پیام فارس - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
توافق پیشنهادی کنونی اهرم فشار زمان جنگ ایران در تنگه هرمز را به یک دستاورد استراتژیک بلندمدت تبدیل میکند.
رئیسجمهور ایالات متحده ادعا کرد تنگه هرمز «به زودی» بازگشایی خواهد شد و در غیر این صورت حمله جدیدی علیه ایران انجام خواهد داد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده در مصاحبهای با فاکس نیوز گفت که «مذاکرات بسیار خوبی» با تهران در حال انجام است، اما هشدار داد که اگر ایران از تعهدات خود عقبنشینی کند، به حملات بازخواهد گشت. او گفت: «تنگه خیلی زود باز خواهد شد، وگرنه آنها ضربه سختی خواهند خورد و اگر دوباره از توافق عقبنشینی کنند، ضربه سختی خواهند خورد. آنها این را میدانند. آنها این را درک میکنند. من چارهای ندارم».
به نوشته سیانان، این در حالی است که ایران مذاکرات با ایالات متحده را رد کرده و اعلام کرده که تنها با عمان در حال همکاری برای ایجاد ترتیباتی برای بازگشایی تنگه هرمز است. یک منبع آگاه هم در گفتوگو با رسانههای ایرانی هشدار داده که توافق با عمان در مورد این تنگه که تا زمانی که ایالات متحده به تهدید ایران ادامه دهد، به تعویق خواهد افتاد. میانجیگران امیدوارند که پس از بازگشایی تنگه، ایالات متحده و ایران بتوانند مذاکرات هستهای را از سر بگیرند.
توافق به وقت آخر هفته؟
در همین شرایط، دو منبع منطقهای و یک مقام آمریکایی، به باراک راوید، گزارشگر آکسیوس گفتهاند، ایالات متحده، ایران و عمان در حال نزدیک شدن به یک توافق موقت برای بازگشایی تنگه هرمز هستند و ایالات متحده قصد دارد این توافق را روز چهارشنبه اعلام کند. به نوشته راوید، مفاد این توافق، برخی از خواستههای ایران برای کنترل بیشتر بر ترافیک تنگه هرمز را برآورده میکند. به گفته دو منبع منطقهای، توافق مورد بحث، یک توافق موقت ۶۰ روزه بین عمان و ایران در تنگه هرمز ایجاد میکند که میتواند تمدید شود.
بر اساس این توافق، تمام ترافیک ورودی کشتیها از طریق تنگه و به خلیج فارس از طریق مسیر شمالی از طریق آبهای ایران انجام خواهد شد. تمام ترافیک خروجی از طریق تنگه و به دریای عرب نیز از طریق مسیر جنوبی از طریق آبهای عمان، با هماهنگی ایران، انجام خواهد شد. در طول دوره ۶۰ روزه هیچ گونه عوارض یا هزینهای دریافت نخواهد شد. طرفین ظرف ۳۰ روز روی پاکسازی مینهای دریایی از خط میانی تنگه کار خواهند کرد. پس از پاکسازی خط میانی، از آن برای ترافیک ورودی و خروجی تحت شرایط یک توافق دائمی که قرار است بین عمان و ایران مورد مذاکره قرار گیرد، استفاده خواهد شد.
با این حال، به نوشته والاستریت ژورنال، در حالی که دیپلماتهای ایرانی در ابتدا از این پیشنهاد به دلیل تائید کنترل تهران بر تنگه استقبال کردند، اما خواستار حق دریافت هزینه، که احتمالاً با عمان به اشتراک گذاشته میشود، و همچنین تضمینهایی در برابر حملات مجدد، پایان دادن به محاصره دریایی ایالات متحده و لغو تحریمهای نفتی شدهاند. به گفته مقامات ارشد منطقهای، ایالات متحده و دولتهای منطقهای درخواست هزینه را رد کردهاند و خواهان تضمینهایی هستند که ایران و متحدانش سرزمینهای آنها را تهدید نکنند.
