پیام فارس - فارس / او سالها در دیار غربت مانده بود وقتی که بازگشت، گویی پررایحهترین عطر دنیا در آسمان پر مهر وطن و در دل مردمان زادگاهش، عشق را به تصویر می کشد. از آمدنش همه متحول شدند. احساسی بین خوشحالی و ناراحتی داشتند. شهیدی که بعد از ۳۸ سال چشم انتظاری، مظلوم و غریبانه به وطن بازگشت.
شهید بهروز مصلحیان متولد ۴ آبان ماه سال ۱۳۴۳ در کازرون بود که به عنوان پاسدار راهی جبهه شد.او از رزمندگان لشکر ۱۹ سپاه فجر بود که در تاریخ ۴ تیر ماه ۱۳۶۷ با تک دشمن در عملیات جزیره مجنون به شهادت رسید و از آن موقع چند دهه در زمره رزمندگان مفقودالاثر قرار داشت.
فهیمه مصلحیان، خواهر شهید بهروز مصلحیان اظهار کرد: لحظهای که برادرم با ذوق و شوق عجیب برای ثبت نام در جبهه میدوید را به یاد دارم او بدون اذن پدر و مادرم و با شوق و شادی قلبی خودش عازم جبهه شد.
وی افزود: بهروز همیشه از شهادت میگفت. وقتی عمویم حاج هدایت شهید شد و او به مراسمش آمده بود، گفت «سه ماه دیگر نوبت من است»، ما دیگر او را ندیدیم. .مثل اینکه او ایمان راسخ داشت که شهید خواهد شد.
خواهر شهید افزود: یک بار هم که به مرخصی آمده بود قسمت گوشه انگشت چپ پوتینش پاره شده بود مادرم از او خواست که پوتین را بیاورد تا برایش بدوزد اما او در جواب گفت «نه مادر نمیخواهد این آخرین پوتینی است که من میپوشم».
وی گفت: ما سالها از بهروز بیخبر بودیم تا اینکه از طریق یک خانم که در یکی از روستاهای اطراف کازرون زندگی میکرد باخبر شدیم که بهروز به اسارت رفته است و موضوع از این قرار بود که او برای شناسایی فرزندش به شیراز رفته بود و یک ویدئو به آن نشان داده بودند که برادرم را در آن ویدئو دیده بود. ما از طریق پسرخالهام که آن زمان فرمانده بود توانستیم ویدئو را بازبینی کنیم و پدرم بهروز را شناخت که او را به اسارت میبردند. همسایهها به دیدار ما میآمدند و چشم روشنی می آوردند. ما خوشحال بودیم و جشن میگرفتیم که بهروز زنده است. ما همه سالها چشمانتظارش بودیم تا اینکه بعد از اعلام قطعنامه و بعدها هم بازگشت اسرا به ایران نیز از او هیچ خبری دریافت نکردیم. مادرم همیشه چشم انتظار بهروز بود. با عکسهایش سخن میگفت، با خاطراتش زندگی میکرد چند بار هم از ما آزمایش DNE گرفتند تا اینکه اردیبهشتماه گذشته مادر به رحمت خدا رفت. سه ماه بعد از مرگ مادرم از طرف سپاه با برادرم تماس گرفتند و به او گفتند که بهروز شناسایی شده است و بعد به ما خبر دادند و طی مراسمی مسئولین به خانه آمدند و اعلام کردند طبق آزمایشی که از من و مادرم چندین بار گرفته بودند پیکر مطهر بهروز شناسایی شده بود.
او گفت: ما همان لحظه متحول شدیم وقتی که فهمیده بودیم او اسیر نیست برایش مراسم گرفته بودیم و یک قبر نمادین در گلزار شهدای کازرون از طرف بنیاد شهید گذاشته بودند که در کنار آن قبر آرام میشدیم.
بعد از ۳۸ سال آن لحظه، حسی بین شادی و غم داشتیم احساسی که نمیتوان توصیفش کرد بهروز به وطن بازگشت و در زادگاهش توسط مردم شهید پرور کازرون در همان قبر نمادین گذاشته شد.
خواهر شهید با عنوان این موضوع که مردم کازرون بسیار شهیدپرور هستند گفت: ما مردم ایران باید به تک تک این شهدا افتخار کنیم که اینگونه مظلومانه جانشان و خونشان را در راه این خاک فدا کردند. آنها زنده هستند. هر خیری که به ما میرسد از برکت خون پاک همین شهداست.
شهدا واسطه فیض الهی هستند و ما وقتی ادعا میکنیم که شیعه هستیم باید پیرو آرمانها و اعتقادات آنها باشیم. مبادا که اعتقادات ما سست شود و دشمن سو استفاده کند و دشمن شاد شویم.