پیام فارس - فرهیختگان / «رادیکالهای چپ و راست مخاطب بودند» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سعید آجورلو است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
دولت چهاردهم به دلایل زیادی استثنایی است؛
1. در زمانه خاصی تشکیل شد با انتخاباتی زودهنگام که نیروهای سیاسی و جامعه آمادگی آن را نداشتند؛ بنابراین نامزدها و گروههای سیاسی با همین عدم آمادگی حاضر شدند که بخش زیادی از آن در مناظرهها قابل مشاهده بود.
بازار ![]()
2. در زمان جنگ روی کار آمد و همان زمان، جنگ خاورمیانه رفتهرفته به ایران کشیده شده بود و شروع دولت هم با ترور شهید هنیه بود.
3. چینش کابینه و نوع رویکرد پزشکیان با حاکمیت هم نکته دیگری است که سعی کرد با مجلس و نهادهای حاکمیتی و حتی با رقیبش وارد چالش نشود. پزشکیان جزء معدود رؤسایجمهوری است که نمیخواهد انتخابات را ادامه دهد.
4. به دلیل اینکه شعار و قولی نداده است، بهسختی به ایده اداره دولت میرسد. بخشهای مختلف دولت ایده جدی در یک سال و نیم نداشتند. صورت مسئله روشن بود، درخصوص مسائل اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی؛ اما به دشواری به راهحل و پس از آن به اجرا میرسند. بر این اساس بخش زیادی از دولت بیایده و بیپروژه بود. درحالیکه آقای پزشکیان سعی کرد، غیریتسازی فضای سیاسی را کاهش دهد، دگرسازی و تخاصم در فضای سیاسی اتفاق نیفتد؛ اما در سطح دولت و اجرا باید کاری انجام شده و مسئلهای حل میشد. دولت در این مورد مشکلاتی داشت، این مشکلات به علل استثنایی بودن دولت مرتبط است.
دو مخالف رادیکال دولت
در چنین شرایطی دو دسته مخالف برای دولت، پیدا شد؛ 1. اصلاحطلبان رادیکال (چپ جنبشی) 2. جناح راست رادیکال (راست تودهای) هر دو گروه، به نحوی و به نوبت در حال تبدیل شدن به اپوزیسیون دولت هستند. راست تودهای از روزی که انتخابات تمام شد شروع به مخالفت با دولت کرد و همچنان هم ادامه میدهد که نمونه آن طرح بنزینی آقای پزشکیان است. موضوعات مختلف در سیاست خارجی و اینکه دولت در جنگ 12 روزه، علیه نظام کودتا کرده است و سخنانی از این سنخ با هدف استیضاح پزشکیان است. میخواهند دولت را کنار بزنند یا انتخابات زودهنگام به راه بیندازند یا دولت را از نظر معنوی تمام کنند و گزینه خود را سرکار بیاورند. یکی از مخاطبان جدی صحبتهای رهبرانقلاب نه فقط در این سخنرانی که در ایام گذشته و دو سال اخیر، گروههای اصطلاحاً سوپر انقلابی بودند که در ادبیات سیاسی به آنها راست تودهای میگوییم. گروههایی که ادعای نمایندگی جامعه انقلاب را دارند؛ اما به دنبال منافع سیاسی هستند. بخشی از مخاطب رهبرانقلاب، همین گروهها هستند به این معنی که اجازه دهند، دولت ثبات پیدا کند.
