پیام فارس - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با حمله نظامی اخیر ایران به اسرائیل که به هواخواهی از حزبالله انجام میشود، در واقع ما وارد مرحلهی جدیدی از این درگیری شدهایم.
بازار ![]()
در شرایطی که بیش از دو ماه از برقراری آتشبس میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران کیگذرد و هر دو طرف به دنبال دستیابی به توافقی دیپلماتیک برای پایان جنگ هستند، درگیری مستقیم ایران و اسرائیل طی نیمروز گذشته، موفقیتآمیز بودن این تلاشها را در هالهای از ابهام قرار داده است. اکنون با بازگشت جدی سایه جنگ و تردید در ادامه وضعیت نه جنگ نه صلح، این پرسش به وجود آمده که آیا بازیگران اصلی این نزاع به دنبال برقراری معادله جدیدی هستند و یا آماده بازگشت به سطح تازهای از درگیری میشوند.
تلاش برای ایجاد بازدارندگی تازه
در همین رابطه، تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه به الجزیره گفت حملات اخیر ایران به اسرائیل با هدف جلوگیری از حملات بیشتر اسرائیل به لبنان انجام شده است. او گفت: «ایران پیش از این، بازدارندگی را در برابر حملات علیه خود دوباره برقرار کرده است. کاری که اکنون در تلاش برای انجام آن است، ایجاد بازدارندگی در برابر هرگونه حمله علیه لبنان است». پارسی افزود: «چه کسی میداند که آیا آنها سعی خواهند کرد همین کار را برای غزه و سایر نقاط فلسطین نیز انجام دهند یا خیر. اما کاری که اکنون انجام میدهند حداقل تلاش برای ایجاد بازدارندگی برای لبنان نیز هست. و بسته به اینکه اسرائیلیها دقیقاً در پاسخ چه کاری انجام دهند یا ایالات متحده چه کاری انجام دهد، خواهیم دید که آیا این قمار برای ایران جواب میدهد یا خیر».
به گفته پارسی، این حملات همچنین برای اطمینان از این است که هرگونه توافقی با ایالات متحده شامل لبنان نیز میشود. او گفت: «ایرانیها کاملاً روشن کردهاند که هرگونه آتشبس باید در سراسر منطقه و بهویژه شامل لبنان باشد... آنها کاملاً روشن کردهاند که اگر به اسرائیلیها اجازه داده شود به بمباران لبنان ادامه دهند و خاک آن را تصرف یا اشغال کنند، نمیتوان پایان پایداری برای این جنگ متصور شد. در ابتدا، از طرف آمریکا، آن خط قرمز خیلی جدی گرفته نشد. اما در طول پنج روز گذشته، کاملاً روشن شده در این زمینه ایرانیها جدی هستند و به نظر میرسد که حتی حاضرند کل توافق با ایالات متحده را بر سر این موضوع به خطر بیندازند».
پارسی معتقدست واکنش ایران به حملات اسرائیل به جنوب لبنان نشاندهنده تغییر عمدهای در سیاست دفاعی در خاورمیانه است. او گفت: این استراتژی «سناریویی کاملاً جدید است که چندین دهه وجود نداشته است که بر اساس آن یک کشور منطقهای حملات نظامی انجام میدهد تا اطمینان حاصل کند که اسرائیل نمیتواند به کشور ثالثی حمله کند. در واقع اکنون خطوط نبرد و قاعده بازدارندگی تغییر کردهاند و تهران خط بازدارندگی جدیدی را در اطراف لبنان ایجاد میکند».
معادله تازه و مرحله جدید جنگ: شما بیروت را بزنید، ما اسرائیل را!
زینا خضر، گزارشگر الجزیره در بیروت هم معتقدست با حمله نظامی اخیر ایران به اسرائیل که برای اولین بار به هواخواهی از حزبالله انجام میشود، در واقع ما وارد مرحلهی جدیدی از این درگیری شدهایم. در واقع ایران در تلاش است تا مطمئن شود جبهههای جنگ لبنان و ایران به هم مرتبط هستند، و این در حالی است که ایالات متحده و اسرائیل در تلاشند میدانهای نبرد را از هم جدا سازند.
درست به همین دلیل است که واشنگتن این روند دیپلماتیک را در ایالات متحده آغاز کرد، و دولت لبنان با اسرائیل برای اولین بار پس از دههها وارد مذاکرات مستقیم شدند. اما این مذاکرات واقعاً هیچ پیشرفتی نداشتهاند و حزبالله این گفتوگوها را رد میکند. مدتی پیش وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران موضع تهران مبنی بر آتشبس در همه جبههها به عنوان بخشی از هرگونه حلوفصل بحران منطقهای را تکرار کرد. بنابراین ایران در تلاش است تا معادله جدیدی را تعیین کند: «شما بیروت را بزنید، ما اسرائیل را».