تلاش میانجیگران
به گفته منابع منطقهای، علاوه بر مذاکرات بین عمان و ایران، مقامات قطری، پاکستانی و سعودی نیز در تلاشهای میانجیگری دخیل بودهاند. اگر میانجیها بتوانند برای بازگشایی این آبراه به توافق برسند، آنگاه تلاش خواهند کرد تا یادداشت تفاهمی را که ایالات متحده و ایران در ماه ژوئن برای آغاز روند پایان دادن به جنگ امضا کرده بودند، احیا کنند. این توافق ماه گذشته به دلیل اختلاف واشنگتن و تهران بر سر کنترل هرمز، عملا فروپاشید.
با این حال، یک مقام عرب به والاستریت ژورنال گفته کشورهای خلیج فارس به ایران هشدار دادهاند که حمله به کشتیها، تلاشهای دیپلماتیک آنها را به خطر میاندازد. میانجیها هفتههاست که تردید دارند که آیا دیپلماتهای ایران با اختیار کافی برای دستیابی به توافقی که بتواند حملات آینده را متوقف کند، دارند یا خیر. به گفته ابتسام الکتبی، مدیر امدیشکده مرکز سیاست امارات: «شکاف اصلی همچنان پابرجاست: ایران ابتدا میخواهد محاصره دریایی و فشار نظامی کاهش یابد، در حالی که واشنگتن میخواهد تنگه بازگشایی شود و ایران قبل از ارائه کمک، امتیازاتی بدهد. ممکن است به یک تفاهم موقت محدود نزدیک شویم، اما هنوز تا یک توافق گستردهتر فاصله داریم. واقعیت موجود در آب بهترین معیار است».
همچنین بلومبرگ گزارش داد ایران در حال بررسی اعطای مجوز به کشورهای اروپایی برای جمعآوری مینها از مسیر میانی تنگه هرمز است - اقدامی که میتواند بخشی از توافقی برای عادیسازی کشتیرانی در این آبراه و تسهیل مذاکرات صلح با ایالات متحده باشد. ایران بارها به طور علنی گفته که به کشورهای خارجی اجازه نمیدهد به تلاشهای مینزدایی در این نقطه حیاتی ترانزیت نفت و گاز طبیعی مایع بپیوندند. اما به گفته منابع آگاه، تهران در جلسات خصوصی هفتههای اخیر این موضع را نرمتر کرده است. این اقدام به صنایع کشتیرانی و بیمه، اطمینان بسیار مورد نیاز شخص ثالث را میدهد که تنگه پس از بیش از پنج ماه درگیری نظامی امن است و میتواند به تقویت تلاشهای دیپلماتیک گستردهتر برای پایان دادن به جنگ کمک کند.
به نوشته بلومبرگ، مذاکرات ایران و عمان بر ایجاد یک کانال مرکزی جدید از طریق تنگه متمرکز بوده، اما با توجه به مینگذاری شدن این مسیر، عمل شدن آن به پاکسازی این منطقه بستگی دارد. به گفته یکی از منابع، ایالات متحده همچنین متحدان خود را تحت فشار قرار میدهد تا ایمن بودن تنگه برای استفاده جهت انتقال مجدد منابع انرژی را تائید کنند. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، دولتهای بریتانیا و فرانسه را برای میزبانی یک کنفرانس بینالمللی در مورد کشتیرانی هرمز تحت فشار قرار داده، اما به گفته یک مقام ارشد، بعید است این کنفرانس تا زمانی که آتشبس دیگری برقرار و ثابت شود میتواند پایدار بماند، برگزار شود. به گفته این مقام، اروپاییها به دلیل نگرانی از اینکه ممکن است حامی اقدامات تهاجمی ایالات متحده تلقی شوند، با این درخواست مخالفت کردند. حمایت ایالات متحده از ماموریت مینزدایی نیز نشاندهنده یک تغییر است، زیرا ترامپ پیش از این حمایت اروپا را رد کرده بود.
پلیس آبراه؛ تبدیل اهرم فشار به مزیت استراتژیک
به نوشته المانیتور، در حال حاضر سه مسیر کشتیرانی از طریق این تنگه وجود دارد. یکی از آنها از آبهای ایران عبور میکند و توسط تهران کنترل میشود که میگوید تنها گذرگاه امن است. مسیر دوم که توسط عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل پس از شروع جنگ پیشنهاد شده، از خط ساحلی عمان عبور میکند اما خشم ایران را برانگیخته است. مسیر سوم، خط کشتیرانی مرکزی قبل از جنگ است که عمدتاً از آبهای عمان عبور میکند و ایران آن را «منطقه خطرناک» اعلام کرده است.
