادی ایران منجر نشده است. آخوندی با مقایسه تولید ناخالص داخلی ایران و ثروت انباشته کشورهای حاشیه خلیج فارس، تأکید کرد که تصور هژمونی منطقهای با واقعیت اقتصادی کشور سازگار نیست و ایران باید به سمت همکاری و شکل دادن به نظمی شبکهای با دیگر کشورها حرکت کند.
او همچنین بازآرایی ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را ضروری دانست و ۶ لایه امنیت ملی را برشمرد: امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دفاعی، منابع حیاتی و هوش مصنوعی. از این منظر مهار تورم، تضمین مالکیت خصوصی، تأمین آب و انرژی، امنیت غذایی و تقویت توان دفاعی همگی بخشی از الزامات امنیت ملیاند. آخوندی در جمعبندی گفت: «ما اگرچه توانستهایم بقای خود را حفظ کنیم اما مردم ما فقیر شدهاند».
نشست بنیاد باران با گرامیداشت زادروز خاتمی به پایان رسید اما بحث درباره نسبت توسعه، عدالت اجتماعی و نظم جهانی همچنان باز ماند. سخنان خاتمی نشان داد که او دستکم در تعریف الگوی توسعه، پذیرش قواعد موجود جهان را با مطلوب دانستن نظم لیبرال یکی نمیداند و تجربه چین را نمونهای از امکان پیگیری منافع ملی در دل همین نظم معرفی میکند. با این حال اینکه این مرزبندی به بازنگری گستردهتر در مبانی اقتصادی گفتمان اصلاحات منجر خواهد شد یا صرفاً تلاشی برای ایجاد توازن میان توسعهخواهی، عدالت اجتماعی و واقعگرایی در سیاست خارجی است، پرسشی است که پاسخ آن به مواضع و برنامههای روشنتر این جریان در آینده بستگی دارد.