پیام فارس - ایسنا / بیش از 40 روز است که از سفر ابدی ناصر تقوایی، کارگردان سرشناس سبنمای ایران میگذرد و در زمانی که این امید وجود داشت تا نسخۀ مرمت شدۀ آخرین فیلمش با حضور خود تقوایی به نمایش درآید، حالا علاقهمندان این فیلمساز در فقدانش به تماشای «کاغذ بیخط» مینشینند.
ناصر تقوایی «کاغذ بیخط» را سال 1380 با بازی خسرو شکیبایی، هدیه تهرانی و جمشید مشایخی ساخت؛ فیلمی که ابتدا در بیستمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد و در بخشهای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین نقشهای اول بازیگر زن و مرد نامزد دریافت سیمرغ جشنواره شد اما فقط جایزه ویژه هیأت داوران به کارگردان فیلم رسید.
قرار است نسخه مرمت شده این فیلم پس از سالها در پنجمین روز جشنواره جهانی فجر (یکشنبه، نهم آذر) که در شیراز در حال برگزاری است، در بخش فیلمهای مرمت شده نمایش داده شود.
«کاغذ بیخط» در اوایل دهه 80 در سینماها اکران عمومی شد اما همانطور که پروسه طولانی پیش تولید و ساختش بیحاشیه نبود، در زمان اکران هم با ماجراهای مختلفی همراه بود از جمله توقف پخش تیزرهای فیلم در تلویزیون و اظهارنظرهای گوناگون منتقدان. اینها در حالی بود که در همان زمان اکران، در یک نظرسنجی که به طور رسمی منتشر شد، بسیاری از تماشاگران فیلم که به واسطه شهرت کارگردان و بازیگرانش راهی سینما شده بودند، «کاغذ بیخط» را فیلمی آموزنده توصیف کردند.
البته تقوایی هم تاکید داشت که «کاغذ بیخط» را برای سرگرم شدن نساخته و تلاش کرده به واقعیت ارتباط افراد نزدیک شود.
در آن دوران درباره داستان فیلم حرف و حدیثهایی مطرح بود که به زندگی شخصی تقوایی نسبت داده میشد و این فیلمساز تیرماه سال 1381 درباره چگونگی شکل گرفتن «کاغذ بیخط» توضیح داده بود: «ماجرای نوشتن و ساخته شدن فیلم «کاغذ بیخط» تقریبا چیزی شبیه به خود فیلم است. در مدت 12 سالی که فیلم نساختم، هر سال یک ترم آموزش فیلمنامهنویسی در باغ فردوس میگرفتم و در میان دانشآموزان چند خانم بودند که یکی از آنها مینو فرشچی نام داشت و مانند شخصیت این فیلم (با بازی هدیه تهرانی) سن و سال متفاوتی از سایر بچهها داشت؛ یک زن خانهدار با دو فرزند. مینوفرشچی داستانی نوشت که نزدیک به همین داستان بود و در آن زمان به تصویب وزارت ارشاد نرسید به دلایلی که فکر میکنم در آن موقع داستانهای فمینیستی رد میشد تا این که در چند سال گذشته داستانهایی که شخصیت اول زن داشته باشند مطرح شد و راه برای ساخت این فیلم باز شد.»
این کارگردان سینما درباره رابطه بین ادبیات و سینما گفته بود: هر هنر روایی، خیال خودش را از ادبیات میگیرد حتی اگر در یک تابلوی نقاشی بخواهید چیزی را روایت بکنید، روایت متعلق به ادبیات است. وقتی یک رمان را میخوانیم در عالم خودمان یک فیلم با آن میسازیم، دکور و افراد فیلم را خودمان انتخاب میکنیم به همین علت وقتی یک فیلم از این آثار ساخته میشود و به ذهنیت ما نزدیک است، میگوییم فلانی چقدر فیلم خوبی ساخته در حالیکه میتوانستیم آدمها را با شکل و شمایل دیگری بسازیم و همان قدر هم به ادبیات وفادار باشیم. از سوی دیگر ادبیات ناب، غیرقابل انتقال به سینما است، من تا به امروز یک فیلم درجه اول از یک رمان درجه اول ندیدم. اصلا وجود ندارد. کدام فیلم به ارزش یکی از آثار داستایوفسکی ساخته شده؟ ادبیات وقتی به حد و قوارهی هنری میرسد دیگر به هیچ زبان دیگری قابل بیان نیست، مگر با همان فرم و شیوههای ادبی. وقتی آنها را بر میداریم و اقتباس سینمایی از آنها میکنیم باید یک تحول بزرگ در آنها ایجاد کنیم. اگر بخواهیم آنها را فیلم کنیم میشود عین یک فیلم گزارشی، فیلمی که از روی یک واقعیت مطلق میسازیم، بدون اینکه در آن جهانبینی داشته باشیم.
تقوایی بعد از «کاغذ بیخط» و در پی اتفاقهایی که برای فیلمهای ناتمامش افتاد تا آخر عمر فیلم نساخت و هیچ اثری را هم منتشر نکرد.
او یکی از معترضان جدی ممیزی در آثار هنری و فرهنگی بود. او 10 سال بعد از «کاغذ بیخط» بیان کرده بود: جامعه بافرهنگ یعنی یک جامعه سلیقهدار. سلیقه، فقط مد و لباس نیست بلکه روابط اجتماعی و حتی رانندگی را هم دربرمیگیرد. جامعه عقبافتاده یعنی جامعه بیسلیقه و ما اکنون به یک جامعه ضد سلیقه تبدیل شدهایم که آن هم از تولید نشدن فکر در پی سانسور ایجاد شده است. نمونه بارز آن شهرسازی است که میتوان آن را با یک قرن قبل مقایسه کرد، اگر به یکی از مساجد قدیمی اصفهان بروید میبینید که چه آرامشی خواهید داشت در حالیکه چنین حسی را در مساجد امروزی نمییابید.
ناصر تقوایی در حالی که بیش از 20 سال بود هیچ فیلمی نساخته و در یک دهه گذشته هم در محافل هنری حضور نداشت، 22 مهرماه 1404 از دنیا رفت ولی آثار ماندگاری از او به جا مانده که بسیاری از آنها هنوز منتشر نشده است.