توافق پیشنهادی کنونی اهرم زمان جنگ ایران بر تنگه هرمز را به یک دستاورد استراتژیک بلندمدت تبدیل میکند. این چارچوب که به تهران نقش رسمی در تعیین نحوه حرکت کشتیها از طریق این آبراه میدهد، نه تنها میتواند اهرم استراتژیک ایران در منطقه را افزایش دهد، بلکه میتواند دست آن را در مذاکرات آینده با ایالات متحده نیز تقویت کند و در صورت شکست مذاکرات، تهدید اختلال مجدد را حفظ کند. به گفته گرگوری برو، تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا: «توافقی که به ایران کنترل رسمی بر این تنگه را میدهد، اهرم آن را بر بقیه خلیج فارس تا حد زیادی بهبود میبخشد. چنین توافقی به تهران توان اعمال قدرت گسترده زیادی میدهد تا از نقش جدید خود به عنوان پلیس ترافیک این آبراه برای گرفتن امتیاز از کشورهای همسایه استفاده کند».
همین پویایی میتواند در مورد مذاکرات ایالات متحده و ایران نیز صدق کند. به گفته برو: «تهران هرمز را به عنوان اهرم اصلی خود برای فشار آوردن به ایالات متحده برای امتیازات بیشتر میبیند. تا زمانی که جایگزینهای مناسبی برای هرمز ایجاد نشود... [این تنگه] به اندازه کافی قدرتمند خواهد ماند تا به ایران ابزار لازم برای تحمیل هزینههای واقعی اقتصادی و سیاسی به هر دولتی در آمریکا که سعی در مذاکره دارد را بدهد».
فراتر از مزایای مالی
این توافق ممکن است برای ایران مزایای مالی داشته باشد و صادرات نفت این کشور را که یک شریان حیاتی برای اقتصاد آن است، احیا کند. بخش نفت تهران به شدت تحت تأثیر تحریمهای آمریکا و محاصره دریایی ایالات متحده در طول این درگیری قرار گرفته است. شرکت دادههای کشتیرانی ورتکسا گزارش داد که صادرات نفت ایران در ماه مه در مجموع 209000 بشکه در روز بوده است که نسبت به 1.34 میلیون بشکه در روز در آوریل و 1.9 میلیون بشکه در روز در مارس کاهش یافته است. بازگشایی تنگه، همراه با هرگونه تصمیم آینده ایالات متحده برای کاهش تحریمها یا صدور معافیت صادراتی، احتمالاً باعث افزایش محمولههای نفت خام ایران خواهد شد.
به گفته برو، ایران همچنین به دنبال مزایای دیگری از توافق هرمز است. او به المانیتور گفت که هدف تهران «در نهایت دریافت عوارض و هزینه برای استفاده از تنگه است. اما ایجاد کنترل - و به رسمیت شناختن این کنترل توسط عمان و بقیه منطقه و همچنین ایالات متحده - اولین گام مهم است». برو گفت، حتی اگر ایران توافقی بدون هزینه خدمات را بپذیرد، «احتمالاً در آینده برای دریافت هزینه بیشتر تلاش خواهد کرد».
باید خاطرنشان کرد توافقی با ایران که شامل هزینهها نیز باشد، میتواند به عمان نیز کمک مالی کند. موسسه سیاست عمومی بیکر مستقر در ایالات متحده در گزارشی در ماه ژوئیه یادآور شد که یکی از اولویتهای اقتصادی سلطان هیثم بن طارق، افزایش درآمد دولت است. به گفته این موسسه، سلطان به دنبال درآمد اضافی برای کاهش بدهی ملی و حفظ رتبه سرمایهگذاری عمان است.
محاسبات استراتژیک گستردهتر
بدین ترتیب، به نظر میرسد در شرایطی که واشنگتن همچنان دیپلماسی را حول محور برنامه هستهای ایران، تنگه هرمز و نگرانیهای امنیتی گستردهتر شکل داده، تهران اصرار دارد که مسئله فوری، تنگه هرمز است و هرگونه توافقی باید نقش ایران را در مدیریت یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان به رسمیت بشناسد. در واقع، این تمایز بیش از اختلاف بر سر کلمات، نشان دهنده اختلافی اساسی است بر سر آنچه درگیری اخیر تغییر داده است.