دسته چپ رادیکال یا چپ جنبشی، عمدتاً هیئترئیسه جبهه اصلاحات را در اختیار دارند، اینها حاضر نیستند هزینه دولت شوند و به نفع دولت مصرف شوند. اگر دولت برای آنها مصرف شد استقبال میکنند، اگر اینطور نشد شروع به نقد دولت میکنند. هم بیانیه کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و هم توییت جواد امام که عبور رسمی از دولت بود، بهنوعی مشروعیت دولت را از بین میبرند. به این دلیل که احساس میکنند هزینه میشوند و شاید بخواهند در انتخابات شورا لیستی مجزای از دولت و آقای پزشکیان بدهند به همین جهت، مواضعشان تند شده و اساساً شاید بخواهند به گفته خودشان اصلاحات را از نظر اجتماعی حفظ کنند که در بیانیه کمیته سیاسی جبهه اصلاحات که گفته شده باید قدرت را رها کنیم، سمت مردم برویم، محافظهکاری را کنار بگذاریم و صداقت داشته باشیم. اصلاحات در این بیانیه از دولت عبور کرد و سخنگوی جبهه اصلاحات نیز این مسیر را ادامه داد. این عبور در آینده سرعت خواهد گرفت و اصلاحطلبان از دولت دور میشوند و بخشی از اصلاحطلبان میانه و روزنهگشا با دولت میمانند. بخشی از خطاب رهبرانقلاب به این گروهها بود که ثبات سیاسی را بههم نزنند و دولت را تحت فشار قرار ندهند. نکته جالب توجه آنکه همین اصلاحطلبان، دولت را روی کار آوردند و 75 درصد از استانداران فعلی دولت، اصلاحطلب و اعتدالی هستند. اقتصاد سیاسی کشور در اختیار اینهاست؛ پست معاونت وزرا، رؤسای شرکتهای بزرگ، هلدینگها، بانکها و شرکتهای سرمایهگذاری، همه اصلاحطلب هستند. آنها از جایشان تکان نمیخورند؛ اما به فحاشی به دولت و عبور از دولت ادامه میدهند. رهبری این دوطیف را نقد کردند. دولت بعد از یک سال و نیم در حال حرکت به سمت پروژههایی است مثل انرژی و کالا برگ. به همین جهت باید قوام پیدا کند که بتواند این پروژهها را جلو ببرد آنهم در تنگنایی که دو طیف راست جنبشی و چپ تودهای ایجاد کردند. در واقع دو گروه دنبال ناتمام ماندن دولت هستند؛ راست تودهای میخواهد رئیسجمهور استیضاح شود، چپ جنبشی و تجدیدنظرطلب هم به دنبال استعفای پزشکیان است و هر دو میخواهند دولت چهاردهم نیمهکاره بماند و صحبتهای رهبری مقابل این پروژه نیمهتمام ماندن دولت است.
نقد دولت ممنوع نیست
این حمایت به معنای آن نیست که نباید دولت را نقد کرد، در حوزههای مدیریتی و اجرایی باید دولت نقد شود به این منظور که کاری انجام دهد نه اینکه سرنگون شود. نقد باید به منظور تداوم بهتر باشد نه سرنگونی و از بین رفتن دولت. از این بابت گروهها و وزرای دولت که عملکرد خوبی نداشتند، احساس نکنند که هیچ نقدی به آنها وارد نیست و میتوانند به ناکارآمدیشان ادامه دهند. دولت میبایست بماند، ثبات سیاسی داشته باشد؛ اما ناکارآمدیها میبایست اصلاح شود و از بین برود. دولت باید از این فرصت حمایت رهبری بهترین استفاده را کند و به وضعیت معیشتی و اقتصادی سروسامان دهد. یکی از مصادیق استفاده از این فرصت، تحول در برخی وزرا و مدیران دولتی است. پس از حدود یک سال اکنون مجال مناسبی است که تغییراتی در وزرا از سمت خود رئیسجمهور صورت گیرد تا شرایط دولت بهتر پیش برود. این نیاز در وزارتخانههایی چون جهاد و راه بهوضوح دیده میشود.
رهبری مقابل برهمزنندگان ثبات اجتماعی
نکته مهم دیگری که رهبرانقلاب به آن اشاره کردند این بود که نباید انسجام جنگ 12روزه را از بین ببریم. این دستاوردی بزرگ بود، نباید جنگ 12روزه را فراموش کنیم، این جنگ قرار بود باعث فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و ایران شود و شکاف ایجاد کند. این پروژه شکست خورد، بخشی از آن را مردم و بخشی دیگر را نظام جمهوری اسلامی انجام داد و از همه مهمتر نقش اساسی رهبری در شکست خوردن این پروژه قابل مشاهده بود. در قدرت نظامی که باید ضعفها را برطرف کرد، نقش رهبری که مسجل است؛ اما در مردم نباید شکاف سیاسی ایجاد شود. کاری که همین دوگروه سیاسی به آن مشغولند و در خارج هم براندازها و ضدانقلاب مشغول این کار هستند و دولتهای غربی هم با تحریم و قطعنامه میخواهند این تعادل را برهم بزنند. باید فکر کنیم چطور میتوان این تعادل را حفظ کرد. حفظ این تعادل و عوامل انسجام و همبستگی، یکی از عواملی است که موجب میشود اینها تصور حمله دیگری نداشته باشند. رهبر انقلاب از همان روزهای اول و روز پنجشنبه دوباره تأکید کردند که نباید این انسجام بههم بخورد و ثبات سیاسی و اجتماعی حفظ شود. حرفهای تفرقهافکنانه، اقدامات شکافساز، تخاصمآفرین به ثبات اجتماعی دامن میزند و مزیت ما را از بین میبرد.