خروج از انفعال
به نوشته دنیس سیترونویچ، تحلیلگر مسائل ایران، از دیدگاه تهران، ایالات متحده و اسرائیل در حال دنبال کردن یک استراتژی هماهنگ با هدف تضعیف ایران و محور مقاومت هستند. این برداشت، همراه با اصرار مداوم ترامپ مبنی بر اینکه هیچ گونه تخفیف اقتصادی معناداری به ایران اعطا نخواهد شد، این باور را در تهران تقویت میکند که باید به جای منفعل ماندن، اقدام کند. این پویایی ارتباط نزدیکی با یک واقعیت ساده دارد: تا زمانی که توافقی بین واشنگتن و تهران حاصل نشود، اخلالگران از هر دو طرف به تشدید تنش ادامه خواهند داد.
عدم توافق به این معنی است که هیچ وضعیت موجود پایداری وجود ندارد. با توجه به شکافهای عمیق بین مواضع ایران و آمریکا در مورد مسائل کلیدی، از جمله غنیسازی اورانیوم و آینده شبکههای نیابتی منطقهای، پتانسیل تشدید تنش فقط میتواند برای مدت محدودی مهار شود.
تداوم این وضعیت احتمال تشدید خطرناک تنش به طور قابل توجهی بیشتر از چشمانداز توافق محتمل میکند و ایران پروایی از این موضوع ندارد و در واقع، به نظر میرسد عکس این موضوع صادق است. پس از ۳۹ روز درگیری، تهران به گونهای رفتار میکند که از این رویارویی در موقعیت استراتژیک قویتری بیرون آمده و به جای نشان دادن احتیاط یا خویشتنداری، همچنان اعتماد به نفس خود را نشان میدهند و بر انعطافپذیری، توانایی خود در جذب فشار و عزم خود برای حفظ جایگاه منطقهای خود تأکید میکند و خود را به عنوان یک بازیگر شکست خورده یا مرعوب نمیببیند. تا زمانی که تهران معتقد باشد که میتواند در برابر فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی مقاومت کند، چشمانداز کسب امتیازات عمده از طریق فشار به تنهایی محدود است. این واقعیت خطر تشدید بیشتر تنش را افزایش میدهد و تلاشها برای دستیابی به یک توافق دیپلماتیک را پیچیده میکند.
تشدید تنش در روابط ترامپ و تلآویو؟
سیترونویچ متذکر شده، ممکن است نتانیاهو ترامپ را متقاعد کرده باشد که فشار نظامی بر ایران در نهایت تهران را در موقعیتی ضعیفتر به میز مذاکره باز خواهد گرداند. اما مشکل این است که به نظر نمیرسد این فرض منعکس کننده محاسبات استراتژیک ایران باشد. تهران بارها نشان داده که آماده است هزینههای قابل توجهی را متحمل شود تا اینکه بر سر آنچه خطوط قرمز اساسی خود میداند، مصالحه کند. حتی پس از رویارویی نظامی با اسرائیل، بعید است که تهران در مورد آن مسائل اصلی امتیاز بدهد.
اوری گلدبرگ، تحلیلگر و مفسر اسرائیلی، هم به الجزیره گفته که رویدادهای اخیر تأثیر ماندگاری بر روابط آمریکا و اسرائیل خواهد داشت؛ روابطی که پس از نادیده گرفتن درخواست ترامپ برای عدم پاسخ به حملات ایران توسط نتانیاهو، در «وضعیتی پرتنش» قرار دارد. او خاطرنشان کرد که درخواست ترامپ چند روز پس از تماس تلفنی پرتنش با نتانیاهو در مورد برنامههایش برای حملات هوایی بیشتر در بیروت، مطرح شد.
گلدبرگ به الجزیره گفت: «چیزهایی که نتانیاهو میتوانست در زمان ریاست جمهوری جو بایدن از زیر آنها قسر در برود، چیزهایی نیستند که بتواند در دوران ریاست جمهوری ترامپ از آنها قسر در برود». گلدبرگ گفت که او همچنین معتقد نیست که اسرائیل بتنواند جنگ تمام عیار را از سر بگیرد، به خصوص بدون حمایت ایالات متحده.