به نوشته المانیتور، از دیدگاه ایران، توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی از طریق هرمز پس از ماهها رویارویی نظامی، به عنوان یک منبع قدرتمند اهرم فشار ظهور کرده است. به نظر نمیرسد تهران به دنبال بستن دائمی این آبراه باشد، که به منافع خود آسیب میرساند و تلاشهای بینالمللی را برای دور زدن تنگه تشویق میکند. در عوض، تهران به دنبال تبدیل توانایی خود برای تأثیرگذاری بر ترافیک دریایی به یک نقش سیاسی شناخته شده است. به همین دلیل است که مقامات ایرانی بارها این ایده را که تنگه میتواند بدون تأیید تهران مدیریت شود، رد کردهاند. المانیتور، با اشاره به سخنان اخیر محسن رضایی مبنی بر این که «ما نمیتوانیم اجازه دهیم که یک کریدور دوم در تنگه هرمز باز شود»، نوشت این اظهارات منعکس کننده محاسبه استراتژیک گستردهتر ایران است که پس از سالها تحریم، فشار نظامی و رویارویی با ایالات متحده، هرمز به یکی از معدود مناطقی تبدیل شده که تهران معتقد است در آن از اهرم فشار فوری بر یک دشمن برتر نظامی برخوردار است.
اگر چه برنامه هستهای همچنان یک اختلاف حل نشده بزرگ بین ایران و غرب است و تهران غنیسازی را به عنوان یک حق حاکمیتی میداند، اما پیامهای فعلی ایران نشان میدهد که نبرد کنونی به طور فزایندهای بر تضمینهای امنیتی، دسترسی دریایی و به رسمیت شناختن نفوذ منطقهای خود متمرکز است که به اعتقاد تهران با جنگ تقویت شده است.
در واقع، اصرار ایران بر عدم مذاکرهی مستقیم با واشنگتن به معنای توقف دیپلماسی نیست و به نظر میرسد تهران در تلاش است تا در آینده تفاهمی حاصل شود که تضمین کند حمل و نقل از طریق هرمز با اجازه ایران انجام خواهد شد. با این حال، اختلال طولانی مدت در حمل و نقل دریایی خطراتی را برای خود ایران ایجاد میکند. یک هرمزِ دائماً بیثبات میتواند تلاشهای جهانی جاری برای تنوعبخشی به مسیرهای انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه را تسریع کند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، پیش از این استدلال کرده بود که ارزش هرمز از افزایش ترافیک دریایی ناشی میشود، نه از توقف آن. این موضوع در مرکز تفکر استراتژیک ایران قرار دارد. ایران نیاز دارد که هرمز به اندازه کافی باز بماند تا اهمیت خود را حفظ کند، اما به اندازه کافی بیثبات باشد تا بتواند اهرم فشار خود را حفظ کند.
برای دولت آمریکا، این چالش به همان اندازه دشوار است. فشار نظامی ممکن است قابلیتهای ایران را تضعیف کند، اما همچنین خطر تقویت همان استدلالی را که تهران مطرح میکند، دارد - اینکه فقط ایران میتواند ثبات در خلیج فارس را تضمین کند. نتیجه مذاکرات احتمالی ممکن است به این بستگی داشته باشد که واشنگتن تا چه حد میتواند نقش سیاسی ایران را برای مدیریت این آبراه بپذیرد و اینکه آیا ایران در مورد نحوه اعمال نفوذ خود به محدودیتهای خاصی تن میدهد یا خیر. اما آنچه قطعی به نظر میرسد این است که هرمز از نظر مقامات ایرانی دیگر فقط یک مسیر کشتیرانی نیست. پس از جنگی که آنها توانستند از آن جان سالم به در ببرند، به طور فزایندهای به نمادی از حاکمیت، بازدارندگی و قدرت چانهزنی تبدیل شده است و منجر به تغییر شکل موازنه منطقهای شده است.